مناسبت های ماه               یکم ربیع الاول: هجرت رسول اکرم(صلوات الله علیه) از مکه به مدینه                        هشتم ربیع الاول: شهادت امام حسن عسگری(علیه السلام)                    نهم ربیع الاول: آغاز امامت حضرت ولی عصر(عجل الله تعالی فرجه الشریف)                     دهم ربیع الاول:  وفات عبدالمطلب، ازدواج پيامبر (ص) با حضرت خديجه «ام المومنين»                   دوازدهم ربیع الاول: ورود پیامبر به مدینه، میلاد حضرت رسول اکرص(صلی الله علیه و آله و سلم) به روایت اهل سنت                هفدهم ربیع الاول: میلاد حضرت رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) و میلاد حضرت صادق(علیه السلام)

 

 

 زندگانی حضرت امام حسن عسکری (ع)

1.حضرت امام حسن عسکری (ع )
2.صورت و سيرت امام حسن عسکری (ع )
3.دوران امامت
4.شهادت امام حسن عسکری (ع )
5.ماجرای جانشين بر حق امام عسکري

حضرت امام حسن عسکری (ع )
امام حسن عسکری (ع ) در سال 232هجری در مدينه چشم به جهان گشود . مادر
والا گهرش سوسن يا سليل زنی لايق و صاحب فضيلت و در پرورش فرزند نهايت
مراقبت راداشت ، تا حجت حق را آن چنان که شايسته است پرورش دهد . اين زن
پرهيزگار در سفری که امام عسکری (ع ) به سامرا کرد همراه امام بود و در سامرا از
دنيا رحلت کرد .
کنيه آن حضرت ابامحمد بود .
صورت و سيرت امام حسن عسکری (ع)

امام يازدهم صورتی گندمگون و بدنی در حد اعتدال داشت . ابروهای سياه
کمانی ، چشمانی درشت و پيشانی گشاده داشت . دندانها درشت و بسيار سفيد
بود . خالی بر گونه راست داشت . امام حسن عسکری (ع ) بيانی شيرين و جذاب و
شخصيتی الهی باشکوه و وقار و مفسری بي نظير برای قرآن مجيد بود . راه مستقيم
عترت و شيوه صحيح تفسير قرآن را به مردم و به ويژه برای اصحاب بزرگوارش -
در ايام عمر کوتاه خود - روشن کرد .

دوران امامت
به طور کلی دوران عمر 29ساله امام حسن عسکری (ع ) به سه دوره تقسيم
مي گردد : دوره اول 13سال است که زندگی آن حضرت در مدينه گذشت .
دوره دوم 10سال در سامرا قبل از امامت .
دوره سوم نزديک 6 سال امامت آن حضرت مي باشد .
دوره امامت حضرت عسکری (ع ) با قدرت ظاهری بنی عباس رو در روی بود .
خلفايی که به تقليد هارون در نشان دادن نيروی خود بلندپروازيهايی داشتند .
امام حسن عسکری (ع ) از شش سال دوران اقامتش ، سه سال را در زندان
گذرانيد . زندانبان آن حضرت صالح بن وصيف دو غلام ستمکار را بر امام گماشته
بود ، تا بتواند آن حضرت را - به وسيله آن دو غلام - آزار بيشتری دهد ، اما
آن دو غلام که خود از نزديک ناظر حال و حرکات امام بودند تحت تأثير آن امام
بزرگوار قرار گرفته به صلاح و خوش رفتاری گراييده بودند . وقتی از اين غلامان
جويای حال امام شدند ، مي گفتند اين زندانی روزها روزه دار است و شبها تا بامداد
به عبادت و راز و نياز با معبود خود سرگرم است و با کسی سخن نمي گويد .
عبيدالله خاقان وزير معتمد عباسی با همه غروری که داشت وقتی با حضرت
عسکری ملاقات مي کرد به احترام آن حضرت برمي خاست ، و آن حضرت را بر مسند خودمي نشانيد .

