فارسی
شنبه 31 فروردين 1398 - السبت 14 شعبان 1440

خطبه 115 - خطبه در اندرز به ياران

متن عربی متن ترجمه
وَ مِنْ خُطْبَة لَهُ عَلَيْهِ السَّلامُ
از خطبه هاى آن حضرت است
در اندرز به یاران
اَرْسَلَهُ داعِياً اِلَى الْحَقِّ، وَ شاهِداً عَلَى الْخَلْقِ. فَبَلَّغَ رِسالاتِ رَبِّهِ
خداوند پیامبر را دعوت کننده به سوى حق، و گواه بر خلق فرستاد. آن حضرت بدون سستى و تقصیر
غَيْرَ وان وَلا مُقَصِّر، وَ جاهَدَ فِى اللّهِ اَعْداءَهُ غَيْرَ واهِن وَ لا مُعَذِّر.
تمام احکام پروردگارش را به مردم رساند، و بدون ضعف و عذرتراشى با دشمنان خدا جنگید.
اِمامُ مَنِ اتَّقى، وَ بَصَرُ مَنِ اهْتَدى.
وى پیشواى اهل تقوا، و دیده اهل هدایت بود.
مِنْـها
از این خطبه است
وَ لَوْ تَعْلَمُونَ ما اَعْلَمُ مِمّا طُوِىَ عَنْكُمْ غَيْبُهُ، اِذاً لَخَرَجْتُمْ اِلَى
از امورى که بر شما پنهان است آنچه را که من مى دانم اگر شما مى دانستید سر به
الصُّعُداتِ تَبْكُونَ عَلى اَعْمالِكُمْ، وَ تَلْتَدِمُونَ عَلى اَنْفُسِكُمْ،
بیابان گذاشته، بر کرده هایتان مى گریستید، و همچون زنان داغدیده بر سر و سینه مى کوبیدید،
وَلَتَرَكْتُمْ اَمْوالَكُمْ لاحارِسَ لَها وَ لا خالِفَ عَلَيْها، وَلَهَمَّتْ كُلَّ
و اموال خود را بدون نگهبان و سرپرست رها مى کردید، و هر کس در بند
امْرِىء مِنْكُمْ نَفْسُهُ لايَلْتَفِتُ اِلى غَيْرِها. وَلكِنَّكُمْ نَسيتُمْ ما ذُكِّرْتُمْ،
خود مى شد و به دیگران توجه نمى کرد. ولى تذکّراتى که به شما داده اند فراموش کرده اید،
وَ اَمِنْتُمْ ما حُذِّرْتُمْ، فَتاهَ عَنْكُمْ رَأْيُكُمْ، وَ تَشَتَّتَ عَلَيْكُمْ اَمْرُكُمْ.
و نسبت به آنچه شما را ترسانده اند خود را ایمن مى دانید، پس رأى شما سرگشته، و کارتان بى سر و سامان شده.
وَلَوَدِدْتُ اَنَّ اللّهَ فَرَّقَ بَينى وَ بَيْنَكُمْ، وَ اَلْحَقَنى بِمَنْ هُوَ اَحَقُّ بى
هرآینه دوست دارم خداوند بین من و شما جدایى افکند، و مرا به کسى که نسبت به من از شما سزاوارتر
مِنْكُمْ، قَوْمٌ وَاللّهِ مَيامينُ الرَّأْىِ، مَراجيحُ الْحِلْمِ، مَقاويلُ بِالْحَقِّ،
است ملحق کند، همان مردمى که به خدا قسم داراى رأى میمون و پسندیده، و بردبارى زیاد، و گویندگان حق،
مَتاريكُ لِلْبَغْىِ، مَضَوْا قُدُماً عَلَى الطَّريقَةِ، وَ اَوْجَفُوا عَلَى
و تارک ستم و تجاوز، و پیشروان راه حق، و شتابنده به مسیر
الْمَحَجَّةِ، فَظَفِرُوا بِالْعُقْبَى الدّائِمَةِ، وَالْكَرامَةِ الْبارِدَةِ.
هدایت بودند، که به نعمت جاوید دنیاى دیگر رستگار شدند، و به کرامت گواراى آن شتاب ورزیدند.
اَما وَاللّهِ لَيُسَلَّطَنَّ عَلَيْكُمْ غُلامُ ثَقيف، الذَّيّالُ الْمَيّالُ، يَأْكُلُ
به خدا قسم پسرى از قبیله ثقیف بر شما مسلّط شود، متکّبر و رویگردان از حق، اموالتان را
خَضِرَتَكُمْ، وَ يُذيبُ شَحْمَتَكُمْ; اِيه اَباوَذَحَةَ!
مى خورد، و پیه شما را از شدت ظلم آب مى کند; فشارت را بیشتر کن اى اباوَذَحه!
- اَقُولُ: الْوَذَحَةُ: الْخُنْفَساءُ. وَ هذَا الْقَوْلُ يُومِئُ بِهِ اِلَى الْحَجّاجِ، وَلَهُ مَعَ الْوَذَحَةِ
مى گویم: مراد از «وَذَحه» خُنْفَساء (جُعَل) است. و این گفته اشاره به حجّاج است، و او را با این
حَديثٌ لَيْسَ هذا مَوْضِعَ ذِكْرِهِ.-
حیوان کثیف داستانى است که جاى نقل آن نیست.



پر بازدید ترین مطالب سال
پر بازدید ترین مطالب ماه
پر بازدید ترین مطالب روز