|
وَ مَنْ اَشْقى مِمَّنْ هَلَكَ عَلَيْكَ؟ لا! مَنْ؟ فَتَبارَكْتَ اَنْ و بدبختتر از كسىكه به سبب مخالفت با تو هلاك شده، چهكسى است؟ نه، هيچكس! پس تو والاتر از آنى تُوصَفَ اِلاّ بِالْاِحسانِ، وَ كَرُمْتَ اَنْ يُخافَ مِنْكَ اِلاَّ كه جز به احسان وصف شوى، و منزّه از آنى كه جز از جهت عدل از تو الْعَدْلُ، لا يُخْشى جَوْرُكَ عَلى مَنْ عَصاكَ، وَ لا يُخافُ بترسند، بيم جور و جفا به معصيتكار از تو نمىرود، و ترس واگذاشتن اٍغفالکَ ثَوابَ مَن اَرضاکَ, فَصَل عَلي محمد و الٍهٍ وَهَب پاداش کسي که تورا به عبادت خشنودساخته دركار نيست، پس بر محمد و آلش درود فرست، و آرزوى لى اَمَلى، وَ زِدْنى مِنْ هُداكَ مااَصِلُ بِهِ اِلَى التَّوْفيقِ فى عَمَلى، مرا برآور، و هدايتت را آنگونه بر من افزايش ده كه به سبب آن توفيق در كار اِنَّكَ مَنَّانٌ كَريمٌ. خويش يابم، زيرا كه تو بخشنده كريمى.
(38) و كان مِن دعائِه عليهالسلام فِى الاعْتِذارِ مِنْ تَبِعاتِ الْعِبادِ وَ مِنَ التَّقْصيرِ - فى حُقوقِهِم وَ فى فَكاكِ رَقَبَتِهِ مِنَ النّارِ «دعادر پوزش از مظلمه مردمان» اَللَّهُمَّ اِنّى اَعْتَذِرُ اِلَيْكَ مِنْ مَظْلُومٍ ظُلِمَ بِحَضْرَتى بار خدايا به پيشگاهت عذر خواهم در حق ستمديدهاى كه در حضور من بر او ستم رفته
|
|
فَلَمْ اَنْصُرْهُ، وَ مِنْ مَعْرُوفٍ اُسْدِىَ اِلَىَّ فَلَمْ اَشْكُرْهُ، وَ مِنْ مُسىءٍ و من ياريش ننمودم، و از احسانى كه در حقّم شده و شكرش را بجا نياوردهام، و از بد كنندهاى كه از من اعْتَذَرَ اِلَىَّ فَلَمْ اَعْذِرْهُ، وَ مَنْ ذىفاقَةٍ سَئَلَنى فَلَمْ اُوثِرْهُ، پوزش خواسته و عذرش را نپذيرفتهام، و از فقيرى كه از من حاجت خواسته و من خواست او را بر خواست خود ترجيح ندادهام، وَ مِنْ حَقِّ ذى حَقٍّ لَزِمَنى لِمُؤْمِنٍ فَلَمْ اُوَفِّرْهُ، وَ مِنْ عَيْبِ و از حقّ مؤمن حق دارى كه بر عهدهام مانده و آن را ادا ننمودهام، و از عيب مُؤْمِنٍ ظَهَرَ لى فَلَمْ اَسْتُرْهُ، وَ مِنْ كُلِّ اِثْمٍ عَرَضَ لى مؤمنى كه بر من آشكار گشته و آن را نپوشاندهام، و از هر معصيتى كه برايم پيش آمده و از آن فَلَمْ اَهْجُرْهُ. اَعْتَذِرُ اِلَيْكَ -يا اِلهى - مِنْهُنَّ وَ مِنْ نَظآئِرِهِنَاِعْتِذارَ دورى نجستم. بار الها از همه آنها و از آنچه مانند آنهاست از حضرتت با دل آكنده از پشيمانى نَدامَةٍ يَكُونُ واعِظاً لِما بَيْنَ يَدَىَّ مِنْ اَشْباهِهِنَّ، فَصَلِّ عَلى عذر مىخواهم عذرى كه مرا در آينده از نظاير آنچه بر من گذشت بازدارد، پس بر مُحَمَّدٍ وَالِهِ، وَاجْعَلْ نَدامَتى عَلى ما وَقَعْتُ فيهِ مِنَ الزَّلاَّتِ، محمد و آلش درود فرست، و پشيمانيم را بر لغزشهايى كه گرفتارشان شدهام، وَ عَزْمى عَلى تَرْكِ مايَعْرِضُ لى مِنَالسَّيِّئاتِ تَوْبَةً تُوجِبُ و تصميم را بر ترك گناهانى كه برايم پيش آيند توبهاى قرار ده كه لى مَحَبَّتَكَ، يا مُحِبَّ التَّوَّابينَ. برايم موجب عشق تو گردد، اى دوستدار توبه كنندگان.
|