فارسی
  جستجو پيشرفته جستجو متن نهج البلاغه فهرست نهج البلاغه
فهرست نهج البلاغه < نهج البلاغه < صفحه اصلي    
 
بازگشت متن نهج البلاغه همراه با ترجمه استاد حسين انصاريان www.erfan.ir
ابتدا    صفحه قبلي صفحه بعدي    انتها
وَ تَمَنِّى الْباطِلِ عَلَى الْجُحُودِ بِمُحَمَّد صَلَّى اللّهُ عَلَيْهِ و آلِهِ،
باطل آنان را به انكار محمّد صلّى اللّه عليه وآله واداشت،
فَصُرِعُوا مَصارِعَهُمْ حَيْثُ عَلِمْتَ، لَمْ يَدْفَعُوا عَظيماً،
همان گونه كه مى دانى با او جنگيدند تا به خاك و خون درافتادند، نه از حادثه عظيمى به نفع خود دفاع كردند،
وَ لَمْ يَمْنَعُوا حَريماً، بِوَقْعِ سُيُوف ما خَلا مِنْها الْوَغى، وَ لَمْ تُماشِهَا
و نه حريمى را در برابر شمشيرهايى كه ميدان نبرد از آن خالى نيست و با سهل انگارى سازگارى ندارد
الْهُـوَيْنـى.
حمايت نمودند.
وَ قَدْ اَكْثَرْتَ فى قَتَلَةِ عُثْمانَ، فَادْخُلْ فيما دَخَلَ فيهِ النّاسُ،
درباره كشندگان عثمان زياد از اندازه سخن گفتى، بيا مانند ديگران از من اطاعت كن،
ثُمَّ حاكِمِ الْقَوْمَ اِلَىَّ، اَحْمِلْكَ وَ اِيّاهُمْ عَلى كِتابِ اللّهِ تَعالى.
سپس آنان را نزد من به محاكمه كشان، تا بين تو و ايشان به كتاب خدا داورى كنم.
وَ اَمّا تِلْكَ الَّتى تُريدُ فَاِنَّها خُدْعَةُ الصَّبِىِّ عَنِ اللَّبَنِ فى اَوَّلِ
ولى آنچه تو مى خواهى به مانند گول زدن طفل در ابتداى بازگرفتن او از
الْفِصالِ. وَ السَّلامُ لاَِهْلِهِ.
شـير اسـت. سـلام بـر اهلـش.
 

65

وَ مِنْ كِتاب لَهُ عَلَيْهِ السَّلامُ
از نامه هاى آن حضرت است
اِلَيْهِ اَيْضـاً
باز هم به معاويه
اَمّا بَعْدُ، فَقَدْ آنَ لَكَ اَنْ تَنْتَفِعَ بِاللَّمْحِ الْباصِرِ مِنْ عِيانِ الاُْمُورِ،
اما بعد، زمان آن رسيده كه با ديدى دقيق به مشاهده امور روشن برخيزى و از آن بهره مند گردى،
فَقَدْ سَلَكْتَ مَدارِجَ اَسْلافِكَ بِادِّعائِكَ الاَْباطيلَ، وَ اقْتِحامِكَ غُرُورَ
تو با ادعاهاى باطل به راه پيشينيانت رفتى ، و خود را بى پروا در عرصه
الْمَيْنِ وَ الاَْكاذيبِ، وَ بِانْتِحالِكَ ما قَدْ عَلا عَنْكَ، وَ ابْتِزازِكَ
فريب و دروغها انداختى، آنچه را برتر از مرتبه توست به خود بستى، و بيت المالى را كه براى ديگران
لِمَا اخْتُزِنَ دُونَكَ، فِراراً مِنَ الْحَقِّ، وَ جُحُوداً لِما هُوَ اَلْزَمُ لَكَ مِنْ
اندوخته شده ربودى، همه اين برنامه هايت به خاطر فرار از حق، و انكار نمودن واقعياتى است كه ازگوشت وخون
لَحْمِكَ وَ دَمِكَ، مِمّا قَدْ وَعاهُ سَمْعُكَ، وَ مُلِئَ بِهِ صَدْرُكَ، فَماذا بَعْدَ
براى تو لازمتر بود، همان واقعياتى كه گوشت شنيده، و سينه ات از آن پر شده، آيا بعد از
الْحَقِّ اِلاَّ الضَّلالُ الْمُبينُ، وَ بَعْدَ الْبَيانِ اِلاَّ اللَّبْسُ؟ فَاحْذَرِ الشُّبْهَةَ
حق جز گمراهى آشكار چيزى هست، و پس از بيان روشن غير از اشتباه برنامه اى وجود دارد؟ از اشتباه
وَ اشْتِمالَها عَلى لُبْسَتِها، فَاِنَّ الْفِتْنَةَ طالَما اَغْدَفَتْ جَلابيبَها،
و حق و باطل را به هم آميختن دورى كن، كه فتنه ديرزمانى است كه پرده هايش را بر چهره افكنده،
وَ اَغْشَتِ الاَْبْصارَ ظُلْمَتُها.
و تاريكيش ديـده هاى بينا را نابينا ساخته.

726
 
727
باب
شماره شماره صفحه نمايش معني بزرگنمايي   جستجو | راهنما