فارسی
  جستجو پيشرفته جستجو متن نهج البلاغه فهرست نهج البلاغه
فهرست نهج البلاغه < نهج البلاغه < صفحه اصلي    
 
بازگشت متن نهج البلاغه همراه با ترجمه استاد حسين انصاريان www.erfan.ir
ابتدا    صفحه قبلي صفحه بعدي    انتها
لاِخْتِلافِ الْمَعْنَيَيْنِ، وَ لَمْ يَقُلِ «السَّبْقَةُ النّارُ» كَما قالَ: «السَّبْقَةُ الْجَنَّةُ» لاَِنَّ الاِْسْتِباقَ
مخالف هم است از آن حقيقتِ قيامتى به دو لفظ مختلف «سبقه ـ غايت» تعبير فرموده، زيرا مسابقه
اِنَّما يَكُونُ اِلى اَمْر مَحْبُوب، وَ غَرَض مَطْلُوب، وَ هذِهِ صِفَةُ الْجَنَّةِ، وَ لَيْسَ هذَا
در كارى محبوب و هدفى مطلوب است و اين صفت بهشت است، نه دوزخ
الْمَعْنى مَوْجُوداً فِى النّارِ، نَعُوذُ بِاللّهِ مِنْها، فَلَمْ يَجُزْ اَنْ يَقُولَ: وَالسَّبْقَةُ النّارُ، بَلْ قالَ:
كه به خدا از آن پناه مى بريم، و شايسته نبود بگويد: «والسّبقةُ النارُ»، بدين خاطر فرمود:
«وَالْغايَةُ النّارُ»، لاَِنَّ الْغايَةَ قَدْ يَنْتَهى اِلَيْها مَنْ لا يَسُرُّهُ الاِْنْتِهاءُ اِلَيْها وَ مَنْ يَسُرُّهُ ذلِكَ،
«الغايةُ النار»، چه اينكه ممكن است پايان يك راه كسى را خوش نيايد، و ممكن است خوش آيد، بنابراين
فَصَلَحَ اَنْ يُعَبَّرَ بِها عَنِ الاَْمْرَيْنِ مَعاً، فَهِىَ فى هذَا الْمَوْضِعِ كَالْمَصيرِ وَالْمَآلِ،
صحيح اين است كه براى هر دو صورت با كلمه غايت تعبير شود. غايت در اين زمينه مانند مصير و مآل است،
قالَ اللّهُ تَعالى: «قُلْ تَمَتَّعُوا فَاِنَّ مَصيرَكُمْ اِلَى النّارِ». وَ لايَجُوزُ فى هذَا الْمَوْضِعِ
چنانكه حق فرموده: قُلْ تَمَتَّعُوا فَاِنَّ مَصيرَكُمْ اِلَى النّارِ، كه صحيح نيست در اينجا
اَنْ يُقالَ: فَاِنَّ سَبْقَتَكُمْ (بِسُكُونِ الْباءِ) اِلَى النّارِ. فَتَأَمَّلْ ذلِكَ، فَباطِنُهُ عَجيبٌ، وَ غَوْرُهُ
به جاى «مصير» كلمه «سبقه» آيد. در اين سخن انديشه كن كه نهانى شگفت و ژرفايى
بَعيدٌ لَطيفٌ، وَ كَذلِكَ اَكْثَرُ كَلامِهِ عَلَيْهِ السَّلامُ. وَ فى بَعْضِ النُّسَخِ: وَ قَدْ جاءَ فى روايَة
عميق و لطيف دارد، و بيشتر سخنان حضرت چنين است. در برخى از نسخه ها
اُخْرى: «وَالسُّبْقَةُ الْجَنَّةُ» بِضَمِّ السِّينِ. وَالسُّبْقَةُ عِنْدَهُمُ اسْمٌ لِما يُجْعَلُ لِلسابِقِ اِذا
«سُبقه» به ضمّ سين وارد شده. و سُبقه به ضمّ سين نزد عرب مال يا متاعى است
سَبَقَ مِنْ مال اَوْ عَرَض. وَالْمَعْنَيانِ مُتَقارِبانِ، لاَِنَّ ذلِكَ لايَكُونُ جَزاءً عَلى فِعْلِ الاَْمْرِ
كه به برنده مسابقه جايزه مى دهند. و معنى سبقه به فتح و ضم به هم نزديك است، زيرا سبقه به ضم سين
الْمَذْمُومِ، وَ اِنَّما يَكُونُ جَزاءً عَلى فِعْلِ الاَْمْرِ الْمَحْمُودِ.[
جزاء عمل ناپسند نيست بلكه پاداش كار خوب است.
 

29

وَ مِنْ خُطْبَة لَهُ عَلَيْهِ السَّلامُ
از خطبه هاى آن حضرت است

پس از برنامه حكمين و تاخت و تاز ضحّاك بن قيس، كه در اين خطبه به آنچه

در اطراف قلمرو حكومتش بهوجود آمده اشاره نموده و پيروانش را به ايجاد

نظم و صلاح ترغيب فرموده
اَيُّهَاالنّاسُ الْمُجْتَمِعَةُ اَبْدانُهُمْ، الْمُخْتَلِفَةُ اَهْواؤُهُمْ! كَلامُكُمْ
اى مردمى كه بدنهاتان با هم، و خواهشهاتان مختلف است! كلامتان
يُوهِى الصُّمَّ الصِّلابَ، وَ فِعْلُكُمْ يُطْمِعُ فيكُمُ الاَْعْداءَ. تَقُولُونَ فِى
سنگ سخت را مى شكند، و عملتان دشمن را نسبت به شما به طمع مى اندازد. در مجالس
الْمَجالِسِ كَيْتَ وَ كَيْتَ، فَاِذا جاءَ الْقِتالُ قُلْتُمْ: حيدى حَيادِ.
لاف و گزاف مى زنيد، و به وقت جنگ فرياد مى كنيد: اى جنگ از ما دور شو!
ما عَزَّتْ دَعْوَةُ مَنْ دَعاكُمْ، وَلاَ اسْتَراحَ قَلْبُ مَنْ قاساكُمْ. اَعاليلُ
دعوت كسى كه شما را بخواند ارزش نيابد، و قلب آن كه رنج شما را تحمل كند آسايش ندارد. بهانه هاى دور از
بِاَضاليلَ، دِفاعَ ذِى الدَّيْنِ الْمَطُولِ. لايَمْنَعُ الضَّيْمَ الذَّليلُ،
منطق مى آوريد، همانند بدهكارى كه بى دليل از طلبكار تمديد مى طلبد. ذليل و ترسو ستم را از خود بازنمى دارد،
وَ لايُدْرَكُ الْحَقُّ اِلاّ بِالْجِدِّ. اَىَّ دار بَعْدَ دارِكُمْ تَمْنَعُونَ؟ وَ مَعَ اَىِّ
و حق بدون تلاش به دست نمى آيد. از كدام خانه بعد از خانه خود دفاع مى كنيد؟ و همراه كدام
اِمام بَعْدى تُقاتِلُونَ؟ الْمَغْرُورُ وَاللّهِ مَنْ غَرَرْتُمُوهُ،
پيشوا پس از من به جنگ مى رويد؟ به خدا قسم فريب خورده كسى است كه شما او را فريب داده ايد،

98
 
99
باب
شماره شماره صفحه نمايش معني بزرگنمايي   جستجو | راهنما