فارسی
  جستجو پيشرفته جستجو متن نهج البلاغه فهرست نهج البلاغه
فهرست نهج البلاغه < نهج البلاغه < صفحه اصلي    
 
بازگشت متن نهج البلاغه همراه با ترجمه استاد حسين انصاريان www.erfan.ir
ابتدا    صفحه قبلي صفحه بعدي    انتها
وَ لا مُتْعِب. ثُمَّ احْدُرْ اِلَيْنا مَا اجْتَمَعَ عِنْدَكَ نُصَيِّرْهُ حَيْثُ
و نرنجانده و خسته ننمايد. هر آنچه نزد تو جمع شد به سرعت به سوى ما فرست تا آن را در محلى كه خدا دستور
اَمَرَ اللّهُ. فَاِذا اَخَذَها اَمينُكَ فَاَوْعِزْ اِلَيْهِ اَلاّ يَحُولَ بَيْنَ ناقَة وَ بَيْنَ
داده مصرف كنيم. وقتى آن اموال را به امين سپردى به او سفارش كن بين شتر و بچّه شيرخواره اش
فَصيلِها، وَ لا يَمْصُرَ لَبَنَها فَيَضُرَّ ذلِكَ بِوَلَدِها، وَ لايَجْهَدَنَّها رُكُوباً،
فاصله نيندازد، و آن قدر شيرش را ندوشد كه به بچّه او زيان رسد، شتر را با سوارى گرفتن خسته و درمانده نكند،
وَ لْيَعْدِلْ بَيْنَ صَواحِباتِها فى ذلِكَ وَ بَيْنَها، وَلْيُرَفِّهْ
و در دوشيدن شير و سوارى گرفتن بين آن شتر و شترهاى ديگر مساوات را رعايت نمايد، بايد زمينه استراحت
عَلَى اللاّغِبِ، وَلْيَسْتَأْنِ بِالنَّقِبِ وَ الظّالِعِ،
حيوان خسته را فراهم كند، و آن شترى را كه به پايش آسيب رسيده و از حركت ناتوان شده آرام و آهسته براند،
وَلْيُورِدْها ما تَمُرُّ بِهِ مِنَ الْغُدُرِ، وَ لا يَعْدِلْ بِها عَنْ نَبْتِ الاَْرْضِ اِلى
و آنها را به آبگاههايى كه شتران بر آن عبور مى كنند وارد سازد، و از كناره راههاى علف دار به
جَوادِّ الطُّرُقِ، وَلْيُرَوِّحْها فِى السّاعاتِ، وَلْيُمْهِلْها عِنْدَ النِّطافِ
به جاده هاى بى گياه نبرد، و ساعاتى به آنان استراحت دهد، و بايد آنها را كنار آبهاى كم و گياهان
وَ الاَْعْشابِ، حَتّى تَأْتِيَنا بِاِذْنِ اللّهِ بُدَّناً مُنْقِيات غَيْرَ مُتْعَبات
بيابان واگذارد، تا به اذن حق چاق و استخوان دار و پر مغز نزد ما آيند، نه رنجيده
وَ لا مَجْهُودات، لِنَقْسِمَها عَلى كِتابِ اللّهِ وَ سُنَّةِ نَبِيِّهِ صَلَّى اللّهُ
و خسته، تا آنها را به فرمان قرآن و روش پيامبر صلّى اللّه
عَلَيْهِ وَ آلِهِ، فَاِنَّ ذلِكَ اَعْظَمُ لاَِجْرِكَ، وَ اَقْرَبُ لِرُشْدِكَ،
عليه وآله تقسيم كنيم، كه اين عمل باعث بزرگى اجر توست، و به رشد و هدايتت نزديك تر است،
اِنْ شاءَ اللّهُ.
اگـر خـدا بخواهد.
 

26

وَ مِنْ عَهْد لَهُ عَلَيْهِ السَّلامُ
از پيمانهاى آن حضرت است
اِلـى بَعْـضِ عُمّـالِهِ وَ قَدْ بَعَثَـهُ عَلَى الصَّدَقَـةِ
به يكى از كارگزارانش زمانى كه او را براى جمع آورى زكات فرستاد
آمُرُهُ بِتَقْوَى اللّهِ فى سَرائِرِ اَمْرِهِ وَ خَفِيّاتِ عَمَلِهِ، حَيْثُ لا شَهيدَ
او را به تقواى الهى در امور پنهانى و كارهاى مخفى دستور مى دهم، آنجا كه احدى جز خدا
غَيْرُهُ، وَ لا وَكيلَ دُونَهُ. وَ آمُرُهُ اَنْ لايَعْمَلَ بِشَىْء مِنْ طاعَةِ اللّهِ فيما
شاهد و كسى غير او وكيل نيست. و او را فرمان مى دهم كه در آشكار چيزى از طاعت حق را بجاى
ظَهَرَ فَيُخالِفَ اِلى غَيْرِهِ فيما اَسَرَّ. وَ مَنْ لَمْ يَخْتَلِفْ سِرُّهُ وَ عَلانِيَتُهُ،
نياورد كه در پنهان خلاف آن را انجام دهد. كسى كه پنهان و آشكارش
وَ فِعْلُهُ وَ مَقالَتُهُ فَقَدْ اَدَّى الاَْمانَةَ، وَ اَخْلَصَ الْعِبادَةَ.
و گفتار و كردارش دوگونه نيست، امانت را ادا كرده، و عبادت خالصانه به جا آورده.
وَ آمُرُهُ اَنْ لايَجْبَهَهُمْ، وَ لا يَعْضَهَهُمْ، وَ لايَرْغَبَ عَنْهُمْ تَفَضُّلاً
و به او امر مى كنم كه مردم را نرنجاند، و آنان را دروغگو نشمارد، و محض اينكه امير و حاكم است
بِالاِْمارَةِ عَلَيْهِمْ، فَاِنَّهُمُ الاِْخْوانُ فِى الدِّينِ، وَ الاَْعْوانُ عَلَى
از آنان روى نگرداند، چه اينكه آنان برادران دينى، و در استخراج حقوق
اسْتِخْراجِ الْحُقُوقِ.
يـار و مـددكـارنـد.
وَ اِنَّ لَكَ فى هذِهِ الصَّدَقَةِ نَصيباً مَفْرُوضاً، وَ حَقّاً مَعْلُوماً،
تو را در اين زكات سهمى ثابت و حقّى معلوم

604
 
605
باب
شماره شماره صفحه نمايش معني بزرگنمايي   جستجو | راهنما