فارسی
  جستجو پيشرفته جستجو متن نهج البلاغه فهرست نهج البلاغه
فهرست نهج البلاغه < نهج البلاغه < صفحه اصلي    
 
بازگشت متن نهج البلاغه همراه با ترجمه استاد حسين انصاريان www.erfan.ir
ابتدا    صفحه قبلي صفحه بعدي    انتها
فَاِنَّ الصّاحِبَ مُعْتَبَرٌ بِصاحِبِهِ. وَ اسْكُنِ الاَْمْصارَ الْعِظامَ، فَاِنَّها
كه هر دوستى را از دوستش مى شناسند. در شهرهاى بزرگ مسكن گزين كه آنجا
جِماعُ الْمُسْلِمينَ. وَ احْذَرْ مَنازِلَ الْغَفْلَةِ وَ الْجَفاءِ وَ قِلَّةِ الاَْعْوانِ
مركز اجتماع مسلمين است، از اقامت در مراكز غفلت و ستمكارى و آنجا كه مددكاران بر طاعت
عَلى طاعَةِ اللّهِ. وَاقْصُرْ رَأْيَكَ عَلى ما يَعْنيكَ. وَ اِيّاكَ وَ مَقاعِدَ
خدا اندكند بپرهيز. انديشه ات را در امورى كه به كارت آيد مشغول دار. از نشستن در گذرگاههاى
الاَْسْواقِ، فَاِنَّها مَحاضِرُ الشَّيْطانِ وَ معاريضُ الْفِتَنِ. وَ اَكْثِرْ اَنْ
بازار حذر كن، زيرا آن مراكز محل حضور شيطان و پيش آمدن فتنه هاست. در رابطه با كسى كه
تَنْظُرَ اِلى مَنْ فُضِّلْتَ عَلَيْهِ، فَاِنَّ ذلِكَ مِنْ اَبْوابِ الشُّكْرِ.
تو را بر او برترى داده اند زياد توجه داشته باش،كه اين توجه از جمله راههاى شكرگزارى است.
وَ لا تُسافِرْ فى يَوْمِ جُمُعَة حَتّى تَشْهَدَ الصَّلاةَ، اِلاّ فاصِلاً فى سَبيلِ
در روز جمعه سفر مكن تا به نماز جمعه حاضر شوى، مگر سفرى كه براى جهاد
اللّهِ، اَوْ فى اَمْر تُعْذَرُ بِهِ. وَاَطِعِ اللّهَ فى جُمَلِ اُمُورِكَ، فَاِنَّ طاعَةَ اللّهِ
بروى، يا كارى كه نسبت به آن معذورى. در تمام كارهايت از خدا اطاعت كن، كه اطاعت از خدا
فاضِلَةٌ عَلى ما سِواها. وَ خادِعْ نَفْسَكَ فِى الْعِبادَةِ، وَ ارْفُقْ بِها
از همه چيز برتر است. نفس خود را در عبادت بفريب، و با او به رفق و مدارا باش
و لا تَقْهَرْها، وَ خُذْ عَفْوَها وَ نَشاطَها، اِلاّ ما كانَ مَكْتُوباً عَلَيْكَ مِنَ
و به او سختگيرى مكن، و زمانى كه نشاط و فراغت دارد به عبادتش آر، مگر در آنچه بر تو
الْفريضَةِ، فَاِنَّهُ لابُدَّ مِنْ قَضائِها وَ تَعاهُدِها عِنْدَ مَحَلِّها. وَ اِيّاكَ اَنْ
واجب است، كه تو را از انجامش و مراعات آن در زمان معينش چاره اى نيست. بترس از اينكه
يَنْزِلَ بِكَ الْمَوْتُ وَ اَنْتَ آبِقٌ مِنْ رَبِّكَ فى طَلَبِ الدُّنْيا. وَ اِيّاكَ
مرگ بر تو درآيد و تو در آن وقت براى به دست آوردن دنيا از خداوندت فرارى باشى. از همنشينى
 
وَ مُصاحَبَةَ الفُسّاقِ، فَاِنَّ الشَّرَّ بِالشَّرِّ مُلْحَقٌ. وَ وَقِّرِ اللّهَ وَ اَحْبِبْ
با بدكاران دورى كن، كه بدى به بدى پيوندد. خداوند را بزرگ دار و دوستانش را
اَحِبّاءَهُ. وَ احْذَرِ الْغَضَبَ، فَاِنَّهُ جُنْدٌ عَظيمٌ مِنْ جُنُودِ اِبْليسَ. وَالسَّلامُ.
دوست بدار. از خشم بپرهيز، كه خشم سپاهى بزرگ از سپاهيان ابليس است. والسلام.

70

وَ مِنْ كِتاب لَهُ عَلَيْهِ السَّلامُ
از نامه هاى آن حضرت است
اِلى سَهْلِ بْنِ حُنَيْف الاَْنْصارِىِّ، وَ هُوَ عامِلُهُ عَلَى الْمَدينَةِ،
به سهل بن حُنَيف انصارى كه كارگزار حضرت در مدينه بود،
فى مَعْنى قَوْم مِنْ اَهْلِها لَحِقُوا بِمُعاوِيَةَ
در رابطه با گروهى از اهل مدينه كه به معاويه پيوستند
اَمّا بَعْدُ، فَقَدْ بَلَغَنى اَنَّ رِجالاً مِمَّنْ قِبَلَكَ يَتَسَلَّلُونَ اِلى مُعاوِيَةَ،
اما بعد، به من خبر رسيده كه مردمى كه نزد تواَند به پنهانى به جانب معاويه مى روند،
فَلاتَأْسَفْ عَلى ما يَفُوتُكَ مِنْ عَدَدِهِمْ، وَ يَذْهَبُ عَنْكَ مِنْ مَدَدِهِمْ،
بر آنچه كه از عدد ايشان كم مى شود، و از كمكشان كاسته مى گردد افسوس به خود راه مده،
فَكَفى لَهُمْ غَيّاً وَ لَكَ مِنْهُمْ شافِياً فِرارُهُمْ مِنَ الْهُدى وَ الْحَقِّ،
در ضلالت آنان و آرامش خاطر تو همين بس كه از هدايت و حق گريختند،
وَ ايضاعُهُمْ اِلَى الْعَمى وَ الْجَهْلِ، وَ اِنَّما هُمْ اَهْلُ دُنْيا، مُقْبِلُونَ
و به طرف كوردلى و نادانى شتافتند، اينان اهل دنيايند، به آن روى
عَلَيْها، وَ مُهْطِعُونَ اِلَيْها، قَدْ عَرَفُوا الْعَدْلَ وَ رَاَوْهُ، وَ سَمِعُوهُ
آورده و به دنبالش افتاده اند، عدالت را شناختند و ديدند و شنيدند

734
 
735
باب
شماره شماره صفحه نمايش معني بزرگنمايي   جستجو | راهنما