فارسی
  جستجو پيشرفته جستجو متن نهج البلاغه فهرست نهج البلاغه
فهرست نهج البلاغه < نهج البلاغه < صفحه اصلي    
 
بازگشت متن نهج البلاغه همراه با ترجمه استاد حسين انصاريان www.erfan.ir
ابتدا    صفحه قبلي صفحه بعدي    انتها
وَ مِنْها
و از اين خطبه است:

درباره معاويه و عمرو عاص
وَ لَمْ يُبايِعْ حَتّى شَرَطَ اَنْ يُؤْتِيَهُ عَلَى الْبَيْعَةِ ثَمَناً، فَلا ظَفِرَتْ يَدُ
عمروعاص با معاويه بيعت نكرد مگر با اين شرط كه ثمنى به او پرداخت كند، پس پيروز مباد دست
الْبائِعِ، وَ خَزِيَتْ اَمانَةُ الْمُبْتاعِ. فَخُذُوا لِلْحَرْبِ اُهْبَتَها، وَ اَعِدُّوا لَها
فروشنده، و رسوا باد عهد خريدار. اكنون آماده جنگ شويد، و ساز و برگ جهاد
عُدَّتَها، فَقَدْ شَبَّ لَظاها، وَ عَلا سَناها. وَ اسْتَشْعِرُوا الصَّبْرَ،
آماده كنيد، شعله هاى جنگ زبانه مى كشد، و روشنايى آن سر كشيده. پايدارى را شعار خود كنيد،
فَاِنَّهُ اَدْعى اِلَى النَّصْرِ.
كه بهترين وسيله پيروزى است.

27

وَ مِنْ خُطْبَة لَهُ عَلَيْهِ السَّلامُ
از خطبه هاى آن حضرت است

در نكوهش اصحاب از نرفتن به جهاد
اَمّا بَعْدُ، فَاِنَّ الْجِهادَ بابٌ مِنْ اَبْوابِ الْجَنَّةِ، فَتَحَهُ اللّهُ لِخاصَّةِ
پس از حمد خدا، جهاد درى است از درهاى بهشت، كه خداوند آن را به روى اولياء
اَوْلِيائِهِ، وَ هُوَ لِباسُ التَّقْوى، وَ دِرْعُ اللّهِ الْحَصينَةُ، وَ جُنَّتُهُ الْوَثيقَةُ.
خاصّ خود گشوده، جهاد جامه پرهيزگارى، زره استوار، و سپر مطمئن خداست.
 
فَمَنْ تَرَكَهُ رَغْبَةً عَنْهُ اَلْبَسَهُ اللّهُ ثَوْبَ الذُّلِّ وَ شَمْلَةَ الْبَلاءِ،
هر كس آن را از باب بى اعتنايى ترك كند خداوند بر او جامه ذلت بپوشاند، و غرق بلا نمايد،
وَ دُيِّثَ بِالصَّغارِ وَالْقَماءَةِ، وَ ضُرِبَ عَلى قَلْبِهِ بِالاِْسْهابِ،
و به ذلّت و خوارى و پستى گرفتار آيد، بر دلش پرده هاى بى عقلى زده شود،
وَ اُديلَ الْحَقُّ مِنْهُ بِتَضْييعِ الْجِهادِ، وَ سيمَ الْخَسْفَ، وَ مُنِعَ النِّصْفَ.
و در برابر ضايع كردن جهادْ حق از او گرفته شود، و محكوم به ذلت و خوارى، و محروم از انصاف گردد.
اَلا وَ اِنِّى قَدْ دَعَوْتُكُمْ اِلى قِتالِ هؤُلاءِ الْقَوْمِ لَيْلاً وَ نَهاراً، وَ سِراًّ
بدانيد كه من شب و روز و نهان و آشكار، شما را به جنگ اين قوم دعوت
وَ اِعْلاناً، وَ قُلْتُ لَكُمُ: اغْزُوهُمْ قَبْلَ اَنْ يَغْزُوكُمْ، فَوَاللّهِ ما غُزِىَ قَوْمٌ
كردم، به شما گفتم كه با اينان بجنگيد پيش از اينكه با شما بجنگند، به خدا قسم هيچ ملّتى در خانه اش مورد حمله
قَطُّ فى عُقْرِ دارِهِمْ اِلاّ ذَلُّوا. فَتَواكَلْتُمْ وَ تَخاذَلْتُمْ حَتّى شُنَّتْ عَلَيْكُمُ
قرار نگرفت مگر اينكه ذليل شد. اما شما مسئوليت جهاد را به يكديگر حواله كرديد و به يارى يكديگر برنخاستيد
الْغاراتُ، وَ مُلِكَتْ عَلَيْكُمُ الاَْوْطانُ. وَ هذا اَخُو غامِد وَ قَدْ وَرَدَتْ
تا دشمن از هر سو بر شما تاخت، و شهرها را از دست شما گرفت. اين مرد غامدى است كه
خَيْلُهُ الاَْنْبارَ، وَ قَدْ قَتَلَ حَسّانَ بْنَ حَسّانَ الْبَكْرِىَّ، وَ اَزالَ خَيْلَكُمْ
لشكرش به انبار وارد شد، حسّان بن حسّان بكرى را كشت، و مرزبانان شما را از جاى
عَنْ مَسالِحِها. وَ لَقَدْ بَلَغَنى اَنَّ الرَّجُلَ مِنْهُمْ كانَ يَدْخُلُ عَلَى الْمَرْاَةِ
خود راند. به من خبر رسيده مهاجمى از آنان بر زن
الْمُسْلِمَةِوَ الاُْخْرَى الْمُعاهَدَةِ فَيَنْتَزِعُ حِجْلَها وَ قُلْبَها وَ قَلائِدَها
مسلمان و زنِ در پناه اسلام تاخته و خلخال و دستنبد و گردنبند و گوشواره او را
وَ رِعاثَها، ما تَمْتَنِعُ مِنْهُ اِلاّ بِاِلاْسْتِرْجاعِ وَ الاِْسْتِرْحامِ، ثُمَّ انْصَرَفُوا
به يغما برده، و آن بينوا در برابر آن غارتگر جز كلمه استرجاع و طلب دلسوزى راهى نداشته، آن گاه اين غارتگران

92
 
93
باب
شماره شماره صفحه نمايش معني بزرگنمايي   جستجو | راهنما