اَلسَّلامُ عَلَيْكِ يا مُمْتَحَنَةُ، امْتَحَنَكِ الَّذى‏ خَلَقَكِ، فَوَجَدَكِ لِمَا امْتَحَنَكِ‏ صابِرَةً، اَنَا لَكِ مُصَدِّقٌ، صابِرٌ عَلى‏ ما اَتى‏ بِهِ اَبُوكِ وَ وَصِيُّهُ، صَلَواتُ‏ اللَّهِ  عَلَيْهِما، وَاَنَا اَسْئَلُكِ اِنْ كُنْتُ صَدَّقْتُكِ اِلاَّ اَلْحَقْتِنى‏ بِتَصْديقی ‏لَهُما لِتُسَرَّ  نَفْسی ‏فَاشْهَدی ‏اَنّی ‏ظاهِرٌ بِوَِلايَتِكِ،وَ وَِلايَةِ آلِ بَيْتِكِ صَلَواتُ اللَّهِ ‏عَلَيْهِمْ‏اَجْمَعينَ.

مسابقه       مقالات       كتابها       چهل حديث       زندگينامه       صفحه نخست

نگاهي به زندگي حضرت زهرا سلام الله عليها

حضرت فاطمه زهرا(عليها السلام)، دختر گرامي‌ پيامبر اكرم(صلي‌ الله عليه وآله وسلم) و خديجه كبري‌، چهارمين دختر پيامبر اسلام(صلي‌ الله عليه وآله وسلم) است.
القاب حضرتش: زهرا، صدّيقه، طاهره، مباركة، زكيّه، راضيه، مرضيّه، محدثَّه و بتول مي‌باشد.
بيشتر مورّخان شيعه و سنّي‌، ولادت با سعادت آن حضرت را در بيستم جمادي‌الثّاني‌ سال پنجم بعثت در مكّه مكرّمه مي‌دانند.
برخي‌ سال سوم و برخي‌ سال دوم بعثت را ذكر كرده اند.
يك مورّخ و محدّث سنّي‌، ولادت آن بانو را در سال اوّل بعثت دانسته است.
بديهي‌ است روشن ساختن زاد روز يا سالروز درگذشت شخصيّت هاي‌ بزرگ تاريخ هرچند كه از نظر تاريخي‌ و تحقيقي‌ باارزش و قابل بحث است، امّا از نظر تحليل شخصيّت چندان مهم به نظر نمي‌رسد.
آنچه مهّم و سرنوشت ساز است نقش آنان در سرنوشت انسان و تاريخ مي‌باشد.
پرورش زهرا(عليها السلام) در كنار پدرش رسول خدا و در خانه نبوّت بود; خانه اي‌ كه محلّ نزول وحي‌ و آيه هاي‌ قرآن است.
آنجا كه نخستين گروه از مسلمانان به يكتايي‌ خدا ايمان آوردند و بر ايمان خويش استوار ماندند.
آن سالها در سراسر عربستان و همه جهان، اين تنها خانه اي‌ بود كه چنين بانگي‌ از آن برمي‌خاست: اللّه اكبر.
و زهرا تنها دختر خردسال مكّه بود كه چنين جنب و جوشي‌ را در كنار خود مي‌ديد.
او در خانه تنها بود و دوران خردسالي‌ را به تنهايي‌ مي‌گذراند.
دو خواهرش رقيّه و كلثوم چند سال از او بزرگتر بودند.
شايد راز اين تنهايي‌ هم يكي‌ اين بوده است كه بايد از دوران كودكي‌ همه توجّه وي‌ به رياضت هاي‌ جسماني‌ و آموزشهاي‌ روحاني‌ معطوف گردد.
حضرت زهرا(عليها السلام) بعد از ازدواج با اميرالمؤمنين علي‌(عليه السلام)، به عنوان بانويي‌ نمونه بر تارك قرون و اعصار درخشيد.
دختر پيامبر همچنان كه در زندگي‌ زناشويي‌ نمونه بود، در اطاعت پروردگار نيز نمونه بود.
هنگامي‌ كه از كارهاي‌ خانه فراغت مي‌يافت به عبادت مي‌پرداخت، به نماز، دعا، تضرّع به درگاه خدا و دعا براي‌ ديگران.
امام صادق(عليه السلام) از اجداد خويش از حسن بن علي‌(عليه السلام) روايت كرده است كه : مادرم شبه هاي‌ جمعه را تا بامداد در محراب عبادت مي‌ايستاد و چون دست به دعا برمي‌داشت مردان و زنان باايمان را دعا مي‌كرد، امّا درباره خود چيزي‌ نمي‌گفت.
