فارسی
  جستجو پيشرفته جستجو متن نهج البلاغه فهرست نهج البلاغه
فهرست نهج البلاغه < نهج البلاغه < صفحه اصلي    
 
بازگشت متن نهج البلاغه همراه با ترجمه استاد حسين انصاريان www.erfan.ir
ابتدا    صفحه قبلي صفحه بعدي    انتها
فَكادَتْ تَلْتَفُّ بِرَسُولِ اللّهِ صَلَّى اللّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ. فَقالُوا ــ كُفْراً
كه نزديك بود به رسول خدا صلّى اللّه عليه وآله بپيچد. پس از آن از روى كفر
وَ عُتُوّاً ــ : فَمُرْ هذَا النِّصْفَ فَلْيَرْجِعْ اِلى نِصْفِهِ كَما كانَ. فَاَمَرَهُ
و سركشى گفتند: بگو اين نصفه درخت پيش نصفه ديگرش بازگردد. حضرت رسول
صَلَّى اللّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ فَرَجَعَ. فَقُلْتُ اَنَا: لا اِلهَ اِلاَّ اللّهُ; اِنّى اَوَّلُ مُؤْمِن
صلّى اللّه عليه وآله امر فرمود پس درخت بازگشت. من فرياد زدم: لا اله الاّ اللّه، اى رسول خدا، من
بِكَ يَا رَسُولَ اللّهِ، وَ اَوَّلُ مَنْ اَقَرَّ بِاَنَّ الشَّجَرَةَ فَعَلَتْ مَا فَعَلَتْ بِاَمْرِ
اولين كسى هستم كه به تو ايمان آوردم، و نخستين كسى كه اعتراف كرد كه درخت آنچه را دستور دادى
اللّهِ تَعالى تَصْديقاً بِنُبُوَّتِكَ وَ اِجْلالاً لِكَلِمَتِكَ. فَقالَ الْقَوْمُ كُلُّهُمْ:
به فرمان خدا انجام داد تا به پيامبريت شهادت دهد و سخنت را بزرگ شمارد. ولى همه آنان گفتند:
بَلْ ساحِرٌ كَذّابٌ، عَجيبُ السِّحْرِ، خَفيفٌ فيهِ، وَ هَلْ يُصَدِّقُكَ فى
بلكه ساحرى است دروغگو، و جادوگرى است عجيب جادو و تردست! آيا رسالتت را جز
اَمْرِكَ اِلاّ مِثْلُ هذا؟ ـ يَعْنُونَنى ـ .
امثال اين تصديق مى كند؟ ـ منظورشان من بودم ـ .
وَ اِنّى لَمِنْ قَوْم لاتَأْخُذُهُمْ فِى اللّهِ لَوْمَةُ لائِم، سيماهُمْ سيمَا
من از كسانى هستم كه در راه خدا از ملامت ملامت كنندگان باك ندارند، از كسانى هستم كه چهره
الصِّدِّيقينَ، وَ كَلامُهُمْ كَلامُ الاَْبْرارِ، عُمّارُ اللَّيْلِ وَ مَنارُ النَّهارِ،
آنان چهره صدّيقان، و سخنشان سخن نيكان است، شب زنده دارانند و نشانه هاى روز روشن،
مُتَمَسِّكُونَ بِحَبْلِ الْقُرْآنِ، يُحْيُونَ سُنَنَ اللّهِ وَ سُنَنَ رَسُولِهِ،
تمسك به ريسمان قرآن دارند، سنّت خدا و رسولش را زنده مى كنند،
لا يَسْتَكْبِرُونَ وَ لا يَعْلُونَ، وَ لايَغُلُّونَ وَ لايُفْسِدُونَ. قُلُوبُهُمْ فِى
استكبار و برترى جويى ندارند، و خيانت و فساد در كارشان نيست، دلهايشان در
 
الْجِنانِ، وَ اَجْسادُهُمْ فِى الْعَمَلِ.
بهشت، و بدنهايشان در عبـادت خـداوند است.

235

وَ مِنْ كَلام لَهُ عَلَيْهِ السَّلامُ
از سخنان آن حضرت است
] قالَهُ لِعَبْدِاللّهِ بْنِ عَبّاس وَ قَدْ جاءَهُ بِرِسالَة مِنْ عُثْمانَ وَ هُوَ مَحْصُورٌ يَسْأَلُهُ
عبداللّه بن عباس در زمانى كه عثمان در محاصره بود نامه اى از جانب او به محضر امام آورد كه امام
فيهَا الْخُرُوجَ اِلى مالِهِ بِيَنْبُعَ، لِيَقِلَّ هَتْفُ النّاسِ بِاسْمِهِ لِلْخِلافَةِ،
از مدينه خارج شود و به زمين خود در يَنْبُع برود تا هياهوى مردم براى پيشنهاد خلافت به حضرت آرام گردد،
بَعْدَ اَنْ كانَ سَأَلَهُ مِثْلَ ذلِكَ مِنْ قَبْلُ، فَقالَ عَلَيْهِ السَّلامُ:[
اين دومين بار بود كه از آن جناب چنين درخواستى داشت، امام در جواب وى فرمود:
يَا ابْنَ عَبّاس، ما يُريدُ عُثْمانُ اِلاّ اَنْ يَجْعَلَنى جَمَلاً ناضِحاً
عثمان خواسته اى جز اين ندارد كه مرا به مانند شتر آبكش
بِالْغَرْبِ، اُقْبِلُ وَ اُدْبِرُ! بَعَثَ اِلَىَّ اَنْ اَخْرُجَ، ثُمَّ بَعَثَ اِلَىَّ اَنْ اَقْدَمَ،
با دلْو قرار دهد، بيايم و بروم، پيش از اين فرستاد كه از مدينه بيرون روم، دوباره فرستاد كه بازگردم،
ثُمَّ هُوَ الاْنَ يَبْعَثُ اِلَىَّ اَنْ اَخْرُجَ! وَ اللّهِ لَقَدْ دَفَعْتُ عَنْهُ حَتّى
الان هم فرستاده كه خارج شوم! به خدا قسم به اندازه اى از او دفاع كردم كه
خَشيتُ اَنْ اَكُونَ آثِماً.
ترسيدم آلوده به گناه شده باشم.

564
 
565
باب
شماره شماره صفحه نمايش معني بزرگنمايي   جستجو | راهنما