فارسی
چهارشنبه 01 خرداد 1398 - الاربعاء 16 رمضان 1440

نامه 9 - نامه به معاويه در فداكارى مسلمانان   

متن عربی متن ترجمه
وَ مِنْ كِتاب لَهُ عَلَيْهِ السَّلامُ
از نامه هاى آن حضرت است
اِلى مُعاوِيَةَ
به معـاویه
فَاَرادَ قَوْمُنا قَتْلَ نَبِيِّنا، وَ اجْتِياحَ اَصْلِنا، وَ هَمُّوا بِنَا الْهُمُومَ،
قوم ما خواستند پیامبرمان را از میان بردارند، و ریشه ما را براندازند، علیه ما نقشه ها کشیدند،
وَ فَعَلُوا بِنَا الاَْفاعيلَ، وَ مَنَعُونَا الْعَذْبَ، وَ أَحْلَسُونا الْخَوْفَ،
و کارها کردند، درِ آسایش را به روى ما بستند، و ما را بر پلاس ترس نشاندند،
وَ اضْطَرُّونا اِلى جَبَل وَعْر، وَ اَوْقَدُوا لَنا نارَ الْحَرْبِ. فَعَزَمَ اللّهُ لَنا
مجبور به اقامت در کوههاى صعب العبور نمودند، و بر علیه ما آتش جنگ افروختند. به خواست حق
عَلَى الذَّبِّ عَنْ حَوْزَتِهِ، وَ الرَّمْىِ مِنْ وَراءِ حُرْمَتِهِ. مُؤْمِنُنا يَبْغى
شرّ دشمن را از پیامبر و حریم حرمتش راندیم. اهل ایمان به امید پاداش الهى از رسول خدا
بِذلِكَ الاَْجْرَ، وَ كافِرُنا يُحامى عَنِ الاَْصْلِ. وَ مَنْ اَسْلَمَ مِنْ
پشتیبانى مى کرد، و اهل کفر از ریشه خویشاوندى حمایت مى نمود. آنان که غیر ما از قریش مسلمان شده بودند
قُرَيْش خِلْوٌ مِمّا نَحْنُ فيهِ بِحِلْف يَمْنَعُهُ،
در آن سختى و رنجى که ما بودیم نبودند محض پیمانى که با کفار داشتند که شکنجه را از آنها باز مى داشت،
اَوْ عَشيرَة تَقُومُ دُونَهُ، فَهُوَ مِنَ الْقَتْلِ بِمَكانِ اَمْن.
یا خویشاوندى که به یارى آنان برمى خاست، روى این حساب جایشان از کشته شدن امن بود.
وَ كانَ رَسُولُ اللّهِ صَلَّى اللّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ اِذَا احْمَرَّ الْبَأْسُ،
رسول خدا ـ صلّى اللّه علیه وآله ـ تنور جنگ گرم مى شد،
وَ اَحْجَمَ النّاسُ، قَدَّمَ اَهْلَ بَيْتِهِ، فَوَقى بِهِمْ اَصْحابَهُ حَرَّ السُّيُوفِ
و مردم قدم پس مى گذاشتند اهل بیت خود را جلو مى انداخت، و اصحاب خود را از حرارت شمشیر
وَ الاَْسِنَّةِ. فَقُتِلَ عُبَيْدَةُ بْنُ الْحارِثِ يَوْمَ بَدْر، وَ قُتِلَ حَمْزَةُ يَوْمَ اُحُد،
و نیزه حفظ مى کرد. عبیدة بن حارث در جنگ بدر، و حمزه در جنگ احد،
وَ قُتِلَ جَعْفَرٌ يَوْمَ مُؤْتَةَ، وَ اَرادَ مَنْ لَوْ شِئْتُ ذَكَرْتُ اسْمَهُ مِثْلَ الَّذى
و جعفر در جبهه موته کشته شدند، و کسى که اگر مى خواستم نامش را مى گفتم شهادت را خواست
اَرادُوا مِنَ الشَّهادَةِ، وَلكِنْ آجالُهُمْ عُجِّلَتْ، وَ مَنِيَّتُهُ اُجِّلَتْ.
همان گونه که آنان خواستند، اما مدت آنان زودتر به سر رسید، و مرگ او به تأخیر افتاد.
فَيا عَجَباً لِلدَّهْرِ اِذْ صِرْتُ يُقْرَنُ بى مَنْ لَمْ يَسْعَ بِقَدَمى،
عجبا از روزگار که انسانى نظیر مرا برابر قرار داد با کسى که مانند من براى اسلام قدم برنداشته،
وَ لَمْ تَكُنْ لَهُ كَسابِقَتِى الَّتى لايُدْلى اَحَدٌ بِمِثْلِها،
و براى او چون من سابقه اى در اسلام نیست، سابقه اى که کسى را به مثل آن دسترسى نیست،
اِلاّ اَنْ يَدَّعِىَ مُدَّع مَا لااَعْرِفُهُ، وَ لااَظُنُّ اللّهَ يَعْرِفُهُ،
مگر آنکه ادّعاکند ادّعاکننده اى آنچه را من خبرندارم، و گمان نمى برم که خداوند هم موضوع آن ادّعا را بشناسد.
وَ الْحَمْدُ لِلّهِ عَلى كُلِّ حال.
در همه حال خداى را سپاس.
وَ اَمّا ما سَاَلْتَ مِنْ دَفْعِ قَتَلَةِ عُثْمانَ اِلَيْكَ، فَاِنّى نَظَرْتُ فى هذَا
امّا آنچه را از من خواسته اى که کشندگان عثمان را به تو تحویل دهم، در این مسأله فکر کردم
الاَْمْرِ فَلَمْ اَرَهُ يَسَعُنى دَفْعُهُمْ اِلَيْكَ وَ لا اِلى غَيْرِكَ. وَ لَعَمْرى لَئِنْ
دیدم مرا میسّر نیست آنان را به سوى تو یا غیر تو فرستم. به جان خودم سوگند اگر از
لَمْ تَنْزِعْ عَنْ غَيِّكَ وَ شِقاقِكَ، لَتَعْرِفَنَّهُمْ عَنْ قَليل يَطْلُبُونَكَ،
گمراهى و اختلاف دست برندارى، به همین زودى آنان را خواهى شناخت که به دنبال تو برآیند،
لايُكَلِّفُونَكَ طَلَبَهُمْ فى بَرٍّ وَ لا بَحْر وَ لا جَبَل وَ لا سَهْل، اِلاّ اَنَّهُ
و از این دنبال کردنشان در بیابان و دریا و کوه و دشت تو را به زحمت بیندازند، و این دنبال کردنى
طَلَبٌ يَسُوءُكَ وِجْدانُهُ، وَ زَوْرٌ لا يَسُرُّكَ لُقْيانُهُ. وَ السَّلامُ لاَِهْلِهِ.
است که تو را ناراحت و آزرده کند، و زیارتى که دیدارش تو را شاد ننماید. سلام بر آن که اهل اسلام است.



پر بازدید ترین مطالب سال
پر بازدید ترین مطالب ماه
پر بازدید ترین مطالب روز