فارسی
چهارشنبه 04 ارديبهشت 1398 - الاربعاء 18 شعبان 1440

نامه 61 - نامه به كميل بن زياد نخعى، به وقتى كه عامل او در هيت بود   

متن عربی متن ترجمه
وَ مِنْ كِتاب لَهُ عَلَيْهِ السَّلامُ
از نامه هاى آن حضرت است
اِلى كُمَيْلِ بْنِ زِياد النَّخَعِىِّ، وَ هُوَ عامِلُهُ عَلى هيت، يُنْكِرُ عَلَيْهِ
به کمیل به زیاد نَخَعى، به وقتى که عامل او در هیت بود، او را به علت واگذاشتن دشمن که از
تَرْكَهُ دَفْعَ مَنْ يَجْتازُ بِهِ مِنْ جَيْشِ الْعَدُوِّ طالِباً لِلْغارَةِ.
منطقه او گذشته و براى تاراج مسلمانان رفته اند توبیخ مى کند
اَمّا بَعْدُ، فَاِنَّ تَضْييعَ الْمَرْءِ ما وُلِّىَ، وَ تَكَلُّفَهُ
اما بعد، ضایع نمودن آدمى آنچه را برعهده اش نهاده اند، و بر دوش کشیدن زحمت کارى که به دیگرى
ما كُفِىَ، لَعَجْزٌ حاضِرٌ، وَ رَأْىٌ مُتَبَّرٌ. وَ اِنَّ تَعاطِيَكَ الْغارَةَ عَلى اَهْلِ
واگذار شده، ناتوانى آشکار، و نظریه اى هلاک کننده است. تاخت و تازت به اهل
قِرْقيسيا، وَ تَعْطيلَكَ مَسالِحَكَ الَّتى وَلَّيْناكَ لَيْسَ بِها مَنْ يَمْنَعُها
قرقیسیا، و واگذارى مرزهایى که تو را بر آنها حکومت داده ایم و کسى نیست که آنها را حفظ کند
وَ لا يَرُدُّ الْجَيْشَ عَنْها، لَرَأْىٌ شَعاعٌ. فَقَدْ صِرْتَ جِسْراً لِمَنْ اَرادَ
و سپاه دشمن را از آنها برگرداند فکرى است نادرست. براى دشمنانت که خواهان
الْغارَةَ مِنْ اَعْدائِكَ عَلى اَوْلِيائِكَ، غَيْرَ شَديدِ الْمَنْكِبِ، وَ لا مَهيبِ
غارت دوستانت بودند پل شده اى، نه تو را بازوى توانایى است، و نه دشمن را از ناحیه
الْجانِبِ، وَ لا سادٍّ ثُغْرَةً، وَ لا كاسِر لِعَدُوٍّ شَوْكَةً، وَ لا مُغْن عَنْ اَهْلِ
تو ترسى، نه مرزى را بستى و نه شوکت دشمن را شکستى، و نه حاکمى بودى که به درد اهل
مِصْـرِهِ، وَ لا مُجْز عَنْ اَميـرِهِ. وَالسَّـلامُ.
شهرش بخورد، و نه مى توانى از امیر خود کارى را کفایت کنى. والسلام.



پر بازدید ترین مطالب سال
پر بازدید ترین مطالب ماه
پر بازدید ترین مطالب روز