پيوسته مي گفت : در سامره کسی را مانند آن حضرت نديده ام ، وی
زاهدترين و داناترين مردم روزگار است .
پسر عبيدالله خاقان مي گفت : من پيوسته احوال آن حضرت را از مردم
مي پرسيدم . مردم را نسبت به او متواضع مي يافتم . مي ديدم همه مردم به
بزرگواريش معترفند و دوستدار او مي باشند .
با آنکه امام (ع ) جز با خواص شيعيان خود آميزش نمي فرمود ، دستگاه
خلافت عباسی برای حفظ آرامش خلافت خود بيشتر اوقات ، آن حضرت را زندانی و
ممنوع ازمعاشرت داشت .
" از جمله مسائل روزگار امام حسن عسکری (ع ) يکی نيز اين بود که از طرف
خلافت وقت ، اموال و اوقات شيعه ، به دست کسانی سپرده مي شد که دشمن آل محمد
)ص ) و جريانهای شيعی بودند ، تا بدين گونه بنيه مالی نهضت تقويت نشود .
چنانکه نوشته اند که احمد بن عبيدالله بن خاقان از جانب خلفا ، والی اوقاف و
صدقات بود در قم ، و او نسبت به اهل بيت رسالت ، نهايت مرتبه عداوت را
داشت ".
" نيز اصحاب امام حسن عسکری ، متفرق بودند و امکان تمرکز برای آنان
نبود ، کسانی چون ابوعلی احمد بن اسحاق اشعری در قم و ابوسهل اسماعيل نوبختی
در بغداد مي زيستند ، فشار و مراقبتی که دستگاه خلافت عباسی ، پس از شهادت
حضرت رضا (ع ) معمول داشت ، چنان دامن گسترده بود که جناح مقابل را با
سخت ترين نوع درگيری واداشته بود . اين جناح نيز طبق ايمان به حق و دعوت به
اصول عدالت کلی ، اين همه سختی را تحمل مي کرد ، و لحظه ای از حراست ( و
نگهبانی (موضع غفلت نمي کرد ."
اينکه گفتيم : حضرت هادی (ع ) و حضرت امام حسن عسکری (ع( هم از سوی
دستگاه خلافت تحت مراقبت شديد و ممنوع از ملاقات با مردم بودند و هم امامان
بزرگوار ما - جز با ياران خاص و کسانی که برای حل مشکلات زندگی مادی و دينی
خود به آنها مراجعه مي نمودند - کمتر معاشرت مي کردند به جهت آن بود که دوران
غيبت حضرت مهدی (ع ) نزديک بود ، و مردم مي بايست کم کم بدان خو گيرند ، و
جهت سياسی و حل مشکلات خود را از اصحاب خاص که پرچمداران مرزهای مذهبی بودند
بخواهند ، و پيش آمدن دوران غيبت در نظر آنان عجيب نيايد . باری ، امام حسن
عسکری (ع ) بيش از 29سال عمر نکرد ولی در مدت شش سال امامت و رياست
روحانی اسلامی ، آثار مهمی از تفسير قرآن و نشر احکام و بيان مسائل فقهی و جهت
دادن به حرکت انقلابی شيعيانی که از راههای دور برای کسب فيض به محضر امام
)ع ) مي رسيدند بر جای گذاشت .
در زمان امام يازدهم تعليمات عاليه قرآنی و نشر احکام الهی و مناظرات
کلامی جنبش علمی خاصی را تجديد کرد ، و فرهنگ شيعی - که تا آن زمان شناخته
شده بود - در رشته های ديگر نيز مانند فلسفه و کلام باعث ظهور مردان بزرگی چون
يعقوب بن اسحاق کندی ، که خود معاصر امام حسن عسکری بود و تحت تعليمات آن
امام ، گرديد .
