فارسی
  جستجو پيشرفته جستجو متن نهج البلاغه فهرست نهج البلاغه
فهرست نهج البلاغه < نهج البلاغه < صفحه اصلي    
 
بازگشت متن نهج البلاغه همراه با ترجمه استاد حسين انصاريان www.erfan.ir
ابتدا    صفحه قبلي صفحه بعدي    انتها
خارِجٌ بِطَعْن اَوْ بِدْعَة رَدُّوهُ اِلى ما خَرَجَ مِنْهُ، فَاِنْ اَبى قاتَلُوهُ عَلَى
با انكار و بدعت بيرون رود او را به آن برمى گردانند، و اگر فرمان آنان را نپذيرد با او به خاطر پيروى از
اتِّباعِهِ غَيْرَ سَبيلِ الْمُؤْمِنينَ، وَ وَلاّهُ اللّهُ ما تَوَلّى.
غير راه اهل ايمان مى جنگند، و خداوند بر گردن او نهد آن را كه خود بر عهده گرفته (يعنى عذاب دوزخ را).
وَ لَعَمْرى يا مُعاوِيَةُ، لَئِنْ نَظَرْتَ بِعَقْلِكَ دُونَ هَواكَ، لَتَجِدَنّى
به جان خودم سوگند اى معاويه، اگر با ديده عقل نظر كنى نه از روى هوا و هوس، خواهى يافت كه
اَبْرَاَ النّاسِ مِنْ دَمِ عُثْمانَ، وَ لَتَعْلَمَنَّ اَنّى كُنْتُ فى عُزْلَة عَنْهُ،
كه من از همه مردم از خون عثمان مبرّاترم، و خواهى دانست كه از آن گوشه گرفتم،
اِلاّ اَنْ تَتَجَنّى، فَتَجَنَّ ما بَدَا لَكَ. وَالسَّلامُ.
مگر آنكه مرا متّهم كنى، پس هر اتهامى كه به نظرت مى رسد وارد آر. والسلام.

7

وَ مِنْ كِتاب لَهُ عَلَيْهِ السَّلامُ
از نامه هاى آن حضرت است
اِلَيْهِ اَيْضاً
باز به معـاويه
اَمّا بَعْدُ، فَقَدْ اَتَتْنى مِنْكَ مَوْعِظَةٌ مُوَصَّلَةٌ، وَ رِسالَةٌ مُحَبَّرَةٌ،
اما بعد، از جانب تو موعظه نامه اى از جملات بى ربط به هم پيوسته، و نامه اى آراسته براى من آمد،
نَمَّقْتَها بِضَلالِكَ، وَ اَمْضَيْتَها بِسُوءِ رَأْيِكَ، وَ كِتابُ امْرِئ لَيْسَ
آن را به گمراهيت مزيّن ساخته، و از زشتى رأيت به سوى من فرستاده اى، نامه شخصى است كه او را
لَهُ بَصَرٌ يَهْديهِ، وَ لا قائِدٌ يُرْشِدُهُ، قَدْ دَعاهُ الْهَوى
بصيرتى نمى باشد تا راهنماييش كند، و وى را رهبرى نيست تا ارشادش نمايد، هواى نفس از او دعوت نموده
 
فَاَجابَهُ، وَ قادَهُ الضَّلالُ فَاتَّبَعَهُ، فَهَجَرَ لاغِطاً،
و او هم اجابت كرده، گمراهىوى را به جانب خود كشيده و او هم پيروى نموده، پس هذيان بافت و بانگ بيهوده زد،
وَ ضَـلَّ خابِطـاً.
و گمراه شد و به خطا رفت.
وَ مِنْ هذَا الْكِتابِ
از اين نامه است
لاَِنَّها بَيْعَةٌ واحِدَةٌ، لايُثَنّى فيهَا النَّظَرُ، وَ لايُسْتَأْنَفُ فيهَا الْخِيارُ.
زيرا آن يك بيعت است، و تجديدنظر در آن راه ندارد، و در آن اختيار از سر گرفته نشود.
الْخـارِجُ مِنْـها طاعِـنٌ، وَ الْمُـرَوّى فيـها مُـداهِـنٌ.
آن كه از آن سر برتابد به انكار حق برخاسته، و آن كه در پذيرشش تأمّل نمايد سازشكار و منافق است.

8

وَ مِنْ كِتاب لَهُ عَلَيْهِ السَّلامُ
از نامه هاى آن حضرت است
اِلى جَريرِ بْنِ عَبْدِاللّهِ الْبَجَلِىِّ لَمّا اَرْسَلَهُ اِلى مُعاوِيَةَ
به جرير بن عبداللّه بَجَلى، وقتى او را نزد معاويه فرستاد
اَمّا بَعْدُ، فَاِذا اَتاكَ كِتابى فَاحْمِلْ مُعاوِيَةَ عَلَى الْفَصْلِ، وَ خُذْهُ
اما بعد، چون نامه من به تو رسيد معاويه را به برنامه قطعى و امر جزمى
بِالاَْمْرِ الْجَزْمِ، ثُمَّ خَيِّرْهُ بَيْنَ حَرْب مُجْلِيَة، اَوْ سِلْم مُخْزِيَة.
وادار كن، و او را به پذيرش يكى از دو راه ملزم نما يا جنگى آواره ساز، يا صلحى ذلّت بار.
فَاِنِ اخْتارَ الْحَرْبَ فَانْبِذْ اِلَيْهِ، وَ اِنِ اخْتارَ السِّلْمَ فَخُدْ بَيْعَتَهُ. وَالسَّلامُ.
اگر جنگ را قبول كرد به او اعلام جنگ كن، و اگر تسليم شد از او بيعت بگير. والسّلام.

580
 
581
باب
شماره شماره صفحه نمايش معني بزرگنمايي   جستجو | راهنما