فارسی
  جستجو پيشرفته جستجو متن نهج البلاغه فهرست نهج البلاغه
فهرست نهج البلاغه < نهج البلاغه < صفحه اصلي    
 
بازگشت متن نهج البلاغه همراه با ترجمه استاد حسين انصاريان www.erfan.ir
ابتدا    صفحه قبلي صفحه بعدي    انتها
عَلَىَّ يَوْمى. فَوَاللّهِ مازِلْتُ مَدْفُوعاً عَنْ حَقِّى، مُسْتَأْثَراً عَلَىَّ مُنْذُ
فرا رسد. واللّه از زمان وفات پيامبر صلّى اللّه عليه وآله تا كنون مرا از
قَبَضَ اللّهُ نَبِيَّهُ صَلَّى اللّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ حَتّى يَوْمِ النّاس ِ هذا.
حقّم كنار زده اند و آن كه همسانم نبوده بر من مقدم كرده اند.

7

وَ مِنْ خُطْبَة لَهُ عَلَيْهِ السَّلامُ
از خطبه هاى آن حضرت است

كه مريدان شيطان را مذمت مى نمايد
اِتَّخَذُوا الشَّيْطانَ لاَِمْرِهِمْ مِلاكاً، وَ اتَّخَذَهُمْ لَهُ اَشْراكاً، فَباضَ
شيطان را ملاك و پشتوانه زندگى خود گرفتند، او هم از آنان به عنوان دام استفاده كرد، در درونشان
وَ فَرَّخَ فى صُدُورِهِمْ، وَ دَبَّ وَ دَرَجَ فى حُجُورِهِمْ، فَنَظَرَ بِاَعْيُنِهِمْ،
لانه كرد، و در دامنشان پرورش يافت، چشمشان در ديدنْ چشم شيطان،
وَ نَطَقَ بِاَلْسِنَتِهِمْ، فَرَكِبَ بِهِمُ الزَّلَلَ، وَ زَيَّنَ لَهُمُ الْخَطَلَ،
و زبانشان در گفتنْ زبان شيطان شد، بر مركب لغزشها سوارشان كرد، و امور فاسد را در ديدگانشان جلوه داد،
فِعْلَ مَنْ قَدْ شَرِكَهُ الشَّيْطانُ فى سُلْطانِهِ، وَ نَطَقَ بِالْباطِلِ عَلى لِسانِهِ.
كارشان كار كسى است كه شيطان او را شريك سلطنت خود قرار داده، و با زبان او به ياوه سرايى برخاسته است.
 

8

وَ مِنْ كَلام لَهُ عَلَيْهِ السَّلامُ
از سخنان آن حضرت است
يَعْنى بِـهِ الزُّبَيْرَ فى حـال اقْتَضَـتْ ذلِك
در شرايطى مقتضى براى برگرداندن زبير به بيعت
يَزْعُمُ اَنَّهُ قَدْ بايَعَ بِيَدِهِ وَلَمْ يُبَايِعْ بِقَلْبِهِ. فَقَدْ اَقَرَّ بِالْبَيْعَةِ،
او گمان مى كند تنها با دست بيعت نموده نه با قلب. پس به بيعتش با من اقرار كرده،
وَ ادَّعَى الْوَليجَةَ، فَلْيَأْتِ عَلَيْها بِاَمْر يُعْرَفُ، وَ اِلاّ فَلْيَدْخُلْ فيما
و نسبت به امر باطنى مدّعى است، بايد بر اثبات مدعايش دليل مقبول بياورد، وگرنه واجب است
خَــرَجَ مِـنْـهُ.
به همان بيعت اول بازگردد.
وَ مِنْ كَلام لَهُ عَلَيْهِ السَّلامُ
از سخنان آن حضرت است

در وصف خود و دشمنانش در جمل
وَ قَدْ اَرْعَدُوا وَ اَبْرَقُوا، وَ مَعَ هذَيْنِ الاَْمْرَيْنِ الْفَشَلُ. وَ لَسْنا نُرْعِدُ
اصحاب جمل جوشيدند و خروشيدند، ولى كارشان قرين سستى و شكست شد. ما تا حمله نبريم
حَتّى نُوقِعَ،. وَلانُسيلُ حَتّى نُمْطِرَ.
نمى خروشيم، و تا باران نباريم سيل جـارى نمى كنيم.

66
 
67
باب
شماره شماره صفحه نمايش معني بزرگنمايي   جستجو | راهنما