|
شَرِّ كَذا وَكَذا، فَاِنَّ ذلِكَ لايَضيقُ عَلَيْكَ فى وُجْدِكَ، وَ از شر فلان و فلان پناه دهى، زيرا اين پناه دهى در جنب توانگريت تورا دچار مضيقه نمىكند، و لا يَتَكَاَّدُكَ فى قُدْرَتِكَ، وَ اَنْتَ عَلى كُلِّ شَىْءٍ قَديرٌ. فَهَبْ لى - يا در جنب قدرتت تورا به زحمت نمىاندازد، و تو بر همه چيز توانايى. پس از رحمت اِلهى - مِنْ رَحْمَتِكَ وَدَوامِ تَوْفيقِكَ ما اَتَّخِذُهُ سُلَّماً اَعْرُجُ بِهِ و دوام توفيق خود بهرهاى به من بخش كه آن را نردبان رسيدن اِلى رِضْوانِكَ، وَامَنُ بِهِ مِنْ عِقابِكَ، يا اَرْحَمَ الرَّاحِمينَ. به خشنودى تو كنم، و به سبب آن از عقوبتت ايمن گردم، اى مهربانترين مهربانان.
(50) وَ كان مِن دعائِه عليهالسلام فِى الرَّهْبَةِ «دعاى آن حضرت در خوف از خدا» اَللَّهُمَّ اِنَّكَ خَلَقْتَنى سَوِيّاً، وَ رَبَّيْتَنى صَغيراً، وَ رَزَقْتَنى بار خدايا تو مرا درست اندام و موزون ساختى، و در كودكى پروردى، و روزيم را مَكْفِيّاً. اَللَّهُمَّ اِنّى وَجَدْتُ فيما اَنْزَلْتَ مِنْ كِتابِكَ، وَ متكفّل شدى. بارالها من در كتابت كه نازل كردهاى و در آنچه بندگانت - را بَشَّرْتَ بِهِ عِبادَكَ اَنْ قُلْتَ: «يا عِبادِىَ الَّذينَ اَسْرَفُوا عَلى به آن بشارت دادهاى يافتهام كه فرمودهاى: «اى بندگان من كه در حق خود اسراف كردهايد
|
|
اَنْفُسِهِمْ لاتَقْنَطُوا مِنْ رَحْمَةِاللَّهِ اِنَّ اللَّهَ يَغْفِرُ الذُّنُوبَ از رحمت خدا نااميد مشويد زيرا خداوند همه گناهان را مورد مغفرت قرار جَميعاً»، وَ قَدْ تَقَدَّمَ مِنّى ما قَدْ عَلِمْتَ وَ ما اَنْتَ اَعْلَمُ بِهِ مىدهد»، و از من كارهائى صادر شده كه تو مىدانى و از من به آن مِنّى، فَياسَوْاَتا مِمّا اَحْصاهُ عَلَىَّ كِتابُكَ، فَلَوْلاَ الْمَواقِفُ داناترى، پس واى از اين رسوايى كه در پرونده من ثبت است، و اگر نبود الَّتى اُؤَمِّلُ مِنْ عَفْوِكَ الَّذى شَمِلَ كُلَّ شَىْءٍ لَألْقَيْتُ مواقفى كه به بخشش فراگيرت در آن اميد بستهام به كلى از رحمتت نااميد بِيَدى، وَلَوْ اَنَّ اَحَداً اسْتَطاعَ الْهَرَبَ مِنْ رَبِّهِ لَكُنْتُ اَنَا اَحَقَّ مىشدم، واگر كسى را قدرت فرار از پروردگارش بود هر آينه من به فرار از تو بِالْهَرَبِ مِنْكَ، وَاَنْتَ لاتَخْفى عَلَيْكَ خافِيَةٌ فِى الْاَرْضِ سزاوارتر بودم، و تويى كه نه در زمين از تو چيزى پوشيده است و نه در آسمان وَلا فِى السَّماءِ اِلاّ اَتَيْتَ بِها، وَكَفى بِكَ جازِياً، وَكَفى بِكَ مگر آنكه همه را گرد مىآورى، و تو بسنده جزا دهندهاى هستى، و از هر محاسبى حَسيباً. اَللَّهُمَّ اِنَّكَ طالِبى اِنْ اَنَا هَرَبْتُ، وَ مُدْرِكى اِنْ بىنيازى. خداوندا تو جوينده منى اگر فرار كنم، و دريابنده منى اگر اَنَا فَرَرْتُ، فَها اَنَاذا بَيْنَ يَدَيْكَ خاضِعٌ ذَليلٌ راغِمٌ، اِنْ بگريزم، پس اينك منم در پيشگاهت خاضع و ذليل و سرشكسته، اگر
|