فارسی
شنبه 31 فروردين 1398 - السبت 14 شعبان 1440

خطبه 190 - خطبه در وصيّت به يارانش

متن عربی متن ترجمه
وَ مِنْ كَلام لَهُ عَلَيْهِ السَّلامُ
از سخنان آن حضرت است
كانَ يُوصى بِهِ اَصْحابَهُ
در وصیّت به یارانش
تَعاهَدُوا اَمْرَ الصَّلاةِ، وَ حافِظُوا عَلَيْها، وَاسْتَكْثِرُوا مِنْها،
پایبند امر نماز شوید، و بر آن محافظت نمایید، و آن را زیاد بخوانید،
وَ تَقَرَّبُوا بِها، فَاِنَّها كانَتْ عَلَى الْمُؤْمِنينَ كِتاباً مَوْقُوتاً. اَلا تَسْمَعُونَ
و به نماز به خداوند تقرّب جویید، زیرا بر مؤمنین امرى واجب در اوقاتى معین است. آیا پاسخ
اِلى جَوابِ اَهْلِ النّارِ حينَ سُئِلُوا: «ما سَلَكَكُمْ فى سَقَرَ؟ قَالُوا
اهل عذاب را نشنیدید زمانى که از آنان پرسیده مى شود: «چه چیز شما را به جهنّم آورد؟ مى گویند:
لَمْ نَكُ مِنَ الْمُصَلّينَ»؟! وَ اِنَّها لَتَحُتُّ الذُّنُوبَ حَتَّ الْوَرَقِ،
از نمازگزاران نبودیم»؟! نماز همچون ریختن برگ درخت گناهان را مى ریزد،
وَ تُطْلِقُها اِطْلاقَ الرِّبَقِ. وَ شَبَّهَها رَسُولُ اللّهِ صَلَّى اللّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ
و همچون بندى که باز گردد بند گناهان را مى گشاید. رسول خدا صلّى اللّه علیه وآله
وَ سَلَّمَ بِالْحَمَّةِ تَكُونُ عَلى بابِ الرَّجُلِ فَهُوَ يَغْتَسِلُ مِنْها فِى الْيَوْمِ
نماز را به چشمه آب گرمى که بر خانه انسان باشد و شبانه روزى پنج نوبت خود را در آن
وَاللَّيْلَةِ خَمْسَ مَرّات، فَما عَسى اَنْ يَبْقى عَلَيْهِ مِنَ الدَّرَنِ؟
بشوید تشبیه کرده است، که آیا چرک و آلودگى در بدن چنین کسى باقى خواهد ماند؟
وَ قَدْ عَرَفَ حَقَّها رِجالٌ مِنَ الْمُؤْمِنينَ الَّذينَ لاتَشْغَلُهُمْ عَنْها زينَةُ
از مردم مؤمن حق نماز را آنانى شناختند که زیبایى متاع دنیا، و مایه چشم روشنى
مَتاع وَ لا قُرَّةُ عَيْن، مِنْ وَلَد وَلا مال، يَقُولُ اللّهُ سُبْحانَهُ: «رِجالٌ
از فرزندان و اموال آنان را به خود مشغول نکرده، خداوند سبحان مى فرماید: «مردانى که
لا تُلْهيهِمْ تِجارَةٌ وَ لا بَيْعٌ عَنْ ذِكْرِاللّهِ وَ اِقامِ الصَّلاةِ وَ ايتاءِ الزَّكاةِ».
آنان را تجارت و داد و ستد از ذکر خدا و به پا کردن نماز و اداى زکات بازنمى دارد».
وَ كانَ رَسُولُ اللّهِ صَلَّى اللّهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ نَصِباً بِالصَّلاةِ بَعْدَ التَّبْشيرِ
رسول خدا صلّى اللّه علیه وآله با اینکه مژده بهشت را از خداوند دریافته بود خود را براى نماز
لَهُ بِالْجَنَّةِ، لِقَوْلِ اللّهِ سُبْحانَهُ: «وَأْمُرْ اَهْلَكَ بِالصَّلاةِ وَاصْطَبِرْ
به زحمت مى انداخت، به خاطر اینکه خداوند به او فرموده بود: «اهل خود را به نماز امر کن، و نسبت به آن
عَلَيْـها». فَكانَ يَأْمُـرُ اَهْلَـهُ، وَ يَصْبِـرُ عَلَيْـها نَفْسَـهُ .
