فارسی
  جستجو پيشرفته جستجو متن نهج البلاغه فهرست نهج البلاغه
فهرست نهج البلاغه < نهج البلاغه < صفحه اصلي    
 
بازگشت متن نهج البلاغه همراه با ترجمه استاد حسين انصاريان www.erfan.ir
ابتدا    صفحه قبلي صفحه بعدي    انتها
حاضِرُها وَ باديها، اَنَّهُمْ عَلى كِتابِ اللّهِ، يَدْعُونَ اِلَيْهِ،
و بيابان گرد قبيله ربيعه برآن اتفاق كرده اند، به اينكه كتاب خدا را پيروى نمايند، و به آن دعوت كنند،
وَ يَأْمُرُونَ بِهِ، وَ يُجيبُونَ مَنْ دَعا اِلَيْهِ وَ اَمَرَ بِهِ،
و مردم را به آن دستور دهند، و از هر كس به قرآن دعوت نمود و به آن فرمان داد قبول كنند،
لايَشْتَرُونَ بِهِ ثَمَناً، وَ لا يَرْضَوْنَ بِهِ بَدَلاً، وَ اَنَّهُمْ يَدٌ واحِدَةٌ عَلى مَنْ
آن را به هيچ قيمتى معامله نكنند، و به جاى آن چيزى را نپذيرند، و بر عليه كسى كه با
خالَفَ ذلِكَ وَ تَرَكَهُ، اَنْصارٌ بَعْضُهُمْ لِبَعْض، دَعْوَتُهُمْ واحِدَةٌ،
قرآن مخالفت كرده و آن را ترك نمايد متحد و يار يكديگر و همصدا باشند.
لايَنْقُضُونَ عَهْدَهُمْ لِمَعْتَبَةِ عاتِب، وَ لا لِغَضَبِ غاضِب،
پيمان خود را به خاطر سرزنش كسى ، يا خشم شخصى،
وَ لا لاِسْتِذْلالِ قَوْم قَوْماً، و لا لِمَسَبَّةِ قَوْم قَوْماً. عَلى ذلِكَ شاهِدُهُمْ
يا خوار نمودن و ناسزا گفتن گروهى به گروه ديگر نشكنند. بر اين پيمان نامه حاضر
وَ غائِبُهُمْ، وَ سَفيهُهُمْ وَ عالِمُهُمْ، وَ حَليمُهُمْ وَ جاهِلُهُمْ. ثُمَّ اِنَّ عَلَيْهِمْ
و غايب، نادان و دانا، عاقل و جاهلشان متعهدند. عهد خدا و
بِذلِكَ عَهْدَ اللّهِ وَ مِيثاقَهُ، اِنَّ عَهْدَ اللّهِ كانَ مَسْئُولاً.
پيمانش با اين پيمان نامه بر عهده ايشان است، همانا از عهد خدا پرسش خواهد شد.
وَ كَتَبَ عَلِىُّ بْنُ اَبى طالِب.
و اين پيمان نامه را على بن ابى طالب نوشت.
 

75

وَ مِنْ كِتاب لَهُ عَلَيْهِ السَّلامُ
از نامه هاى آن حضرت است
اِلى مُعاوِيَةَ مِنَ الْمَدينَةِ فى اَوَّلِ ما بُويِعَ لَهُ بِالْخِلافَةِ.
كه در آغاز بيعتِ مردم با آن حضرت به خلافت، از مدينه به معاويه نوشت.
ذَكَرَهُ الْواقِدِىُّ فى كِتابِ الْجَمَلِ
واقدى آن را در كتاب جمل روايت كرده
مِنْ عَبْدِاللّهِ عَلِىٍّ اَميرِ الْمُؤْمِنينَ، اِلى مُعاوِيَةَ بْنِ اَبى سُفْيانَ:
از بنده خدا على اميرمؤمنان، به معاويه پسر ابوسفيان:
اَمّا بَعْدُ، فَقَدْ عَلِمْتَ اِعْذارى فيكُمْ وَ اِعْراضى عَنْكُمْ، حَتّى كانَ
اما بعد، عذر و حجتم را در رابطه با شما و روى گردانيم را از شما آگاهى، تا به وقوع پيوست
ما لابُدَّ مِنْهُ وَ لا دَفْعَ لَهُ; وَ الْحَديثُ طَويلٌ، وَ الْكَلامُ كَثيرٌ،
آنچه كه از آن چاره اى نبود و جلوگيرى از آن امكان نداشت; داستان طولانى و سخن بسيار است،
وَ قَدْ اَدْبَرَ ما اَدْبَرَ، وَ اَقْبَلَ ما اَقْبَلَ، فَبايِعْ مَنْ قِبَلَكَ، وَ اَقْبِلْ اِلَىَّ فى وَفْد
گذشته گذشت، و آمد آنچه آمد، از آنان كه نزد تواند براى من بيعت گير، و با گروهى از يارانت
مِنْ اَصْحابِكَ. وَالسَّلامُ.
بـه سـوى من بيـا. والسـلام.

740
 
741
باب
شماره شماره صفحه نمايش معني بزرگنمايي   جستجو | راهنما