در قدرت علمی امام (ع ( که از سرچشمه زلال ولايت و اهل بيت عصمت
مايه گرفته بود - نکته ها گفته اند . از جمله : همين يعقوب بن اسحاق کندی فيلسوف
بزرگ عرب که دانشمند معروف ايرانی ابونصر فارابی شاگرد مکتب وی بوده است ،
در مناظره با آن حضرت درمانده گشت و کتابی را که بر رد قرآن نوشته بود
سوزانيد و بعدها از دوستداران و در صف پيروان آن حضرت درآمد .

شهادت امام حسن عسکری (ع )
شهادت آن حضرت را روز جمعه هشتم ماه ربيع الاول سال 260هجری نوشته اند .
در کيفيت وفات آن امام بزرگوار آمده است : فرزند عبيدالله بن خاقان گويد
روزی برای پدرم ( که وزير معتمد عباسی بود ) خبر آوردند که ابن الرضا - يعنی
حضرت امام حسن عسکری - رنجور شده ، پدرم به سرعت تمام نزد خليفه رفت و خبر
را به خليفه داد . خليفه پنج نفر از معتمدان و مخصوصان خود را با او همراه کرد .
يکی از ايشان نحرير خادم بود که از محرمان خاص خليفه بود ، امر کرد ايشان را
که پيوسته ملازم خانه آن حضرت باشند ، و بر احوال آن حضرت مطلع گردند . و
طبيبی را مقرر کرد که هر بامداد و پسين نزد آن حضرت برود ، و از احوال او آگاه
شود . بعد از دو روز برای پدرم خبر آوردند که مرض آن حضرت سخت شده است ،
و ضعف بر او مستولی گرديده . پس بامداد سوار شد ، نزد آن حضرت رفت و اطبا
را - که عموما اطبای مسيحی و يهودی در آن زمان بودند - امر کرد که از خدمت آن
حضرت دور نشوند و قاضی القضات ( داور داوران ) را طلبيد و گفت ده نفر از
علمای مشهور را حاضر گردان که پيوسته نزد آن حضرت باشند . و اين کارها را برای
آن مي کردند که آن زهری که به آن حضرت داده بودند بر مردم معلوم نشود و نزد
مردم ظاهر سازند که آن حضرت به مرگ خود از دنيا رفته ، پيوسته ايشان ملازم
خانه آن حضرت بودند تا آنکه بعد از گذشت چند روز از ماه ربيع الاول سال 260
ه . ق آن امام مظلوم در سن 29سالگی از دار فانی به سرای باقی رحلت نمود . بعد
از آن خليفه متوجه تفحص و تجسس فرزند حضرت شد ، زيرا شنيده بود که فرزند آن
حضرت بر عالم مستولی خواهد شد ، و اهل باطل را منقرض خواهد کرد ... تا دو سال
تفحص احوال او مي کردند ... .
اين جستجوها و پژوهشها نتيجه هراسی بود که معتصم عباسی و خلفای قبل و بعد
از او - از طريق روايات مورد اعتمادی که به حضرت رسول الله (ص ) مي پيوست ،
شنيده بودند که از نرگس خاتون و حضرت امام حسن عسکری فرزندی پاک گهر ملقب
به مهدی آخر الزمان - همنام با رسول اکرم (ص ) ولادت خواهد يافت و تخت
ستمگران را واژگون و به سلطه و سلطنت آنها خاتمه خواهد داد . بدين جهت به
بهانه های مختلف در خانه حضرت عسکری (ع ) رفت و آمد بسيار مي کردند ،
و جستجو مي نمودند تا از آن فرزند گرامی اثری بيابند و او را نابود سازند .
به راستی داستان نمرود و فرعون در ظهور حضرت ابراهيم (ع ) و حضرت موسی
(ع ) تکرار مي شد . حتی قابله هايی را گماشته بودند که در اين کار مهم پی جويی
کنند . اما خداوند متعال - چنانکه در فصل بعد خواهيد خواند - حجت خود را از
گزند دشمنان و آسيب زمان حفظ کرد ، و همچنان نگاهداری خواهد کرد تا مأموريت
الهی خود را انجام دهد .
