فارسی
  جستجو پيشرفته جستجو متن نهج البلاغه فهرست نهج البلاغه
فهرست نهج البلاغه < نهج البلاغه < صفحه اصلي    
 
بازگشت متن نهج البلاغه همراه با ترجمه استاد حسين انصاريان www.erfan.ir
ابتدا    صفحه قبلي صفحه بعدي    انتها
اَوْحَشُوا ما كانُوا يُوطِنُونَ، وَ اَوْطَنُوا ما كانُوا يُوحِشُونَ،
از دنيايى كه در آن سكونت داشتند رميدند، و در محلّى كه از آن وحشت داشتند آرميدند،
وَ اشْتَغَلُوا بِما فارَقُوا، وَ اَضاعُوا ما اِلَيْهِ انْتَقَلُوا.
به آنچه از آن جدا شدند سرگرم بودند، و جايى را كه عاقبت بايد به آن برسند ضايع كردند.
لا عَنْ قَبيح   يَسْتَطيعُونَ انْتِقالاً، وَ لا فى حَسَن يَسْتَطيعُونَ ازْدِياداً.
پس از مرگ قدرت برگشت از كارهاى زشت را ندارند، و توان اضافه كردن نيكى براى آنان محال است.
اَنِسُوا بِالدُّنْيا فَغَرَّتْهُمْ، وَ وَثِقُوا بِها فَصَرَعَتْهُمْ. فَسابِقُوا ـ رَحِمَكُمُ
به دنيا انس گرفتند مغرورشان كرد، به آن اعتماد نمودند به خاكشان انداخت. خداوند شما
اللّهُ ـ اِلى مَنازِلِكُمُ الَّتى اُمِرْتُمْ اَنْ تَعْمُرُوها، وَ الَّتى رُغِّبْتُمْ فيها،
را رحمت كند، به منازلى كه به آباد كردن آنها مأمور شده ايد، و شما را به آنها ترغيب نموده اند،
وَ دُعيتُمْ اِلَيْها، وَ اسْتَتِمُّوا نِعَمَ اللّهِ عَلَيْكُمْ بِالصَّبْرِ عَلى طاعَتِهِ،
و از شما به سوى آنها دعوت به عمل آمده پيشى گيريد، و با استقامت در بندگى، و دورى از گناه
وَ الْمُجانَبَةِ لِمَعْصِيَتِهِ، فَاِنَّ غَداً مِنَ الْيَوْمِ قَريبٌ. ما اَسْرَعَ السّاعاتِ
نعمت هاى خدا را بر خود كامل كنيد، كه فردا به امروز نزديك است. ساعتها
فِى الْيَوْمِ، وَ اَسْرَعَ الاَْيّامَ فِى الشَّهْرِ، وَ اَسْرَعَ الشُّهُورَ فِى السَّنَةِ،
در روز ، و روزها در ماه ، و ماهها در سال ،
وَ اَسْرَعَ السِّنينَ فِى الْعُمُرِ!
و سالها در عمـر چه با سرعت مى گـذرد!
 

231

وَ مِنْ خُطْبَة لَهُ عَلَيْهِ السّلامُ
از خطبه هاى آن حضرت است

در باره ايمان و هجرت
فَمِنَ الاْيمانِ ما يَكُونُ ثَابِتاً مُسْتَقِرّاً فِى الْقُلُوبِ، وَ مِنْهُ ما يَكُونُ
از ايمانها ايمانى در دلها ثابت و برقرار، و ايمانى بين دلها و سينه ها
عَوارِىَّ بَيْنَ الْقُلُوبِ وَالصُّدُورِ اِلى اَجَل مَعْلُوم. فَاِذا كَانَتْ لَكُمْ
تا مدتى معين عاريتى و ناپايدار است. پس اگر از كسى به علّتى شرعى براى شما
بَراءَةٌ مِنْ اَحَد فَقِفُوهُ حَتّى يَحْضُرَهُ الْمَوْتُ، فَعِنْدَ ذلِكَ يَقَعُ حَدُّ
بيزارى حاصل شد او را واگذاريد تا مرگش برسد، آن هنگام (اگر بر حال گذشته باقى بود) مرز
الْبَراءَةِ. وَ الْهِجْرَةُ قائِمَةٌ عَلى حَدِّهَا الاَْوَّلِ. ما كانَ لِلّهِ فى اَهْلِ
بيزارى است. وجوب هجرت بر همان اساس اوليّه اش باقى است. البته خدا را به مردم روى
الاَْرْضِ حاجَةٌ مِنْ مُسْتَسِرِّ الاُْمَّةِ وَ مُعْلِنِها. لا يَقَعُ اسْمُ الْهِجْرَةِ عَلى
زمين از آنان كه ايمانشان را پنهان دارند يا آشكار نمايند نيازى نيست. نام هجرت بر احدى واقع
اَحَد اِلاّ بِمَعْرِفَةِ الْحُجَّةِ فِى الاَْرْضِ. فَمَنْ عَرَفَها وَ اَقَرَّ بِها فَهُوَ
نمى شود مگر حجت خدا را در زمين بشناسد، كسى كه حجت الهى را شناخت و به او اقرار كرد
مُهاجِرٌ. وَ لايَقَعُ اسْمُ الاِْسْتِضْعافِ عَلى مَنْ بَلَغَتْهُ الْحُجَّةُ،
مهاجر است. و نام مستضعف بر آن كه حجت به او رسيد
فَسَمِعَتْـها اُذُنُـهُ، وَ وَعاهـا قَلْبُـهُ.
و گوشش آن را شنيد و دلش آن را حفظ كرد صدق نمى كند.

526
 
527
باب
شماره شماره صفحه نمايش معني بزرگنمايي   جستجو | راهنما