فارسی
پنجشنبه 31 مرداد 1398 - الخميس 20 ذي الحجة 1440

خطبه 201 - خطبه وقتى از او درباره احاديث دروغ و اخبار ضد و نقيض پرسيدند

متن عربی متن ترجمه
وَ مِنْ كَلام لَهُ عَلَيْهِ السَّلامُ
از سخنان آن حضرت است
وَ قَدْ سَاَلَهُ سائلٌ عَنْ اَحاديثِ الْبِدَعِ وَ عَمّا فى اَيْدِى
وقتى از او درباره احادیث دروغ و اخبار ضد و نقیض که در میان
النّاسِ مِنِ اخْتِلافِ الْخَبَرِ، فَقالَ عَلَيْهِ السَّلامُ:
مردم پخش است پرسیدند، در پاسخ فرمود:
اِنَّ فى اَيْدِى النّاسِ حَقّاً وَ باطِلاً، وَ صِدْقاً وَ كَذِباً، وَ ناسِخاً
همانا در دست مردم حق و باطل، و راست و دروغ، و ناسخ
وَ مَنْسُوخاً، وَ عامّاً وَ خاصّاً، وَ مُحْكَماً وَ مُتَشابِهاً، وَ حِفْظاً وَ وَهْماً.
و منسوخ، و عام و خاص، و محکم و متشابه، و قطعى و ظنّى وجود دارد.
وَ لَقَدْ كُذِبَ عَلى رَسُولِ اللّهِ صَلَّى اللّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ وَسَلَّمَ عَلى عَهْدِهِ
و آنقدر در زمان رسول خدا صلّى اللّه علیه وآله به آن حضرت دروغ بسته شد
حَتّى قامَ خَطيباً فَقالَ: «مَنْ كَذَبَ عَلَىَّ مُتَعَمِّداً فَلْيَتَبَوَّأْ مَقْعَدَهُ
تا جایى که در میان مردم به سخن برخاست و فرمود: «هر کس عمداً بر من دروغ ببندد جایگاه خود
مِنَ النّارِ.» وَ اِنَّما اَتاكَ بِالْحَديثِ اَرْبَعَةُ رِجال لَيْسَ لَهُمْ خامِسٌ:
را در آتش تهیه ببیند». حدیث را یکى از چهار نفر نزد تو آورند که پنجمى ندارند:
رَجُلٌ مُنافِقٌ مُظْهِرٌ لِلاْيمانِ، مُتَصَنِّعٌ بِالاِْسْلامِ،
اول مردى که منافق است و تظاهر به ایمان دارد، و خود را در پوشش اسلام نشان مى دهد،
لايَتَاَثَّمُ وَ لايَتَحَرَّجُ، يَكْذِبُ عَلى رَسُولِ اللّهِ صَلَّى اللّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ
گناه را گناه نداند و از معصیت پروا ننماید، عمداً به رسول خدا صلّى اللّه علیه وآله
مُتَعَمِّداً. فَلَوْ عَلِمَ النّاسُ اَنَّهُ مُنافِقٌ كاذِبٌ لَمْ يَقْبَلُوا مِنْهُ،
دروغ مى بندد. اگر مردم بدانند که او منافق و دروغگوست حدیث را از او نمى پذیرند،
وَ لَمْ يُصَدِّقُوا قَوْلَهُ، وَلكِنَّهُمْ قالُوا: صاحِبُ رَسُولِ اللّهِ صَلَّى اللّهُ
و گفتارش را باور نمى کنند، ولى مى گویند: صحابى پیامبر صلّى اللّه علیه
عَلَيْهِ وَ آلِهِ، رَآهُ وَ سَمِعَ مِنْهُ وَ لَقِفَ عَنْهُ، فَيَأْخُذُونَ بِقَوْلِهِ.
و آله است که رسول خدا را دیده و از او حدیث شنیده و از او فرا گرفته، بنابراین گفتارش را فرا مى گیرند.
