فارسی
  جستجو پيشرفته جستجو متن نهج البلاغه فهرست نهج البلاغه
فهرست نهج البلاغه < نهج البلاغه < صفحه اصلي    
 
بازگشت متن نهج البلاغه همراه با ترجمه استاد حسين انصاريان www.erfan.ir
ابتدا    صفحه قبلي صفحه بعدي    انتها
اِدْهان وَلا ايهان. فَاتَّقُوا اللّهَ، عِبادَ اللّهِ وَ فِرُّوا اِلَى اللّهِ مِنَ اللّهِ،
مداهنه و سستى نمى كنم. عباد خدا! از خدا پروا كنيد، و از خدا به خدا بگريزيد،
وَ امْضُوا فِى الَّذى نَهَجَهُ لَكُمْ، وَ قُومُوا بِما عَصَبَهُ بِكُمْ.
و در راهى كه براى شما قرار داده قدم نهيد، و به اداى تكاليف قيام كنيد،
فَعَلِىٌّ ضامِنٌ لِفَلْجِكُمْ آجِلاً، اِنْ لَمْ تُمْنَحُوهُ عاجِلاً.
كه اگر در دنيـا پيـروز نشويد على ضامن پيـروزى شما در آخـرت اسـت.

25

وَ مِنْ خُطْبَة لَهُ عَلَيْهِ السَّلامُ
از خطبه هاى آن حضرت است
] وَ قَدْ تَواتَرَتْ عَلَيْهِ الاَْخْبارُ بِاسْتيلاءِ اَصْحابِ مُعاوِيَةَ عَلَى الْبِلادِ، وَ قَدِمَ عَلَيْهِ
آن گاه كه پى درپى به حضرت خبر رسيد كه ارتش معاويه به شهرها دست اندازى كرده اند، و دوعامل او
عامِلاهُ عَلَى الْيَمَنِ وَ هُما عُبَيْدُ اللّهِ بْنُ عَبّاس   وَ سَعيدُ بْنُ نَمْرانَ لَمّا غَلَبَ عَلَيْهِما
در يمن عبيداللّه بن عباس و سعيد بن نَمران پس از شكست از بُسر بن ارطاة به
بُسْرُ بْنُ اَبى اَرْطاةَ. فَقامَ عَلَيْهِ السَّلامُ عَلَى الْمِنْبَرِ ضَجِراً بِتَثاقُلِ اَصْحابِهِ عَنِ الْجِهادِ،
حضورش رسيدند، امام در حالى كه از سنگينى يارانش از جهاد و مخالفتشان با رأى آن جناب
وَ مُخالَفَتِهِمْ لَهُ فِى الرَّأْىِ، فَقالَ:[
آزرده خاطر بود به منبـر رفت و فرمود:
ما هِىَ اِلاَّ الْكُوفَةُ اَقْبِضُها وَ اَبْسُطُها. اِنْ لَمْ تَكُونى اِلاّ اَنْتِ تَهُبُّ
غير از كوفه كه اختيار قبضوبسطش در دست من است برايم نمانده. اى كوفه، اگر مرا جز تو نباشد در حالى كه
اَعاصيرُكِ، فَقَبَّحَكِ اللّهُ. ] وَ تَمَثَّلَ بِقَوْلِ الشَّاعِر:[
بادهاى فتنه ات بوزد، خدايت زشت كند. و اينجا قول شاعر را مثال آورد:
 
لَعَمْرُ اَبيكَ الْخَيْرِ يا عَمْرُو اِنَّنى *** عَلى وَضَر مِنْ ذَا الاِْناءِ قَليل
«سوگند به جان پدر خوبت اى عمرو كه از اين ظرف (حكومت) جز ته مانده اى اندك بهره اى برايم نيست»
] ثمَّ قالَ عَلَيْهِ السَّلاَمُ:[ اُنْبِئْتُ بُسْراً قَدِ اطَّلَعَ الْيَمَنَ، وَ اِنِّى وَ اللّهِ
سپس فرمود: شنيده ام بُسر وارد يمن شده; سوگند به خدا مى بينم
لاََظُنُّ اَنَّ هؤُلاءِ الْقَوْمَ سَيُدالُونَ مِنْكُمْ بِاجْتِماعِهِمْ عَلى باطِلِهِمْ،
كه اين قوم به زودى بر شما چيره شوند به خاطر اجتماعى كه آنان بر باطلشان دارند،
وَ تَفَرُّقِكُمْ عَنْ حَقِّكُمْ، وَ بِمَعْصِيَتِكُمْ اِمامَكُمْ فِى الْحَقِّ، وَ طاعَتِهِمْ
و تفرقه اى كه شما از حق داريد، و محض اينكه شما در راه حق به امام خود عاصى هستنيد، و آنان در راه
اِمامَهُمْ فِى الْباطِلِ، وَ بِاَدائِهِمُ الاَْمانَةَ اِلى صاحِبِهِمْ وَ خِيانَتِكُمْ،
باطل مطيع رهبر خويشند، و به علّت اينكه آنان امانت او را ادا مى كنند و شما خيانت مىورزيد،
وَ بِصَلاحِهِمْ فى بِلادِهِمْ وَ فَسادِكُمْ. فَلَوِ ائْتَمَنْتُ اَحَدَكُمْ عَلى قَعْب
و به جهت اينكه آنان در شهرهاى خود درستكارند و شما فاسد هستيد. من اگر قدح چوبينى در اختيار شما بگذارم
لَخَشيتُ اَنْ يَذْهَبَ بِعِلاقَتِهِ.
مى تـرسـم بنـد بى ارزش آن را ببـريـد.
اللّهُمَّ اِنّى قَدْ مَلِلْتُهُمْ وَ مَلُّونى، وَ سَئِمْتُهُمْ وَ سَئِمُونى،
الهى من از اينان ملول شده ام و آنان از من، من از اينان افسرده ام و آنان از من،
فَاَبْدِلْنى بِهِمْ خَيْراً مِنْهُمْ، وَ اَبْدِلْهُمْ بى شَراًّ مِنِّى. اَللّهُمَّ مُثْ قُلُوبَهُمْ
پس بهتر از اينان را به من عنايت كن، و به جاى من شرّى را بر ايشان بگمار. خداوندا، دلشان را آب كن
كَما يُماثُ الْمِلْحُ فِى الْماءِ. اَما وَاللّهِ لَوَدِدْتُ اَنَّ لى بِكُمْ اَلْفَ
چون نمكى كه در آب حلّ شود. به خدا قسم دوست دارم به جاى شما هزار سوار از
فارِس مِنْ بَنى فِراسِ بْنِ غَنْم.
قبيله بنى فِراس بن غَنم داشتم.

88
 
89
باب
شماره شماره صفحه نمايش معني بزرگنمايي   جستجو | راهنما