فارسی
  جستجو پيشرفته جستجو متن نهج البلاغه فهرست نهج البلاغه
فهرست نهج البلاغه < نهج البلاغه < صفحه اصلي    
 
بازگشت متن نهج البلاغه همراه با ترجمه استاد حسين انصاريان www.erfan.ir
ابتدا    صفحه قبلي صفحه بعدي    انتها
اَنْفُسَكُمْ عَلَى الطَّعْنِ الدَّعْسِىِّ، وَ الضَّرْبِ الطِّلَحْفِىِّ، وَ اَميتُوا
خود را براى زدن نيزه كارى، و ضربت شديد شمشير تشويق كنيد، صداها را در سينه خاموش
الاَْصْواتَ فَاِنَّهُ اَطْرَدُ لِلْفَشَلِ. فَوَ الَّذى فَلَقَ الْحَبَّةَ وَ بَرَاَ النَّسَمَةَ،
نماييد، كه براى دور كردن ترس و بددلى مؤثر است. به خدايى كه دانه را شكافت و انسان را بهوجود آورد،
ما اَسْلَمُوا وَلكِنِ اسْتَسْلَمُوا وَ اَسَرُّوا الْكُفْرَ،
اينان از روى حقيقت اسلام نياوردند، اسلامشان از روى ترس بوده و كفر را در درون خود پنهان داشتند،
فَلَمّا وَجَدُوا اَعْواناً عَلَيْهِ اَظْهَرُوهُ.
و چون يار و ياور يافتند آن را ظاهر نمودند!

17

وَ مِنْ كِتاب لَهُ عَلَيْهِ السَّلامُ
از نامه هاى آن حضرت است
اِلى مُعاوِيَةَ جَواباً عَنْ كِتاب مِنْهُ اِلَيْهِ
در جـواب نامه معـاويه
وَ اَمّا طَلَبُكَ اِلَىَّ الشّامَ فَاِنّى لَمْ اَكُنْ لاُِعْطِيَكَ الْيَوْمَ ما مَنَعْتُكَ
اينكه حكومت شام را از من خواستى، من آنچه را ديروز در اختيارت قرار ندادم امروز هم به
اَمْسِ. وَ اَمّا قَوْلُكَ: اِنَّ الْحَرْبَ قَدْ اَكَلَتِ الْعَرَبَ اِلاّ حُشاشاتِ اَنْفُس
دستت نمى دهم. اما گفته ات: كه «جنگْ عرب را به كام خود فرو برده، و از او جز نيمه جانى
بَقِيَتْ، اَلا وَ مَنْ اَكَلَهُ الْحَقُّ فَاِلَى الْجَنَّةِ، وَ مَنْ اَكَلَهُ الْباطِلُ
باقى نمانده»، آگاه باش آن كه در راه حق بميرد مسيرش به جانب بهشت، و هر كه در طريق باطل فنا شود
فَاِلَى النّارِ. وَ اَمَّا اسْتِواؤُنا فِى الْحَرْبِ وَ الرِّجالِ
راهش به سوى آتش است. اما اينكه گفته بودى: «ما و تو در وضع جنگ و نفرات برابريم»
 
فَلَسْتَ بِاَمْضى عَلَى الشَّكِّ مِنِّى عَلَى الْيَقينِ، وَ لَيْسَ اَهْلُ الشّامِ
تو در شك و ترديد تيزروتر از من در عرصه يقين نيستى، و نه اهل شام
بِاَحْرَصَ عَلَى الدُّنْيا مِنْ اَهْلِ الْعِراقِ عَلَى الاْخِرَةِ. وَ اَمّا قَوْلُكَ اِنّا
به دنيا حريص تر از اهل عراق به آخرتند. و اين كه گفتى: «ما از
بَنُوعَبْدِ مَناف، فَكَذلِكَ نَحْنُ، وَلكِنْ لَيْسَ اُمَيَّةُ كَهَاشِم، وَ لا حَرْبٌ
فرزندان عبدمنافيم» آرى ما هم چنين هستيم، ولى با اين فرق كه نه اميّه مثل هاشم است، نه حرب
كَعَبْدِ الْمُطَّلِبِ، وَ لا اَبُوسُفْيانَ كَاَبى طالِب، وَ لاَ الْمُهاجِرُ كَالطَّليقِ،
همچون عبدالمطّلب، و نه ابوسفيان مانند ابوطالب، و نه مهاجر الى اللّه چون اسير آزاد شده،
وَ لاَ الصَّريحُ كَاللَّصيقِ، وَ لاَ الْمُحِقُّ كَالْمُبْطِلِ، وَ لاَ الْمُؤْمِنُ
و نه فرزند اصل و نسب دار چون فرزند منسوب به پدر، و نه اهل حق مانند اهل باطل، و نه مؤمن
كَالْمُدْغِلِ. وَ لَبِئْسَ الْخَلَفُ خَلَفٌ يَتْبَعُ سَلَفاً هَوى فى نارِ جَهَنَّمَ!
چون مفسد. و چه بازماندگان بدى هستند آنان كه تابع گذشتگان جهنّمى خود مى باشند!
وَ فى اَيْدينا بَعْدُ فَضْلُ النُّبُوَّةِ الَّتى اَذْلَلْنا بِهَا الْعَزيزَ، وَ نَعَشْنا بِهَا
از اين گذشته فضيلت نبوت به دست ماست كه با آن عزيز را خوار، و ذليل را بلندمقام
الذَّليلَ. وَ لَمّا اَدْخَلَ اللّهُ الْعَرَبَ فى دينِهِ اَفْواجاً، وَ اَسْلَمَتْ لَهُ هذِهِ
ساختيم. خداوند چون عرب را دسته دسته وارد دين خود كرد، و اين امت
الاُْمَّةُ طَوْعاً وَ كَرْهاً، كُنْتُمْ مِمَّنْ دَخَلَ فِى الدّينِ اِمّا رَغْبَةً وَ اِمّا رَهْبَةً، عَلى
خواه وناخواه تسليم حق شدند، شما به دو علت اسلام آورديد: محض دنيا، يا ترس از جان،
حينَ فازَ اَهْلُ السَّبْقِ بِسَبْقِهِمْ، وَ ذَهَبَ الْمُهاجِرُونَ الاَْوَّلُونَ بِفَضْلِهِمْ.
آنهم در زمانى كه پيشى گرفتگان به اسلام پيروزى يافته بودند، و اولين مهاجران را فضل و برترى بود.
فَلاتَجْعَلَنَّ للِشَّيْطانِ فيكَ نَصيباً، وَ لا عَلى نَفْسِكَ سَبيلاً. وَالسَّلامُ.
پس براى شيطان در وجودت بهره قرار مده، و راهش را به روى خود باز مگذار. والسلام.

592
 
593
باب
شماره شماره صفحه نمايش معني بزرگنمايي   جستجو | راهنما