فارسی
  جستجو پيشرفته جستجو متن نهج البلاغه فهرست نهج البلاغه
فهرست نهج البلاغه < نهج البلاغه < صفحه اصلي    
 
بازگشت متن نهج البلاغه همراه با ترجمه استاد حسين انصاريان www.erfan.ir
ابتدا    صفحه قبلي صفحه بعدي    انتها
شَيْئاً ظُلْماً عَنْ ظُلْمِهِمْ، وَ كُفُّوا اَيْدِىَ سُفَهائِكُمْ عَنْ مُضارَّتِهِمْ
دست به اموالتان دراز كند كيفر دهيد، و دست نادانانِ خود را از ضربه زدن به سپاه
وَ التَّعَرُّضِ لَهُمْ فيمَا اسْتَثْنَيْناهُ مِنْهُمْ. وَ اَنَا بَيْنَ اَظْهُرِ الْجَيْشِ،
و تعرض به آنان در آنچه استثنا كردم بازداريد. من به دنبال سپاه در حركتم،
فَارْفَعُوا اِلَىَّ مَظالِمَكُمْ، وَ ما عَراكُمْ مِمّا يَغْلِبُكُمْ مِنْ اَمْرِهِمْ
شكايات خود را به من برسانيد، و از ستمى كه از آنان به شما مى رسد
وَ لاتُطيقُونَ دَفْعَهُ اِلاّ بِاللّهِ وَ بى، فَاَنَا اُغَيِّرُهُ بِمَعُونَةِ
و جز به كمك خدا و من قدرت دفع آن را نداريد شكايت با من در ميان نهيد، تا به يارى خدا آن ستم را
اللّهِ، اِنْ شاءَ اللّهُ.
از شما برگردانم، ان شاء اللّه.

61

وَ مِنْ كِتاب لَهُ عَلَيْهِ السَّلامُ
از نامه هاى آن حضرت است
اِلى كُمَيْلِ بْنِ زِياد النَّخَعِىِّ، وَ هُوَ عامِلُهُ عَلى هيت، يُنْكِرُ عَلَيْهِ
به كميل به زياد نَخَعى، به وقتى كه عامل او در هيت بود، او را به علت واگذاشتن دشمن كه از
تَرْكَهُ دَفْعَ مَنْ يَجْتازُ بِهِ مِنْ جَيْشِ الْعَدُوِّ طالِباً لِلْغارَةِ.
منطقه او گذشته و براى تاراج مسلمانان رفته اند توبيخ مى كند
اَمّا بَعْدُ، فَاِنَّ تَضْييعَ الْمَرْءِ ما وُلِّىَ، وَ تَكَلُّفَهُ
اما بعد، ضايع نمودن آدمى آنچه را برعهده اش نهاده اند، و بر دوش كشيدن زحمت كارى كه به ديگرى
ما كُفِىَ، لَعَجْزٌ حاضِرٌ، وَ رَأْىٌ مُتَبَّرٌ. وَ اِنَّ تَعاطِيَكَ الْغارَةَ عَلى اَهْلِ
واگذار شده، ناتوانى آشكار، و نظريه اى هلاك كننده است. تاخت و تازت به اهل
 
قِرْقيسيا، وَ تَعْطيلَكَ مَسالِحَكَ الَّتى وَلَّيْناكَ لَيْسَ بِها مَنْ يَمْنَعُها
قرقيسيا، و واگذارى مرزهايى كه تو را بر آنها حكومت داده ايم و كسى نيست كه آنها را حفظ كند
وَ لا يَرُدُّ الْجَيْشَ عَنْها، لَرَأْىٌ شَعاعٌ. فَقَدْ صِرْتَ جِسْراً لِمَنْ اَرادَ
و سپاه دشمن را از آنها برگرداند فكرى است نادرست. براى دشمنانت كه خواهان
الْغارَةَ مِنْ اَعْدائِكَ عَلى اَوْلِيائِكَ، غَيْرَ شَديدِ الْمَنْكِبِ، وَ لا مَهيبِ
غارت دوستانت بودند پل شده اى، نه تو را بازوى توانايى است، و نه دشمن را از ناحيه
الْجانِبِ، وَ لا سادٍّ ثُغْرَةً، وَ لا كاسِر لِعَدُوٍّ شَوْكَةً، وَ لا مُغْن عَنْ اَهْلِ
تو ترسى، نه مرزى را بستى و نه شوكت دشمن را شكستى، و نه حاكمى بودى كه به درد اهل
مِصْـرِهِ، وَ لا مُجْز عَنْ اَميـرِهِ. وَالسَّـلامُ.
شهرش بخورد، و نه مى توانى از امير خود كارى را كفايت كنى. والسلام.

62

وَ مِنْ كِتاب لَهُ عَلَيْهِ السَّلامُ
از نامه هاى آن حضرت است
اِلى اَهْـلِ مِصْـرَ مَعَ مالِـك الاَْشْـتَرِ رَحِمَهُ اللّهُ لَمّـا وَلاّهُ اِمـارَتَها
به اهل مصر كه با مالك اشتر فرستاد، زمانى كه او را به حكومت مصر منصوب كرد
اَمّا بَعْدُ، فَاِنَّ اللّهَ سُبْحانَهُ بَعَثَ مُحَمَّداً صَلَّى اللّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ
اما بعد، خداوند سبحان محمّد صلّى اللّه عليه وآله را
نَذيراً لِلْعالَمينَ، وَ مُهَيْمِناً عَلَى الْمُرْسَلينَ. فَلَمّا مَضى صَلَّى اللّهُ
ترساننده جهانيان از عذاب فردا، و گواه بر انبيا فرستاد. چون از جهان درگذشت ـ صلّى الله
عَلَيْهِ وَ آلِهِ تَنازَعَ الْمُسْلِمُونَ الاَْمْرَ مِنْ بَعْدِهِ. فَوَ اللّهِ ما كانَ يُلْقى
عليه وآله ـ پس از او مسلمانان در رابطه با خلافت به نزاع برخاستند. به خدا قسم در قلبم

718
 
719
باب
شماره شماره صفحه نمايش معني بزرگنمايي   جستجو | راهنما