|
مَنِ اعْتَصَمَ بِكَ، وَتُفَرِّجُ عَمَّنْ لاذَ - بِكَ. اِلهى فَلا تَحْرِمْنى رحمتت درآويزد رهايى مىدهى، و هر كه به تو پناهنده شود غمش را مىزدايى، خداوندا پس مرا به خَيْرَ الْاخِرَةِ وَالْاُولى لِقِلَّةِ شُكْرى، وَ اغْفِرْ لى ما تَعْلَمُ خاطر كمى شكرم از خير دنيا و آخرت محروم مكن، و گناهانى را كه از من مِنْ ذُنُوبى، اِنْ تُعَذِّبْ فَاَنَا الظّالِمُ الْمُفَرِّطُ الْمُضَيِّعُ الْاثِمُ خبردارى ببخش، اگر مرا عذاب كنى من آنم كه بر خود ستم روا داشتم و از حدّ و مرز خود پاى المقَصر المضَجع المغفٍل حَظ نفسي, وَ اٍن تَغفٍر نهادم و فرمانت را چنانكه بايد مواظبت نكردم و از نصيب خويش از جانب تو غفلت ورزيدم، و چنانچه فَاَنْتَ اَرْحَمُ الرّاحِمينَ. مرا مورد آمرزش قرار دهى پس تو مهربانترين مهربانانى.
(52) وَكان مِن دعائِه عليهالسلام فِى الاِْلْحِاح عَلَى اللَّهِ تعالى «دعادر پافشارى در خواهش از خدا» يا اَللَّهُ الَّذى لايَخْفى عَلَيْهِ شَىْءٌ فِى الْاَرْضِ وَلا فِى السَّمآءِ، اى خدائىكه در آسمان و زمين چيزى بر تو پوشيده نيست، وَكَيْفَ يَخْفى عَلَيْكَ - يااِلهى - ما اَنْتَ خَلَقْتَهُ؟ وَكَيْفَ و چگونه اى خداى من بر تو پوشيده باشد آنچه تو خود به وجود آوردهاى؟، و چگونه شمار
|
|
لاتُحْصى ما اَنْتَ صَنَعْتَهُ، اَوْ كَيْفَ يَغيبُ عَنْكَ ما اَنْتَ آنچه را خود ساختهاى نداشته باشى؟ يا چگونه از تو پوشيده باشد آنچه را تو تدبيرش تُدَبِّرُهُ؟ اَوْ كَيْفَ يَسْتَطيعُ اَنْ يَهْرُبَ مِنْكَ مَنْ لاحَيوةَ لَهُ مىنمايى؟ يا چگونه قدرت دارد از تو فرار كند كسىكه جز به روزيت اِلاّ بِرِزْقِكَ؟ اَوْكَيْفَ يَنْجوُ مِنْكَ مَنْ لامَذْهَبَ لَهُ فى غَيْرِ زنده نيست؟ يا به چه صورت از تو نجات يابد آن كه در غير ملك تو راهى برايش مُلْكِكَ؟ سُبْحانَكَ! اَخْشى خَلْقِكَ لَكَ اَعْلَمُهُمْ بِكَ، وَ نيست؟ پاكى تو، ترسندهترين خلق تو در درگاهت داناترين آنهاست، و اَخْضَعُهُمْ لَكَ اَعْمَلُهُمْ بِطاعَتِكَ، وَ اَهْوَنُهُمْ عَلَيْكَ افتاده ترينشان عاملترين آنان به فرمان حضرت توست، و پستترين آنها در پيشگاهت آن است كه تو مَنْ اَنْتَ تَرْزُقُهُ وَ هُوَ يَعْبُدُ غَيْرَكَ. سُبْحانَكَ! لايَنْقُصُ روزيش را مىدهى و او غير تو را پرستش مىنمايد. پاكى تو، هر كس براى وجود مباركت شريكى سُلْطانَكَ مَنْ اَشْرَكَ بِكَ وَكَذَّبَ رُسُلَكَ، وَلَيْسَ يَسْتَطيعُ پنداشته و به تكذيب پيامبرانت برخاسته در سلطنت كاستى نياورد، و هر كه حكمت را نپسندد مَنْ كَرِهَ قَضآءَكَ اَنْ يَرُدَّ اَمْرَكَ، وَلايَمْتَنِعُ مِنْكَ مَنْ كَذَّبَ قدرت ردّ فرمانت را ندارد، و هر كه به انكار قدرتت برخيزد از دايره توان تو بِقُدْرَتِكَ، وَلا يَفُوتُكَ مَنْ عَبَدَ غَيْرَكَ، وَلا يُعَمَّرُ فِى الدُّنْيا بيرون نيست، و هر كه غير تو را بپرستد از دست قدرتت بيرون نرود، و هر كه لقاى تو را ناپسند دارد
|