باری ، علت شهادت آن حضرت را سمی مي دانند که معتمد عباسی در غذا به
آن حضرت خورانيد و بعد ، از کردار زشت خود پشيمان شد . بناچار اطبای مسيحی و
يهودی که در آن زمان کار طبابت را در بغداد و سامره به عهده داشتند ، به ويژه
در مأموريتهايی که توطئه قتل امام بزرگواری مانند امام حسن عسکری (ع ) در
ميان بود ، برای معالجه فرستاد . البته از اين دلسوزيهای ظاهری هدف ديگری
داشت ، و آن خشنود ساختن مردم و غافل نگهداشتن آنها از حقيقت ماجرا بود .
بعد از آگاه شدن شيعيان از خبر درگذشت جانگداز حضرت امام حسن عسکری
)ع ) شهر سامره را غبار غم گرفت ، و از هر سوی صدای ناله و گريه برخاست . مردم
آماده سوگواری و تشييع جنازه آن حضرت شدند .

ماجرای جانشين بر حق امام عسکري
ابوالاديان مي گويد : من خدمت حضرت امام حسن عسکری (ع ) مي کردم . نامه هاي
آن حضرت را به شهرها مي بردم . در مرض موت ، روزی من را طلب فرمود و چند
نامه ای نوشت به مدائن تا آنها را برسانم . سپس امام فرمود : پس از پانزده
روز باز داخل سامره خواهی شد و صدای گريه و شيون از خانه من خواهی شنيد ، و در
آن موقع مشغول غسل دادن من خواهند بود .
ابوالاديان به امام عرض مي کند : ای سيد من ، هرگاه اين واقعه دردناک روی
دهد ، امامت با کيست ؟
فرمود : هر که جواب نامه من را از تو طلب کند .
ابوالاديان مي گويد : دوباره پرسيدم علامت ديگری به من بفرما .
امام فرمود : هرکه بر من نماز گزارد .
ابوالاديان مي گويد : باز هم علامت ديگری بگو تا بدانم .
امام مي گويد : هر که بگويد که در هميان چه چيز است او امام شماست .
ابوالاديان مي گويد : مهابت و شکوه امام باعث شد که نتوانم چيز ديگری
بپرسم . رفتم و نامه ها را رساندم و پس از پانزده روز برگشتم . وقتی به در خانه
امام رسيدم صدای شيون و گريه از خانه امام بلند بود . داخل خانه امام ، جعفر
کذاب برادر امام حسن عسکری را ديدم که نشسته ، و شيعيان به او تسليت مي دهند
و به امامت او تهنيت مي گويند . من از اين بابت بسيار تعجب کردم پيش رفتم
و تعزيت و تهنيت گفتم . اما او جوابی نداد و هيچ سؤالی نکرد .
چون بدن مظهر امام را کفن کرده و آماده نماز گزاردن بود ، خادمی آمد و
جعفر کذاب را دعوت کرد که بر برادر خود نماز بخواند . چون جعفر به نماز
ايستاد ، طفلی گندمگون و پيچيده موی ، گشاده دندانی مانند پاره ماه بيرون آمد
و ردای جعفر را کشيد و گفت : ای عمو پس بايست که من به نماز سزاوارترم .
رنگ جعفر دگرگون شد . عقب ايستاد . سپس آن طفل پيش آمد و بر پدر نماز
گزارد و آن جناب را در پهلوی امام علی النقی عليه السلام دفن کرد . سپس رو به
من آورد و فرمود : جواب نامه ها را که با تو است تسليم کن . من جواب نامه را
به آن کودک دادم . پس " حاجزوشا " از جعفر پرسيد : اين کودک که بود ، جعفر
گفت : به خدا قسم من او را نمي شناسم و هرگز او را نديده ام .
