|
تُعَذِّبْنى فَاِنّى لِذلِكَ اَهْلٌ، وَهُوَ - يا رَبِّ - مِنْكَ عَدْلٌ، وَ اِنْ عذابم كنى سزاوار آنم، و آن از ناحيه تو - پروردگارا - عين عدالت است، و اگر تَعْفُ عَنّى فَقَديماً شَمَلَنى عَفْوُكَ، وَاَلْبَسْتَنى عافِيَتَكَ. از من عفو كنى پس از ديرباز عفوت شامل حالم بوده، و لباس عافيت را بر من پوشاندهاى. فَاَسْئَلُكَ - اللَّهُمَّ - بِالْمَخْزُونِ مِنْ اَسْمآئِكَ، وَ بِما وارَتْهُ پس تو را سوگند به آن نامها كه در گنجينه دارى، و به آنچه الْحُجُبُ مِنْ بَهآئِكَ، اِلاّ رَحِمْتَ هَذِهِ النَّفْسَ الْجَزُوعَةَ، از جلالت در پس پرده قرار گرفته كه رحمت آرى بر اين وجود بىتاب، وَهذِهِ الرِّمَّةَ الْهَلُوعَةَ، الَّتى لاتَسْتَطيعُ حَرَّ شَمْسِكَ، و اين مشت استخوان بىطاقت كه تاب آفتاب تو را ندارد فَكَيْفَ تَسْتَطيعُ حَرَّ نارِكَ؟ وَ الَّتى لاتَسْتَطيعُ صَوْتَ رَعْدِكَ، تا چه رسد به گرمى دوزخت! و قدرت شنيدن صداى رعد تو را ندارد فَكَيْفَ تَسْتَطيعُ صَوْتَ غَضَبِكَ؟ فَارْحَمْنِى - اللَّهُمَّ - فَاِنِّى تا چه رسد به فرياد خشمت! پس خدايا بر من رحم كن زيرا كه امْرُؤٌ حَقيرٌ، وَخَطَرى يَسيرٌ، وَلَيْسَ عَذابى مِمّا يَزيدُ فى فردى كوچكم، و قدر و منزلتم ناچيز است، و عذابم چيزى نيست كه به مقدار ذرّهاى مُلْكِكَ مِثْقالَ ذَرَّةٍ، وَلَوْ اَنَّ عَذابى مِمّا يَزيدُ فى مُلْكِكَ در پادشاهيت بيفزايد، و اگر عذابم در پادشاهى تو مىافزود هرآينه صبر بر
|
|
لَسَئَلْتُكَ الصَّبْرَ عَلَيْهِ، وَ اَحْبَبْتُ اَنْ يَكُونَ ذلِكَ لَكَ، آن را از تو درخواست مىكردم، و دوست مىداشتم كه آن فزونى تو را باشد، وَلكِنْ سُلْطانُكَ - اللَّهُمَّ - اَعْظَمُ، وَمُلْكُكَ اَدْوَمُ مِنْ اَنْ تَزيدَ اما اى خدا، سلطنت تو بزرگتر و پادشاهيت با دوامتر از آن است كه فيهِ طاعَةُ الْمُطيعينَ، اَوْ تَنْقُصَ مِنْهُ مَعْصِيَةُ الْمُذْنِبينَ، طاعت مطيعان در آن بيفزايد، يا عصيان گنهكاران از آن بكاهد، فَارْحَمْنى يا اَرْحَمَ الرّاحِمينَ، وَ تَجاوَزْ عَنّى يا ذَاالْجَلالِ پس بر من رحم كن اى رحم كنندهترين رحمكنندگان، و از من بگذر اى صاحب وَالْاِكْرامِ، وَتُبْ عَلَىَّ، اِنَّكَ اَنْتَ التَّوَّابُ الرَّحيمُ. جلال و اكرام، و توبهام را بپذير كه تويى توبهپذير مهربان.
(51) وَكان مِن دعائِه عليهالسلام فِى التَّضَرُّعِ وَالاِْسْتِكانَة «دعاى آن حضرت در تضرّع و فروتنى» اِلهى اَحْمَدُكَ - وَاَنْتَ لِلْحَمْدِ اَهْلٌ - عَلى حُسْنِ صَنيعِكَ خداوندا تو را مىستايم - و تو سزاوار سپاسى - در برابر احسانت اِلَىَّ، وَسُبُوغِ نَعْمآئِكَ عَلَىَّ، وَجَزيلِ عَطآئِكَ عِنْدى، وَعَلى به من، و فراوانى نعمتهايت بر من، و عطاى بزرگت به نزد من، و بر
|