روزي‌ بدو گفتم: مادر! چرا براي‌ خود نيز مانند ديگران دعاي‌ خير نمي‌كني‌؟ گفت: فرزندم! همسايه مقدّم است.
تسبيح هايي‌ كه به نام تسبيحات فاطمه(عليها السلام) شهرت يافته و در كتابهاي‌ معتبر شيعه و سنّي‌ و ديگر اسناد، روايت شده نزد همه معروف است.
فاطمه(عليها السلام) تا وقتي‌ كه رسول خدا از دنيا نرفته بود، سختي‌ ها و تلخي‌ ها زندگي‌ را با ديدن سيماي‌ تابناك پيامبر اكرم(صلي‌ الله عليه وآله وسلم) بر خود هموار مي‌نمود، ملاقات پدر تمام رنجها را از خاطرش مي‌زدود و به او آرامش و قدرت مي‌بخشيد.
امّا مرگ پدر، مظلوم شدن شوهر، از دست رفتن حقّ، و بالاتر از همه دگرگونيهايي‌ كه پس از رسول خدا(صلي‌ الله عليه وآله وسلم) ـ به فاصله اي‌ اندك ـ در سنّت مسلماني‌ پديد آمد، روح و سپس جسم دختر پيغمبر را سخت آزرده ساخت.
چنان كه تاريخ نشان مي‌دهد، او پيش از مرگ پدرش بيماري‌ جسمي‌ نداشته است.
داستان آنان را كه به در خانه او آمدند و مي‌خواستند خانه را با هر كس كه درون آن است آتش زنند شنيده ايد.
خود اين پيشامد، به تنهايي‌ براي‌ آزردن او بس است، چه رسد كه رويدادهاي‌ ديگر هم بدان افزوده شود.
دختر پيغمبر، نالان در بستر افتاد.
زنان مهاجر و انصار نزد او گرد آمدند.
آن بانوي‌ دو جهان، خطبه اي‌ بليغ در جمع آن زنان بيان فرمود كه با نقل بخشي‌ كوتاه از آن، گوشه اي‌ از دردِ دين و سوز و گداز مكتبي‌ زهرا(عليها السلام) و شِكْوه او از مردم فرصت طلب و غاصبان ولايت را درمي‌يابيد.
از درد سخن گفتن و از درد شنيدن با مردم بي‌درد نداني‌ كه چه دردي‌ است!«به خدا سوگند، اگر پاي‌ در ميان مي‌نهادند، و علي‌ را بر كاري‌ كه پيغمبر به عهده او نهاد، مي‌گذاردند، آسان آسان ايشان را به راه راست مي‌بُرد، و حقّ هر يك را بدو مي‌سپرد... شگفتا! روزگار چه بوالعجب ها در پس پرده دارد و چه بازيچه ها يكي‌ پس از ديگري‌ برون مي‌آرد.
راستي‌ مردان شما چرا چنين كردند؟ و چه عذري‌ آوردند؟ دوست نماياني‌ غدّار، در حقّ دوستان ستمكار و سرانجام به كيفر ستمكاري‌ خويش گرفتار.
سر را گذاشته و به دُم چسبيدند! پي‌ عامي‌ رفتند و از عالم نپرسيدند! نفرين بر مردمي‌ نادان كه تبهكارند و تبهكاري‌ خود را نيكوكاري‌ مي‌پندارند!»سرانجام، دختر پيغمبر، دنيا را به دنيا طلبان گذاشت و به لقاي‌ پروردگارش شتافت.
فاطمه را شبانه دفن كردند و علي‌(عليه السلام) او را به خاك سپرد و رخصت نداد تا ابوبكر بر جنازه او حاضر شود، و او اين گونه مظلوم و شهيد از دنيا رفت.
در تاريخ شهادت آن بانوي‌ بزرگ نيز محدّثان اقوال گوناگوني‌ دارند كه مشهورتر از همه، سيزده جمادي‌ الاولي‌ سال يازده هجري‌ و ديگري‌ سوم جمادي‌ الثّاني‌ همان سال است.

 

  استفاده از مطالب اين ويژه نامه با ذكر منبع بلامانع است.

پايگاه اطلاع رساني استاد حسين انصاريان