|
وَ لا تُخَلِّ فى ذلِكَ بَيْنَ نُفُوسِنا وَاخْتِيارِها، فَاِنَّها مُخْتارَةٌ و در اين امور ما را به خود و به اختيار خويش رها مساز، كه نفسْ انتخاب كننده لِلْباطِلِ اِلاّ ما وَفَّقْتَ،اَمّارَةٌ بِالسُّوءِ اِلاّ ما رَحِمْتَ. اَللَّهُمَّ باطل است مگر آن كه تواَش توفيق دهى، و پيوسته به بدى فرمان دهد مگر آن كه تواَش رحمت آورى. الهى، وَ اِنَّكَ مِنَ الضُّعْفِ خَلَقْتَنا، وَ عَلَى الْوَهْنِ بَنَيْتَنا، وَ مِنْ مآءٍ ما را از مايه ضعف و ناتوانى به وجود آوردهاى، و اساس آفرينش ما را بر سستى نهادهاى، وآغاز مارا از آبى مَهينٍ ابْتَدَاْتَنا، فَلا حَوْلَ لَنا اِلاّ بِقُوَّتِكَ، وَ لاقُوَّةَ لَنا اِلاّ ناچيز بنا گذاشتهاى، پس ما را جز به نيروى تو حركتى و جز به يارى تو قوّتى بِعَوْنِكَ، فَاَيِّدْنا بِتَوْفيقِكَ، وَ سَدِّدْنا بِتَسْديدِكَ، وَ اَعْمِ نيست، پس به توفيق خود نيرومان بخش، و با هدايتت به راه صواب استوارمان دار، و چشم دلمان اَبْصارَ قُلُوبِنا عَمّا خالَفَ مَحَبَّتَكَ، وَ لاتَجْعَلْ لِشَىْءٍ مِنْ را از آنچه در مسير غير عشق توست كور ساز، و هيچ كدام از جَوارِحِنا نُفُوذاً فى مَعْصِيَتِكَ. اَللَّهُمَّ فَصَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ الِهِ، اعضاى ما را در معصيت خود پيشرفت مده. بارالها، پس بر محمد و آلش درود فرست، وَاجْعَلْ هَمَساتِ قُلُوبِنا، وَ حَرَكاتِ اَعْضآئِنا، وَ لَمَحاتِ و رازهاى دلمان، و حركات اعضايمان، و نگاههاى اَعْيُنِنا، وَ لَهَجاتِ اَلْسِنَتِنا فى مُوجِباتِ ثَوابِكَ چشممان، و سخنان زبانمان را در برنامههايى قرار ده كه موجب ثواب تو باشد
|
|
حَتّى لاتَفُوتَنا حَسَنَةٌ نَسْتَحِقُّ بِها جَزآءَكَ، وَ لاتَبْقى لَنا سَيِّئَةٌ تا كار نيكى كه موجب ثواب توست از دست ما نرود، و كار بدى كه نَسْتَوْجِبُ بِها عِقابَكَ. موجب عقاب توست براى ما نماند.
(10)و کان من دعائه عليه السلام في اللجا الي الله تعالي « در پناه بردن به خداوند » اَللَّهُمَّ اِنْ تَشَأْ تَعْفُ عَنّا فَبِفَضْلِكَ، وَ اِنْ تَشَأْ تُعَذِّبْنا بارخدايا، اگر بخواهى بر ما ببخشى از سر فضل مىبخشى، و اگر بخواهى ما را به عذاب فَبِعَدْلِكَ، فَسَهِّلْ لَنا عَفْوَكَ بِمَنِّكَ، وَ اَجِرْنا مِنْ عَذابِكَ مبتلا كنى از سر عدل مبتلا مىكنى، الهى به رسم احسان، عفوت را نصيب ما كن، و به آئين چشمپوشى ما را بِتَجاوُزِكَ، فَاِنَّهُ لاطاقَةَ لَنا بِعَدْلِكَ، وَ لانَجاةَ لِأَحَدٍ از عذاب برهان، كه ما را طاقت عدل تو نيست، و بدون عفوت براى هيچ يك مِنّا دُونَ عَفْوِكَ، يا غَنِىَّ الْاَغْنِيآءِ، ها، نَحْنُ عِبادُكَ بَيْنَ از ما آزادى ميسّر نيست، اى بىنيازترين بىنيازها، اينك ما بندگان توايم يَدَيْكَ، وَ اَنَا اَفْقَرُ الْفُقَرآءِ اِلَيْكَ، فَاجْبُرْ فَاقَتَنا بِوُسْعِكَ، بر درگاهت، و من نيازمندترين نيازمندان به توام، پس تهيدستى ما را به توانگريت چاره كن،
|