فارسی
  جستجو پيشرفته جستجو متن نهج البلاغه فهرست نهج البلاغه
فهرست نهج البلاغه < نهج البلاغه < صفحه اصلي    
 
بازگشت متن نهج البلاغه همراه با ترجمه استاد حسين انصاريان www.erfan.ir
ابتدا    صفحه قبلي صفحه بعدي    انتها
يَسْتَأْنِسَ اِلَيْها. ثُمَّ هُوَ يُفْنيها بَعْدَ تَكْوينِها، لا لِسَاَم دَخَلَ عَلَيْهِ
به عرصه هستى نياورد. باز هم خداست كه كائنات را پس از ساختن نابود مى كند، نه به خاطر ملالت
فى تَصْريفِها وَ تَدْبيرِها، وَ لا لِراحَة واصِلَة اِلَيْهِ، وَ لا لِثِقَلِ شَىْء
وخستگى ازكارگردانى و تدبير امور آنها، و نه براى اينكه به استراحت بپردازد، و نه به علت اينكه چيزى
مِنْها عَلَيْهِ. لايُمِلُّهُ طُولُ بَقائِها فَيَدْعُوَهُ اِلى سُرْعَةِ اِفْنائِها،
از آن بر او سنگينى داشته. طول بقاء موجودات او را خسته نمى كند تا در نابود كردنشان علجه داشته باشد،
لكِنَّهُ سُبْحانَهُ دَبَّرَها بِلُطْفِهِ، وَ اَمْسَكَها بِاَمْرِهِ، وَ اَتْقَنَها بِقُدْرَتِهِ،
بلكه خداى سبحان با لطفش همه را اداره كرده، و به امرش نگاه داشته، و به قدرتش استوار نموده،
ثُمَّ يُعيدُها بَعْدَ الْفَناءِ مِنْ غَيْرِ حاجَة مِنْهُ اِلَيْها، وَ لاَ اسْتِعانَة بِشَىْء
سپس همه آنها را بعد از فانى شدن بازمى گرداند بدون اينكه او را به آنان نيازى باشد، يا از آنان
مِنْها عَلَيْها، وَ لا لاِنْصِراف مِنْ حالِ وَحْشَة اِلى حالِ اسْتِئْناس،
كمك بخواهد، يا از ترس تنهايى با آنان انس بگيرد،
وَ لا مِنْ حالِ جَهْل وَ عَمًى اِلى حالِ عِلْم وَ الْتِماس، وَ لا مِنْ فَقْر
يا از حالت جهل و كورى به علم و درخواست بينش بازآيد، يا از فقر
وَ حاجَة اِلى غِنًى وَ كَثْرَة، وَ لا مِنْ ذُلٍّ وَ ضَعَة اِلى عِزٍّ وَ قُدْرَة.
و نياز به ثروت و دارايى برسد، و يا از خوارى و ناتوانى به عزّت و توانايى دست يابد.
 

229

وَ مِنْ خُطْبَة لَهُ عَلَيْهِ السَّلامُ
از خطبه هاى آن حضرت است
تَخْتَصُّ بِذِكْرِ الْمَلاحِمِ
در بيـان پيشامدهاى ناگوار
اَلا بِاَبى وَ اُمّى هُمْ مِنْ عِدَّة اَسْماؤُهُمْ فِى السَّماءِ مَعْرُوفَةٌ،
پدر و مادرم فداى آنان (ياران باوفايم) باد، گروهى كه نامشان در آسمان معروف،
وَ فِى الاَْرْضِ مَجْهُولَةٌ. اَلا فَتَوَقَّعُوا ما يَكُونُ مِنْ اِدْبارِ اُمُورِكُمْ،
و در زمين مجهول است. هان به انتظار عقب گرد امورتان،
وَ انْقِطاع  ِ وُصَلِكُمْ، وَ اسْتِعْمالِ صِغارِكُمْ. ذاكَ حَيْثُ تَكُونُ ضَرْبَةُ
و گسستن پيوندتان، و روى كار آمدن خردسالانتان باشيد. اين پيشامدها زمانى است كه ضربت
السَّيْفِ عَلَى الْمُؤْمِنِ اَهْوَنَ مِنَ الدِّرْهَمِ مِنْ حِلِّهِ. ذاكَ حَيْثُ يَكُونُ
شمشير بر مؤمن آسانتر از پيدا كردن درهمى از حلال است. زمانى كه اجرِ گيرنده
الْمُعْطى اَعْظَمَ اَجْراً مِنَ الْمُعْطى. ذاكَ حَيْثُ تَسْكَرُونَ مِنْ غَيْرِ
مال از دهنده آن بيشتر است. آن زمان است كه مست مى شويد اما نه از
شَراب، بَلْ مِنَ النِّعْمَةِ وَالنَّعيمِ، وَ تَحْلِفُونَ مِنْ غَيْرِ اضْطِرار،
شراب، بلكه از زيادى نعمت و عيش و نوش، و سوگند مى خوريد ولى نه از روى ناچارى،
وَ تَكْذِبُونَ مِنْ غَيْرِ اِحْراج  . ذلِكَ اِذا عَضَّكُمُ الْبَلاءُ كَما يَعَضُّ
و دروغ مى گوييد اما نه بر اثر مضيقه. در آن وقت كه بلا شما را بگزد چنانكه جهاز نامناسبْ
الْقَتَبُ غارِبَ الْبَعيرِ. ما اَطْولَ هذَا الْعَناءَ، وَ اَبْعَدَ هذَا الرَّجاءَ!
كوهان شتر را بگزد. اين رنجوسختى چقدرطولانى، و اميدآزادى از آن چه اندازه دور از انتظار است!

522
 
523
باب
شماره شماره صفحه نمايش معني بزرگنمايي   جستجو | راهنما