فارسی
  جستجو پيشرفته جستجو متن صحيفه سجاديه فهرست صحيفه سجاديه
متن صحيفه سجاديه < صحيفه سجاديه < صفحه اصلي    
 
بازگشت متن صحيفه سجاديه همراه با ترجمه استاد حسين انصاريان www.erfan.ir
ابتدا    صفحه قبلي صفحه بعدي    انتها
ثُمَّ تَدْعُو بِما بَدا لَكَ، وَتُصَلّى عَلى‏ مُحَمَّدٍ وَالِهِ اَلْفَ مَرَّةٍ.
آنگاه از حضرت حق هرچه به نظرت مى‏رسد بخواه، و هزار بار بر محمد و آلش صلوات
هكَذا كانَ يَفْعَلُ عَلَيْهِ السَّلامُ.
فرست، كه حضرت زين‏العابدين عليه السلام چنين مى‏كرد.
(49) وَكان مِن دعائِه عليه‏السلام‏ فى دِفاعِ كَيْدِالأعداءِ و رَدِّ بَأْسِهِمْ‏
«دعادر دفع نيرنگ دشمنان »
اِلهى هَدَيْتَنى فَلَهَوْتُ، وَ وَعَظْتَ فَقَسَوْتُ، وَ اَبْلَيْتَ
بارالها، هدايتم فرمودى ولى به كارهاى پوچ پرداختم، و پندم دادى اما سنگدل شدم، و بهترين نعمت
الْجَميلَ فَعَصَيْتُ، ثُمَّ عَرَفْتُ ما اَصْدَرْتَ اِذْ عَرَّفْتَنيهِ،
به من دادى و نافرمانى كردم، سپس به زشتى گناه آگاهم فرمودى و از آنم بازداشتى و من از آن آگاه شدم،
فَاسْتَغْفَرْتُ فَاَقَلْتَ، فَعُدْتُ فَسَتَرْتَ، فَلَكَ - اِلهِى -
پس از تو آمرزش خواستم و از من درگذشتى، ولى به گناه بازگشتم و تو پوشاندى، پس ستايش
الْحَمْدُ. تَقَحَّمْتُ اَوْدِيَةَ الْهَلاكِ، وَحَلَلْتُ شِعابَ تَلَفٍ،
توراست اى خداى من. خود را به واديهاى هلاكت افكنده‏ام، و به درّه‏هاى تباهى وارد شده‏ام،
تَعَرَّضْتُ فيها لِسَطَواتِكَ، وَ بِحُلُولِها عُقُوباتِكَ، وَ وَسِيلَتى
و با ورود در آن در معرض قهر تو قرار گرفته‏ام، وبا فرود آمدن در آن با عقوبتت روبرو شده‏ام، و وسيله‏ام
 
اِلَيْكَ التَّوْحيدُ، وَذَريعَتى اَنّى لَمْ اُشْرِكْ بِكَ شَيْئاً، وَ لَمْ اَتَّخِذْ
به سوى تو توحيد است، و دستگيره‏ام آن است كه چيزى را با حضرتت شريك نساختم، و با
مَعَكَ اِلهاً، وَقَدْ فَرَرْتُ اِلَيْكَ بِنَفْسى، وَ اِلَيْكَ مَفَرُّ
حضرتت خدايى نگرفتم، و اكنون با وجودم به سويت گريزانم، و گريزگاه انسان
الْمُسى‏ءِ، وَمَفْزَعُ الْمُضَيِّعِ لِحَظِّ نَفْسِهِ الْمُلْتَجِئِ. فَكَمْ مِنْ
بدكار و پناهگاه آن كه سود خويش را از دست داده و پناهنده شده درگاه توست، پس چه بسا
عَدُوٍّ انْتَضى‏ عَلَىَّ سَيْفَ عَداوَتِهِ، وَشَحَذَ لى ظُبَةَ مُدْيَتِهِ،
دشمنى كه شمشير دشمنيش را بر من برهنه نموده، و دم تيغش را عليه من تيز كرده،
وَ اَرْهَفَ لى شَبا حَدِّهِ، وَ دافَ لى قَواتِلَ سُمُومِهِ، وَ سَدَّدَ
و سر نيزه‏اش را به قصد حمله بر من تند ساخته، و زهرهاى كشنده‏اش را به آشاميدنيم آميخته، و مرا
نَحْوى صَوآئِبَ سِهامِهِ، وَلَمْ تَنَمْ عَنّى عَيْنُ حِراسَتِهِ، وَاَضْمَرَ
آماج تيرهاى خود نموده، و ديده مراقبتش از من نخفته، و تصميم
اَنْ يَسُومَنِى الْمَكْرُوهَ، وَ يُجَرِّعَنى زُعاقَ مَرارَتِهِ، فَنَظَرْتَ
گرفته كه به من زيانى رساند، و از آب ناگوار و تلخش به من بچشاند، ولى تو
- يااِلهى - اِلى ضَعْفى عَنِ احْتِمالِ الْفَوادِحِ، وَعَجْزى عَنِ
- اى خداى من - ناتوانى و ضعفم را از تحمل بارهاى گران، و عجزم را از
الْاِنْتِصارِ مِمَّنْ قَصَدَنى بِمُحارَبَتِهِ، وَ وَحْدَتى فى كَثيرِ
انتقام گرفتن از آن كه قصد كارزار - من كرده، و تنهايى مرا در برابر بسيارىِ عدّه كسانى‏كه

292
 
293
شماره شماره صفحه نمايش معني بزرگنمايي   جستجو | راهنما