شکیبا باش». آن حضرت اهلش را به نماز امر مى فرمود، و خود نیز در به پا کردن آن شکیبایى به خرج مى داد.
ثُمَّ اِنَّ الزَّكاةَ جُعِلَتْ مَعَ الصَّلاةِ قُرْباناً لاَِهْلِ الاِْسْلامِ،
آن گاه نماز با زکات براى اهل اسلام وسیله قرب به خداوند قرار داده شده،
فَمَنْ اَعْطاها طَيِّبَ النَّفْسِ بِها فَاِنَّها تُجْعَلُ لَهُ كَفّارَةً، وَ مِنَ النّارِ
کسى که زکات را از روى رغبت ادا کند براى او کفّاره از گناه، و مانع و سپر
حِجازاً وَ وِقايَةً. فَلايُتْبِعَنَّها اَحَدٌ نَفْسَهُ، وَ لايُكْثِرَنَّ عَلَيْها لَهَفَهُ،
عذاب خواهدبود. انسانى که زکات مى پردازد نباید خاطر به آن مشغول سازد، و به این علت اندوهى به دل راه دهد،
فَاِنَّ مَنْ اَعْطاها غَيْرَ طَيِّبِ النَّفْسِ بِها يَرْجُو بِها ما هُوَ اَفْضَلُ مِنْها
زیرا کسى که آن را از روى بى میلى بپردازد و به اجرى که از خود زکات برتر است امید داشته باشد
فَهُوَ جاهِلٌ بِالسُّنَّةِ، مَغْبُونُ الاَْجْرِ، ضالُّ الْعَمَلِ، طَويلُ النَّدَمِ.
به سنّت پیامبرجاهل است، و در بردن پاداشْ مغبون، و در عملْ گمراه، وحسرتش در پیشگاه حق طولانى خواهدبود.
ثُمَّ اَداءُ الاَْمانَةِ، فَقَدْ خابَ مَنْ لَيْسَ مِنْ اَهْلِها. اِنَّها عُرِضَتْ عَلَى
سپس اداء امانت است، آن که امین نیست زیانکار است. امانت بر
السَّمواتِ الْمَبْنِيَّةِ، وَ الاَْرَضينَ الْمَدْحُوَّةِ، وَ الْجِبالِ ذاتِ الطُّولِ
آسمانهاى برافراشته، و زمین هاى گسترده، و کوههاى بلند و استوار
الْمَنْصُوبَةِ، فَلا اَطْوَلَ وَ لا اَعْرَضَ وَ لا اَعْلى وَ لا اَعْظَمَ مِنْها،
عرضه شد، در حالى که درازتر و پهن تر و بلندتر و بزرگتر از آنها نبود،
وَ لَوِ امْتَنَعَ شَىْءٌ بِطُول اَوْ عَرْض اَوْ قُوَّة اَوْ عِزٍّ
و اگر چیزى به خاطر طول و عرض و یا قدرت و عزت از قبول امانت امتناع مىورزید هرآینه آسمان
لاَمْتَنَعْنَ، وَلكِنْ اَشْفَقْنَ مِنَ الْعُقُوبَةِ، وَ عَقَلْنَ ما جَهِلَ مَنْ هُوَ
و زمین و کوه بود، امّا از عقوبت ترسیدند، و آنچه را که موجود ضعیف ترى
اَضْعَفُ مِنْهُنَّ وَهُوَ الاِْنْسانُ «اِنَّهُ كانَ ظَلُوماً جَهُولاً».
چون انسان به آن نادان بود درک کردند «انسان ستمکار و نادان است».
اِنَّ اللّهَ سُبْحانَهُ وَ تَعالى لايَخْفى عَلَيْهِ مَا الْعِبادُ مُقْتَرِفُونَ فى
آنچه بندگان در شب و روز خود انجام مى دهند بر خداوند پاک
لَيْلِهِمْ وَ نَهارِهِمْ، لَطُفَ بِهِ خُبْراً، وَ اَحاطَ بِهِ عِلْماً، اَعْضاؤُكُمْ
مخفى نیست، به کار پنهان عباد آگاه و به علمش بر آن محیط است، اعضاى شما
شُهُودُهُ، وَ جَوارِحُكُمْ جُنُودُهُ، وَ ضَمائِرُكُمْ عُيُونُهُ، وَ خَلَواتُكُمْ
شاهدان خدا بر شما، و اندامتان لشگر حق، و درونتان جاسوسان الهى هستند، و خلوتهاى شما براى او
عِيـانُـهُ .
آشکار است.



پر بازدید ترین مطالب سال
پر بازدید ترین مطالب ماه
پر بازدید ترین مطالب روز