وَ قَدْ اَخْبَرَكَ اللّهُ عَنِ الْمُنافِقينَ بِما اَخْبَرَكَ، وَ وَصَفَهُمْ بِما وَصَفَهُمْ
و خداوند تو را در قرآن از منافقین خبر داده، و آنان را چنانکه باید
بِهِ لَكَ. ثُمَّ بَقُوا بَعْدَهُ فَتَقَرَّبُوا اِلى اَئِمَّةِ الضَّلالَةِ وَالدُّعاةِ اِلَى النّارِ
معرفى نموده. اینان پس از پیامبر ماندند، و با دروغ و بهتان به پیشوایان گمراهى و دعوت کنندگان به
بِالزُّورِ وَالْبُهْتانِ، فَوَلَّوْهُمُ الاَْعْمالَ، وَ جَعَلُوهُمْ حُكّاماً عَلى رِقابِ
آتش تقرب جستند، آنان هم به منافقان ریاست دادند، و این نابکاران را مالک رقاب
النّاسِ، فَاَكَلُوا بِهِمُ الدُّنْيا، وَ اِنَّمَا النّاسُ مَعَ الْمُلُوكِ وَ الدُّنْيا
مردم ساختند، و با کمک این تبهکاران دنیا را خوردند، و بدون شک مردم براى دنیاى خود همراه حاکمانند
اِلاّ مَنْ عَصَمَ اللّهُ. فَهذا اَحَدُ الاَْرْبَعَةِ.
مگر کسى که خداوند او را حفظ کند. این منافق یکى از آن چهار نفر است.
وَ رَجُلٌ سَمِعَ مِنْ رَسُولِ اللّهِ شَيْئاً لَمْ يَحْفَظْهُ عَلى وَجْهِهِ، فَوَهِمَ
دوم کسى است که از رسول خدا مطلبى شنیده اما آن را چنان که باید حفظ نکرده، و در آن دچار
فيهِ، وَ لَمْ يَتَعَمَّدْ كَذِباً، فَهُوَ فى يَدَيْهِ وَ يَرْويهِ وَ يَعْمَلُ بِهِ
اشتباه شده و عمداً دروغ نبسته، پس آن حدیث در اختیار اوست و آن را روایت مى کند و به آن عمل مى نماید
وَ يَقُولُ: اَنَا سَمِعْتُهُ مِنْ رَسُولِ اللّهِ صَلَّى اللّهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ. فَلَوْ عَلِمَ
و مى گوید: آن را از رسول خدا صلّى اللّه علیه وآله شنیدم. اگر مسلمانان
الْمُسْلِمُونَ اَنَّهُ وَهِمَ فيهِ لَمْ يَقْبَلُوهُ مِنْهُ، وَ لَوْ عَلِمَ هُوَ اَنَّهُ كَذلِكَ
اشتباه او را بدانند از او قبول نمى کنند، و اگر خود او به اشتباهش آگاه مى شد آن گفته را
لَرَفَضَـهُ .
وامى گذاشت.
وَ رَجُلٌ ثالِثٌ سَمِعَ مِنْ رَسُولِ اللّهِ صَلَّى اللّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ شَيْئاً
سومین نفر مردى است که مطلبى از رسول خدا صلّى اللّه علیه وآله شنیده که ابتداءً حضرت
يَأْمُرُ بِهِ، ثُمَّ اِنَّهُ نَهى عَنْهُ وَ هُوَ لايَعْلَمُ، اَوْ سَمِعَهُ
به آن امر فرموده سپس از آن نهى کرده و او از نهى حضرت بى خبر است، یا چیزى را شنیده که
يَنْهى عَنْ شَىْء، ثُمَّ اَمَرَ بِهِ وَ هُوَ لايَعْلَمُ، فَحَفِظَ الْمَنْسُوخَ
حضرت نهى فرموده، ولى بعد از آن به آن امر کرده و او آگاه نیست، پس امرى که با نهى نسخ شده،
وَ لَمْ يَحْفَظِ النّاسِخَ، فَلَوْ عَلِمَ اَنَّهُ مَنْسُوخٌ لَرَفَضَهُ،
یا نهیى را که با امر نسخ شده حفظ کرده و نسخ کننده را نیافته، و اگر مى دانست آن مطلب نسخ شده نقل نمى کرد،
وَ لَوْ عَلِمَ الْمُسْلِمُونَ اِذْ سَمِعُوهُ مِنْهُ اَنَّهُ مَنْسُوخٌ لَرَفَضُـوهُ.
و اگر مسلمانان مى دانستند که آنچه را از او شنیده اند نسخ شده مورد عمل قرار نمى دادنـد.