در اين موقع ، عده ای از شيعيان از شهر قم رسيدند ، چون از وفات امام (ع )
با خبر شدند ، مردم به جعفر اشاره کردند . چند تن از آن مردم نزد جعفر رفتند و
از او پرسيدند : بگو که نامه هايی که داريم از چه جماعتی است و مالها چه مقدار
است ؟ جعفر گفت : ببينيد مردم از من علم غيب مي خواهند ! در آن حال خادمی از
جانب حضرت صاحب الامر ظاهر شد و از قول امام گفت :
ای مردم قم با شما نامه هايی است از فلان و فلان و هميانی ( کيسه ای ) که در
آن هزار اشرفی است که در آن ده اشرفی است با روکش طلا .
شيعيانی که از قم آمده بودند گفتند : هر کس تو را فرستاده است امام زمان
است اين نامه ها و هميان را به او تسليم کن .
جعفر کذاب نزد معتمد خليفه آمد و جريان واقعه را نقل کرد . معتمد گفت :
برويد و در خانه امام حسن عسکری (ع ) جستجو کنيد و کودک را پيدا کنيد . رفتند
و از کودک اثری نيافتند . ناچار " صيقل " کنيز حضرت امام عسکری (ع ) را
گرفتند و مدتها تحت نظر داشتند به تصور اينکه او حامله است . ولی هرچه بيشتر
جستند کمتر يافتند . خداوند آن کودک مبارک قدم را حفظ کرد و تا زمان ما نيز
در کنف حمايت حق است و به ظاهر از نظرها پنهان مي باشد . درود خدای بزرگ بر
او باد .
*** زيارتنامه حضرت امام حسن عسکری (ع ) ***
درود بر تو ای سرورم ای ابامحمد حسن بن علی آن راهنمای راه يافته و رحمت خدا و
برکات او درود بر تو ای ولی و نماينده خدا و فرزند اوليائش درود بر تو ای حجت
خدا و فرزند حجت های او درود بر تو ای برگزيده خدا و فرزند برگزيدگانش سلام و
درود بر تو ای جانشين خدا و فرزند جانشينانش و پدر جانشين او درود بر تو ای
خاتم پيامبران درود بر تو ای فرزند آقای اوصياء درود بر تو ای فرزند اميرمؤمنان
درود بر تو ای فرزند بانوی بانوان جهانيان درود بر تو ای فرزند پيشوايان درود بر
تو ای فرزند اوصياء راهنمايان درود بر تو ای عصمت و نگهبان پرهيزکاران درود بر
تو ای امام رستگاران درود بر تو ای اساس اهل ايمان درود بر تو ای گشايش قلب
اندوهناکان درود بر تو ای وارث پيامبران برگزيده خدا درود بر تو ای خزينه دار
علم وصی رسول خدا درود بر تو ای دعوت کننده به احکام و قوانين خدا درود بر تو ای
گويای به کتاب خدا درود بر تو ای حجت حجتهای الهی درود بر تو ای راهنمای
امت ها درود بر تو ای ولی و سرپرست نعمتها درود بر تو ای گنجينه دانش درود بر
تو ای کشتی بردباری درود بر تو ای پدر امام منتظر که عيان است برای خردمند حجت
او و معرفت او به يقين ثابت و مبرهن است آنکه در پرده است از ديده ستمکاران
و نهان است از دولت و حکومت فاسقان و بازگردانيد پروردگار ما بوسيله او اسلام
ناب و تازه را بعد از گرفتگی و فرسودگی و قرآن را نو و تازه پس از کهنگی و
پژمردگی گواهم ای مولا و سرورم که تو بدرستی به پا داشتی نماز را و ادا کردی زکوة
را و امر به معروف کردی و نهی از منکر نمودی و دعوت کردی به سوی راه
پروردگارت با کلام حکمت آميز و با پند و اندرز نيکو و پرستيدی خدا را خالصانه تا
