|
جَميعِ ضَرِّهِ وَشَرِّهِ وَغَمْزِهِ وَهَمْزِهِ وَلَمْزِهِ وَحَسَدِهِوَعَداوَتِهِ از همه ضرر و شر و طعن و غيبت و عيبجويى و حسد و دشمنى وَ حَبآئِلِهِ وَ مَصآئِدِهِ وَ رَجْلِهِ وَ خَيْلِهِ، اِنَّكَ عَزيزٌ قَديرٌ. و بندها و دامها و پيادهها و سوارههاى او ايمنسازى، زيرا كه تو غالب غير مغلوب و داراى قدرت بىنهايتى.
(24) وَ كان مِندعائِه عليهالسّلام لِاَبَوَيْهِ عَليهماالسَّلام « براى پدر و مادرش » اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ عَبْدِكَ وَ رَسُولِكَ، وَ اَهْلِ بَيْتِهِ خداوندا بر محمّد بنده و فرستادهات و بر خاندان پاكش درود الطّاهِرينَ، وَاخْصُصْهُمْ بِاَفْضَلِ صَلَواتِكَ وَ رَحْمَتِكَ وَ فرست، و آنان را به بهترين درودها و رحمت و بَرَكاتِكَ وَ سَلامِكَ، وَاخْصُصِ اللَّهُمَّ والِدَىَّ بِالْكَرامَةِ بركات و سلام خود مخصوص گردان، الهى و پدر و مادر مرا به كرامت لَدَيْكَ وَالصَّلوةِ مِنْكَ، يا اَرْحَمَ الرّاحِمينَ. اَللَّهُمَّ صَلِّ نزد خود و درود از سوى خود اختصاص ده، اى مهربانترين مهربانان. خداوندا عَلى مُحَمَّدٍ وَالِهِ، وَاَلْهِمْنى عِلْمَ مايَجِبُ لَهُما عَلَىَّ اِلْهاماً، بر محمد و آلش درود فرست، و دانش آنچه از حقوق ايشان كه بر من لازم است به من الهام كن،
|
|
وَاجْمَعْ لى عِلْمَ ذلِكَ كُلِّهِ تَماماً، ثُمَّ اسْتَعْمِلْنى بِما تُلْهِمُنى و دانش تمام آن واجبات را بدون كم و زياد برايم فراهم نما، آنگاه مرا به آنچه در اين زمينه به من الهام كردهاى مِنْهُ، وَ وَفِّقْنى لِلنُّفُوذِ فيما تُبَصِّرُنى مِنْ عِلْمِهِ، حَتىَّ لايَفُوتَنِى به كار گير، و توفيقم ده تا نسبت به آنچه به من بصيرت مىدهى اقدام كنم، تا به كار بستن چيزى اسْتِعْمالُ شَىْءٍ عَلَّمْتَنيهِ، وَلاتَثْقُلَ اَرْكانىعَنِالْحُفُوفِفيما از آنچه به من تعليم دادهاى از دستم نرود، و اركان بدنم از خدمتى كه مرا به آن ملهم فرمودهاى احساس اَلْهَمْتَنيهِ. اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ والِهِ كَما شَرَّفْتَنابِهِ، وَ صَلِّ گرانى ننمايد. خداوندا بر محمد و آلش درود فرست همانطور كه ما را به وجودش سرافراز فرمودى، و عَلى مُحَمَّدٍ وَالِهِ كَما اَوْجَبْتَ لَنَا الْحَقَّ عَلَى الْخَلْقِ بِسَبَبِهِ. بر محمد و آلش درود فرست. همانسان كه به سبب آن حضرت حقى از ما بر عهده مردم واجب نمودى. اَللَّهُمَّ اجْعَلْنى اَهابُهُما هَيْبَةَ السُّلْطانِ الْعَسُوفِ، وَ اَبَرُّهُما خداوندا چنان كن كه از هيبت پدر و مادرم چون از هيبت سلطان خودكامه بيمناك باشم، و به هر دو بِرَّ الْاُمِّ الرَّؤُوفِ، وَاجْعَلْ طاعَتى لِوالِدَىَّ وَ بِرّى بِهِما اَقَرَّ چون مادرى مهربان نيكى نمايم، و اطاعت از آنان و نيكى به هر دوى آنان را در نظرم از لذّت خواب در لِعَيْنى مِنْ رَقْدَةِ الْوَسْنانِ، وَاَثْلَجَ لِصَدْرى مِنْ شَرْبَةِ چشم خوابآلوده شيرينتر، و براى سوز سينهام از شربت گوارا الظَّمْئانِ حَتّى اُوثِرَ عَلى هَواىَ هَواهُما، وَاُقَدِّمَ عَلى رِضاىَ در ذائقه تشنه خنكتر گردان، تا خواسته ايشان را بر خواسته خود ترجيح دهم، و خرسندى آن دو را بر
|