وَ آخَرُ رابِعٌ لَمْ يَكْذِبْ عَلَى اللّهِ وَ لا عَلى رَسُولِهِ، مُبْغِضٌ
چهارمین نفر کسى است که بر خدا و پیامبرش دروغ نبسته، او به خاطر ترس
لِلْكَذِبِ خَوْفاً مِنَ اللّهِ وَ تَعْظيماً لِرَسُولِ اللّهِ صَلَّى اللّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ،
از حق و بزرگداشت پیامبر صلّى اللّه علیه وآله دشمن دروغ است،
وَ لَمْ يَهِمْ، بَلْ حَفِظَ ما سَمِعَ عَلى وَجْهِهِ، فَجاءَ بِهِ عَلى ما سَمِعَهُ،
و گرفتار اشتباه هم نشده، بلکه آنچه را شنیده به همان صورت حفظ کرده، و آن را طبق شنیده خود روایت مى کند،
لَمْ يَزِدْ فيهِ وَلَمْ يَنْقُصْ مِنْهُ، فَهُوَ حَفِظَ النّاسِخَ فَعَمِلَ بِهِ، وَ حَفِظَ
چیزى به آن نمى افزاید و از آن چیزى نمى کاهد، ناسخ را حفظ کرده به آن عمل مى کند، منسوخ را
الْمَنْسُوخَ فَجَنَّبَ عَنْهُ، وَ عَرَفَ الْخاصَّ وَ الْعامَّ وَ الْمُحْكَمَ
حفظ نموده از آن اجتناب مىورزد، خاص و عام و محکم
وَالْمُتَشابِهَ، فَوَضَعَ كُـلَّ شَـىْء مَوْضِعَـهُ.
و متشابه را شناخته، و هر مطلبى را در جاى معین خود قرار داده.
وَ قَدْ كانَ يَكُونُ مِنْ رَسُولِ اللّهِ صَلَّى اللّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ الْكَلامُ لَهُ
گاهى سخنى از رسول خدا صلّى اللّه علیه وآله صادر مى شد که داراى دو
وَجْهانِ: فَكَلامٌ خاصٌّ وَ كَلامٌ عامٌّ، فَيَسْمَعُهُ مَنْ لايَعْرِفُ ما عَنَى
جنبه بود: سخنى خاص، و سخنى عام، شنونده اى که قصد خداى سبحان و
اللّهُ سُبْحانَهُ بِهِ وَ لا ما عَنى رَسُولُ اللّهِ صَلَّى اللّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ وَ سَلَّمَ،
و رسول صلّى اللّه علیه وآله را از آن نمى دانست آن را مى شنید
فَيَحْمِلُهُ السّامِعُ وَ يُوَجِّهُهُ عَلى غَيْرِ مَعْرِفَة بِمَعْناهُ وَ ما قُصِدَ بِهِ
و بدون فهم معناى آن و اینکه از آن چه قصدى شده و براى چه
وَ ما خَرَجَ مِنْ اَجْلِهِ. وَ لَيْسَ كُلُّ اَصْحابِ رَسُولِ اللّهِ صَلَّى اللّهُ
صادر شده آن را توجیه مى کرد. همه یاران پیامبر صلّى اللّه
عَلَيْهِ وَ آلِهِ وَ سَلَّمَ مَنْ كانَ يَسْاَلُهُ وَ يَسْتَفْهِمُهُ، حَتّى اَنْ كانُوا لَيُحِبُّونَ
علیه وآله این طور نبودند که از حضرت بپرسند و معنایش را بخواهند، تا جایى که عده اى دوست داشتند
اَنْ يَجىءَ الاَْعْرابِىُّ اَوِالطّارِىءُ فَيَسْاَلَهُ عَلَيْهِ السَّلامُ حَتّى يَسْمَعُوا.
عربى بیابانى یا تازهواردى از راه برسد و از حضرت سؤال کند و آنان پاسخ آن را بشنوند.
وَ كانَ لايَمُرُّ بى مِنْ ذلِكَ شَىْءٌ اِلاّ سَاَلْتُهُ عَنْهُ وَ حَفِظْتُهُ.
اما بر خاطر من چیزى از این امور نگذشت جز اینکه از حضرت پرسیدم و آن را حفظ کردم.
فَهذِهِ وُجُوهُ ما عَلَيْهِ النّاسُ فِى اخْتِلافِهِمْ وَ عِلَلِهِمْ فى رِواياتِهِمْ.
به هر صورت این است علل اختلاف مردم در احادیث، و وجوه پراکندگى آنان در روایات.



پر بازدید ترین مطالب سال
پر بازدید ترین مطالب ماه
پر بازدید ترین مطالب روز