فارسی
  جستجو پيشرفته جستجو متن نهج البلاغه فهرست نهج البلاغه
فهرست نهج البلاغه < نهج البلاغه < صفحه اصلي    
 
بازگشت متن نهج البلاغه همراه با ترجمه استاد حسين انصاريان www.erfan.ir
ابتدا    صفحه قبلي صفحه بعدي    انتها
صَلِّ الصَّلاةَ لِوَقْتِهَا الْمُوقَّتِ لَها، وَ لاتُعَجِّلْ وَقْتَها لِفَراغ،
نماز را در وقت معيّنش بخوان، و به خاطر بيكارى پيش از وقت اقامه نكن،
وَ لاتُؤَخِّرْها عَنْ وَقْتِها لاِشْتِغال. وَ اعْلَمْ اَنَّ كُلَّ شَىْء مِنْ عَمَلِكَ تَبَعٌ
و به علّت كار داشتن از وقت مقرّرش تأخير مينداز، و معلومت باد كه هر چيزى از عملت تابع
لِصَلاتِكَ.
نمــاز اســت .

27

وَ مِنْ هذَا الْعَهْدِ
از اين پيمان است
فَاِنَّهُ لا سَواءٌ اِمامُ الْهُدى وَ اِمامُ الرَّدى، وَ وَلِىُّ النَّبِىِّ وَ عَدُوُّ
مسلّماً امام هدايت و امام گمراهى، و دوست پيامبر و دشمن او يكسان
النَّبِىِّ. وَ لَقَدْ قالَ لى رَسُولُ اللّهِ صَلَّى اللّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ: «اِنّى
نيستند. پيامبر خدا صلّى اللّه عليه وآله به من فرمود: «بر امّتم
لا اَخافُ عَلى اُمَّتى مُؤْمِناً وَ لا مُشْرِكاً. اَمَّا الْمُؤْمِنُ فَيَمْنَعُهُ اللّهُ
از مؤمن و مشرك وحشتى ندارم. خداوند مؤمن را به خاطر ايمانش از فساد
بِايمانِهِ. وَ اَمَّا الْمُشْرِكُ فَيَقْمَعُهُ اللّهُ بِشِرْكِهِ. وَلكِنّى اَخافُ عَلَيْكُمْ
بازمى دارد، و مشرك را محض شركش قلع و قمع مى نمايد. ولى بر شما از كسى كه
كُلَّ مُنافِقِ الْجَنانِ، عالِمِ اللِّسانِ، يَقُولُ ما تَعْرِفُونَ، وَ يَفْعَلُ
در دل منافق و در زبان داناست مى ترسم، كه مى گويد آنچه را خوب مى دانيد، و انجام مى دهد آنچه را
مـا   تُـنْـكِـرُونَ».
زشت به شمار مى آوريد».
 

28

وَ مِنْ كِتاب لَهُ عَلَيْهِ السَّلامُ
از نامه هاى آن حضرت است
اِلى مُعاوِيَةَ جَواباً، وَ هُوَ مِنْ مَحاسِنِ الْكُتُبِ
در جواب معاويه، كه از بهترين نامه هاست
اَمَّا بَعْدُ، فَقَدْ اَتانى كِتابُكَ تَذْكُرُ فيهِ اصْطِفاءَ اللّهِ مُحَمَّداً
اما بعد، نامه ات به من رسيد كه در آن نامه مبعوث شدن محمّد
صَلَّى اللّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ لِدينِهِ، وَ تَأْييدَهُ اِيّاهُ بِمَنْ اَيَّدَهُ
صلّى اللّه عليه وآله را از جانب حق براى دينش، و يارى شدن آن حضرت را از سوى خداوند به وسيله
مِنْ اَصْحابِهِ! فَلَقَدْ خَبَا لَنَا الدَّهْرُ مِنْكَ عَجَباً، اِذْ طَفِقْتَ
يارانش يادآور شده اى! روزگار بر ما از جانب تو مسأله اى شگفت را پنهان داشت، چون مى خواهى
تُخْبِرُنا بِبَلاءِ اللّهِ تَعالى عِنْدَنا، وَ نِعْمَتِهِ عَلَيْنا فى نَبِيِّنا!
ما را از آنچه خداوند به ما مرحمت فرموده باخبر كنى، و از نعمت وجود پيامبرش كه به ما داده آگاه سازى!
فَكُنْتَ فى ذلِكَ كَناقِلِ التَّمْرِ اِلى هَجَرَ، اَوْ داعى
در اين مسأله همچون كسى هستى كه خرما را به سوى هَجَر (منطقه پرخرماى بحرين) ببرد، يا شاگردى
مُسَدِّدِهِ اِلَى النِّضالِ. وَ زَعَمْتَ اَنَّ اَفْضَلَ النّاسِ فِى الاِْسْلامِ فُلانٌ
كه بخواهد به استاد تيراندازش تعليم تيراندازى دهد. تصور كردى برترين مردم در اسلام فلان
وَ فُلانٌ، فَذَكَرْتَ اَمْراً اِنْ تَمَّ اعْتَزَلَكَ كُلُّهُ، وَ اِنْ نَقَصَ لَمْ يَلْحَقْكَ
و فلان هستند، چيزى را متذكر شده اى كه اگر صحيح باشد به تو ربطى ندارد، و اگر نادرست باشد
ثَلْمُهُ. وَ ما اَنْتَ وَ الْفاضِلَ وَ الْمَفْضُولَ، وَ السّائِسَ وَ الْمَسُوسَ؟!
صدمه اى براى تو در آن نيست. تو را با بالاترين و پست تر، و رئيس و مرئوس چكار؟

610
 
611
باب
شماره شماره صفحه نمايش معني بزرگنمايي   جستجو | راهنما