آخر عمرت از خدا درخواست مي نمايم به آن شأن و مقامی که نزد او داريد که بپذيرد
زيارت مرا از شما و قدردانی نمايد کوششم را به سوی شما و اجابت فرمايد دعايم
را بوسيله شما و قرار بدهد مرا از ياوران حق و پيروان و همراهانش و دوستانش و
دوست دارانش و درود بر تو و رحمت خدا و برکات او
خدايا درود فرست بر آقای ما محمد و خاندان محمد و درود فرست بر حسن بن علی
راهنمای بسوی دين تو و دعوت کننده به سوی راه تو پرچم هدايت و راستی و چراغ
تقوی و معدن گوهر خردمندی و جايگاه فرزانگی و باران رحمت بر مردم و ابر
حکمت بار و دريای پند و اندرز و وارث پيشوايان و گواه بر امت که معصوم و
پاکند از هر گناه و منزه از هر نقص و با فضيلت و مقرب درگاه خدا و پاکيزه از
پليدی آنچنانکه به ارث دادی به او علم قرآن را و الهام کردی او را فرجام داوری
و سخنوری و نصب کردی او را نشانه ای برای اهل قبله خود و قرين ساختی طاعت او را
به پيروی خودت و واجب نمودی دوستی او را بر همه آفريدگانت خدايا چنانکه
بازگشت نمود نيکويی و بي آلايشی در يگانگی تو و نابود کرد کسانيکه فرو رفته بودند
در تشبيه تو به مخلوق ؟ و طرفداری و حمايت کرد از اهل ايمان به تو پس رحمت
فرست پروردگارا بر او رحمتی که او را به مقام خاشعان رساند و بالا برد او را در
بهشت به درجه جدش خاتم پيغمبران و برسان او را از جانب ما تحيت و سلام و عطا
کن از آستان خودت در دوستی او بخشش فزون و احسان و آمرزش و خوشنودی را زيرا
تويی صاحب فضل و رحمت بزرگ و نعمتی گرانمايه
ای هميشه ای پاينده ای زنده ای پايدار ای برطرف کننده گرفتاری و اندوه و ای
گشاينده غم و ای برانگيزنده رسولان و ای که وعده هايت همه راست است و ای زنده
که نيست معبودی جز تو توسل جويم به درگاهت و به حبيب و دوست تو محمد و وصی
محمد علی پسر عمش و دامادش بر دخترش آنکه پايان دادی بوسيله آن دو شريعت ها
را و گشودی به آن دو در فهم تأويل و پيش درآمد و رازهای قرآن را درود فرست به
آن دو يک نوع درودی که گواهش باشند اولين و آخرين و آنهايند موجب نجات
دوستان و شايستگان و توسل جويم به فاطمه زهرا مادر ائمه و امام راهنمايان و
بانوی بانوان جهانيان که شفاعت کنند درباره شيعيان اولادش که پاکند همه و رحمت
فرست بر او رحمت هميشگی و پايان ناپذير جاويدان تا پايان روزگار و توسل جويم به
درگاه تو به حسن آن پسنديده پاک و پاکيزه و حسين ستم ديده پسنديده نيک پرهيزکار
دو آقای جوانان اهل بهشت و دو بهترين امام خيرخواه دو پاکيزه دو پرهيزکار دو
آقای با نظيف و پاک دو شهيد و دو ستم ديده دو کشته شده در راه حق درود فرست بر
آن دو تا برآيد آفتاب و فرو شود درودی پيوسته و پشت سر هم و توسل مي جويم
بدرگاه تو به علی بن الحسين آقای عابدان و مستور از ترس ستمکاران و به محمد بن
علی باقر آن امام پاک و نور درخشان آن دو امام بزرگ کليد برکت ها و دو چراغ
تاريکيها و درود فرست بر آن دو بزرگوار تا درآيد شب و روشن شود روز رحمتی در
صبح و شام و توسل مي جويم به تو به جعفر بن محمد آن راستگوی از طرف خدا و گويا و
