فارسی
دوشنبه 25 شهريور 1398 - الاثنين 16 محرم 1441

خطبه 100 - خطبه مشتمل بر خبر از حوادث ناگوار

متن عربی متن ترجمه
وَ مِنْ خُطْبَة لَهُ اُخْرى
از خطبه هاى آن حضرت است
يَشْتَمِلُ عَلى ذِكْرِ الْمَلاحِمِ
مشتمل بر خبر از حوادث ناگوار
الْحَمْدُ لِلّهِ الاَْوَّلِ قَبْلَ كُلِّ اَوَّل، وَالاْخِرِ بَعْدَ كُلِّ آخِر. بِاَوَّلِيَّتِهِ
حمد خداى را همان اوّل پیش از هر اول، و آخر بعد از هر آخر. اولیّتش موجب
وَجَبَ اَنْ لا اَوَّلَ لَهُ، وَ بِآخِرِيَّتِهِ وَجَبَ اَنْ لا آخِرَ لَهُ. وَ اَشْهَدُ اَنْ
آن است که قبل از او اولى نباشد، و آخریتش موجب آنکه بعد از او آخرى نباشد. و شهادت مى دهم
لا اِلهَ اِلاَّ اللّهُ، شَهادَةً يُوافِقُ فيهَا السِّرُّ الاِْعْلانَ، وَالْقَلْبُ اللِّسانَ.
معبودى جز او نمى باشد، شهادتى که باطن و ظاهر و دل و زبان در آن متّحد است.
اَيُّهَا النَّاسُ، لايَجْرِمَنَّكُمْ شِقاقى، وَ لايَسْتَهْوِيَنَّكُمْ عِصْيانى،
اى مردم، کینه با من شما را به گناه آلوده نکند، و نافرمانى از من شما را به پیروى هواى نفس نکشاند،
وَلاتَتَرامَوْا بِالاَْبْصارِ عِنْدَ ما تَسْمَعُونَهُ مِنّى. فَوَالَّذى فَلَقَ الْحَبَّةَ،
و به وقتى که از من چیزى بشنوید (از راه ناباورى) به یکدیگر چشم نیندازید. به خدایى که دانه را شکافت،
وَ بَرَأَ النَّسَمَةَ، اِنَّ الَّذى اُنَبِّئُكُمْ بِهِ عَنِ النَّبِىِّ الاُْمِّىِّ صَلَّى اللّهُ عَلَيْهِ
و انسان را آفرید، آنچه به شما خبر مى دهم از پیامبر امّى صلّى اللّه علیه
وَ آلِهِ، ما كَذَبَ الْمُبَلِّغُ، وَلا جَهِلَ السّامِعُ. وَلَكَاَنِّى اَنْظُرُ اِلى ضِلِّيل
و آله است، ابلاغ کننده دروغ نگفته، و شنونده هم جاهل نبوده. گویا مى بینم شخصى که گمراهیش
قَدْ نَعَقَ بِالشَّامِ، وَفَحَصَ بِراياتِهِ فى ضَواحى كُوفانَ. فَاِذَا فَغَرَتْ
شدید است در شام فریاد مى کند، بیرق هاى خود را اطراف کوفه نصب مى نماید. پس چون دهانش
فاغِرَتُهُ، وَاشْتَدَّتْ شَكيمَتُهُ، وَ ثَقُلَتْ فِى الاَْرْضِ وَطْاَتُهُ،
باز شود، و مقاومتش سخت گردد، و جاى پایش در زمین استوار شود،
عَضَّتِ الْفِتْنَةُ اَبْناءَها بِاَنْيابِها، وَماجَتِ الْحَرْبُ بِاَمْواجِها، وَ بَدا مِنَ
به آن هنگام فتنه و آشوب با نیش خود مردم زمان را بگزد، و جنگ با امواجش زبانه کشد، و از روزها
الاَْيّامِ كُلُوحُها، وَ مِنَ اللَّيالى كُدُوحُها. فَاِذا اَيْنَعَ زَرْعُهُ،
قیافه خشن آشکار گردد، و از شبها رنج و سختى ها هویدا شود. و هنگامى که محصول او خوب برسد،
وَقامَ عَلى يَنْعِهِ، وَهَدَرَتْ شَقاشِقُهُ، وَبَرَقَتْ بَوارِقُهُ، عُقِدَتْ راياتُ
و پخته و رسیده سرپا شود، و شقشقه اش به صدا درآید، و برق شمشیرهایش بدرخشد، آنوقت است که پرچم هاى
الْفِتَنِ الْمُعْضِلَةِ، وَاَقْبَلْنَ كَاللَّيْلِ الْمُظْلِمِ، وَالْبَحْرِ الْمُلْتَطِمِ.
فتنه و آشوب که راه رهایى از آن نیست به اهتزاز آید، و همانند شب تار و دریاى پرموج روى آورد.
هذا، وَ كَمْ يَخْرِقُ الْكُوفَةَ مِنْ قاصِف، وَ يَمُرُّ عَلَيْها مِنْ عاصِف!
این است اوضاع، چه صداهاى سهمگینى که گوش کوفه را بخراشد، و چه تندبادهایى که بر آن بوزد!
وَ عَنْ قَليل تَلْتَفُّ الْقُرُونُ بِالْقُرُونِ، وَ يُحْصَدُ الْقائِمُ، وَ يُحْطَمُ
به همین زودى ها گروههاى مختلف به جان هم افتند، آنان که سرپایند درو شوند، و آنان که از پاافتاده اند
الْمَحْصُودُ.
لگدمال گردند.



پر بازدید ترین مطالب سال
پر بازدید ترین مطالب ماه
پر بازدید ترین مطالب روز