سخنور در دانش خدا به موسی بن جعفر بنده شايسته در خود و آن وصی خيرخواه که هر
دو امام و راهنما و راه يافته و وافی و کافی بودند درود فرست بر آن دو بزرگوار
تا تسبيح گويد تو را فرشته و به حرکت درآيد برای تو چرخی درودی که برايت و
افزون شود و فانی و نابود نشود هرگز و توسل مي جويم به تو به علی بن موسی الرضا و
به محمد بن علی مرتضی دو امام پاکيزه و برگزيده درود بر آن دو امام بزرگوار تا
روشن باشد بامدادی و دائم و باقی است درودی که برافرازد آن دور بسوی خوشنوديت
در مراتب اعلی از بهشت تو و توسل مي جويم بدرگاه تو به علی بن محمد رهبر و حسن
بن علی آن دو راهنما و آن دو قيام کنندگان به امر بندگانت و آزموده به رنج و
سختيهای هول انگيز و پر هراس و آن دو شکيبا در مقابل کينه های لغزاننده رحمت
فرست بر آنها معادل پاداش صابران و برابر ثواب رستگاران درودی که آماده کنند
برای آنها مقام بلندی را و توسل مي جويم به تو ای پروردگار به امام ما و محقق
زمان ما آن روز وعده داده شده و آن گواه گواهی شده و آن نور درخشنده تر و تابش
روشن تر و آن ياری شده به رعب و ترس و پيروز يافته با سعادت درود فرست بر او
به تعداد ميوه ها و برگهای درخت و اجزاء ريگها به شماره موها و گرگ ها و به عدد
آنچه فراگيرد به او دانش تو و بشمارد کتاب (تدوين و تکوين تو) رحمتی که غبطه
خورند بدان اولين و آخرين خدايا محشور نما ما را در گروه او و نگاه بدار ما را
بر اطاعت او و پاسداری نما به دولت او و هديه و تحفه ده به ما به ولايت او و
ياری کن ما را بر دشمنان ما به عزت او و قرار ده ما را ای پروردگار از
توبه کاران ای مهربانترين مهربانان خدايا براستی ابليس متمرد و سرکش لعنتی
همانا از تو نظر خواست برای گمراه نمودن خلقت و تو مهلت دادی او را و از تو
فرصت خواسته برای گمراه کردن بندگانت پس مهلتش دادی از جهت دانش قديمت
درباره او و اکنون آشيانه گروه و لشکر او و زياده شده و ازدحام کرده سپاهيانش و
پراکنده شدند دعوت کنندگان او در اطراف زمين و مبلغين او گمراه کردند بندگان
تو را دسته دسته و گروههای پراکنده و حزبها و دسته جات سرکش و همانا خودت وعده
دادی به کندن ريشه او و بر هم زدن دستگاهش نابود نما اولادش و سپاه او و پاک
گردان کشورهای خود را از بدعتها و اختلافی که به وجود آورده و راحت کن بندگان
خود را از روشها و قياسهايش و قرار بده روزگار بدی برای آنها و بگستران عدل خود
را و پديد آر دين خود را و نيرو ده دوستانت را و سست نما دشمنانت را و واگذار
سرزمينهای شيطان و سرزمينهای دوستانش را به اولياء خود و جاويددار آنها را در
دوزخ و بچشان آنها را از عذاب دردناک و مقرر دار لعنت های خود را که به وديعت
نهاده ای در جاهای نحس آفرينش و زشتيهای طبيعت بر سر آنها فروبار که موکل بر
آنها گردند و جاری کردند در ميان آنها هر صبح و شام و هر چاشتگاه و پسين
پروردگارا عطا کن به ما در دنيا حسنه و در آخرت حسنه ای و نگهدار ما را به رحمت
خودت از عذاب آتش ای مهربانترين مهربانان

 

کلیه حقوق این پایگاه متعلق به مرکز علمی تحقیقاتی دارالعرفان می باشد.