فارسی
  جستجو پيشرفته جستجو متن نهج البلاغه فهرست نهج البلاغه
فهرست نهج البلاغه < نهج البلاغه < صفحه اصلي    
 
بازگشت متن نهج البلاغه همراه با ترجمه استاد حسين انصاريان www.erfan.ir
ابتدا    صفحه قبلي صفحه بعدي    انتها
مِنَ الاُْمَمِ الْماضِيَةِ، وَالْقُرُونِ الْخالِيَةِ، الَّذينَ احْتَلَبُوا دِرَّتَها،
مردمان درگذشته را فريفت ، آنان كه از دنيا شير فراوان دوشيدند،
وَ اَصابُوا غِرَّتَها، وَ اَفْنَوْا عِدَّتَها، وَاَخْلَقُوا جِدَّتَها. اَصْبَحَتْ
و دچار غفلت و فريب آن شدند، زمان را بيهوده سپرى كردند، تازه آن را كهنه نمودند، اما
مَساكِنُهُمْ اَجْداثاً، وَ اَمْوالُهُمْ ميراثاً، لايَعْرِفُونَ مَنْ اَتاهُمْ،
مساكن آنان گورستان، و اموالشان ارث ديگران شد، كسى را كه نزد آنان رود نمى شناسند،
وَ لايَحْفِلُونَ مَنْ بَكاهُمْ، وَ لايُجيبُونَ مَنْ دَعاهُمْ.
و به گريه آنان كه بر آنان بگريند اهميتى نمى دهند، و كسى را كه آنان را صدا بزند جواب نمى دهند.
فَاحْذَرُوا الدُّنْيا فَاِنَّها غَدّارَةٌ، غَرّارَةٌ خَدُوعٌ، مُعْطِيَةٌ مَنُوعٌ،
از دنيا برحذر باشيد كه به شدّت غدّار و فريبنده و مكّار است، اندك مى بخشد و سخت منع مى كند،
مُلْبِسَةٌ نَزُوعٌ، لايَدُومُ رَخاؤُها، وَ لا يَنْقَضى عَناؤُها،
جامه سلامت مى پوشاند و به زور و جبر برهنه مى كند، راحتش دائم نيست، رنجش را پايان نمى باشد،
وَ لايَرْكُـدُ بَلاؤُها .
و بلا و سختى اش آرام نگيرد.
مِنْها فى صِفَةِ الزُّهّادِ
از اين خطبه است در توصيف زاهدان
كانُوا قَوْماً مَنْ اَهْلِ الدُّنْيا وَ لَيْسُوا مِنْ اَهْلِها، فَكانُوا فيها كَمَنْ
مردمى از اهل دنيا بودند ولى دلبسته آن نبودند، در دنيا بودند مانند كسى كه
لَيْسَ مِنْها، عَمِلُوا فيها بِما يُبْصِرُونَ، وَ بادَرُوا فيها ما يَحْذَرُونَ.
اهل آن نيست، به آنچه كه بصيرت داشتند عمل كردند، و به دفع آنچه از آن حذر داشتند شتافتند.
 
تَقَلَّبُ اَبْدانُهُمْ بَيْنَ ظَهْرانَىْ اَهْلِ الاْخِرَةِ، يَرَوْنَ اَهْلَ الدُّنْيا يُعْظِمُونَ
در ميان اهل آخرت مى گشتند، اهل دنيا را چنان مى ديدند كه مرگ بدنهايشان را
مَوْتَ اَجْسادِهِمْ، وَ هُمْ اَشَدُّ اِعْظاماً لِمَوْتِ قُلُوبِ اَحْيائِهِمْ.
بـزرگ مى شـمارند، اما آنان مرگ قلب هاى زنـدگان را بزرگتر مى دانستند.

222

وَ مِنْ خُطْبَة لَهُ عَلَيْهِ السَّلامُ
از خطبه هاى آن حضرت است
خَطَبَها بِذى قار وَ هُوَ مُتَوَجِّهٌ اِلَى الْبَصْرَةِ. ذَكَرَهَا الْواقِدِىُّ فى كِتابِ الْجَمَل
كه آن را در ذى قار به وقت حركت به بصره ايراد فرمود. اين خطبه را واقدى در كتاب جَمَل ذكر نمـوده
فَصَدَعَ بِما اُمِرَ بِهِ، وَ بَلَّغَ رِسالاتِ رَبِّهِ، فَلَمَّ اللّهُ
آنچه را پيامبر به آن مأمور شده بود بيان كرد، و رسالالت پروردگارش را ابلاغ نمود، خداوند هم به وسيله
بِهِ الصَّدْعَ، وَرَتَقَ بِهِ الْفَتْقَ، وَ اَلَّفَ بِهِ الشَّمْلَ بَيْنَ ذَوِى الاَْرْحامِ بَعْدَ
او از هم گسيختگى هاى اجتماعى را نظام داد، و پراكندگى را به هم پيوست، و بين خويشاوندان پس از
الْعَداوَةِ الْواغِرَةِ فِى الصُّدُورِ، وَ الضَّغائِنِ الْقادِحَةِ فِى الْقُلُوبِ.
دشمنـىِ كينه افكـن در سينـه ها، و كينه هاى آتش زننـده در دلهـا، الفـت ايجـاد نمـود.
وَ مِنْ كَلام لَهُ عَلَيْهِ السَّلامُ
از سخنان آن حضرت است
] كَلَّمَ بِهِ عَبْدَ اللّهِ بْنَ زَمَعَةَ وَ هُوَ مِنْ شيعَتِهِ، وَ ذلِكَ اَنَّهُ قَدِمَ عَلَيْهِ فى خِلافَتِهِ
به عبداللّه بن زَمَعه كه از شيعيان بود و در ايام حكومت آن جناب به محضرش آمد

504
 
505
باب
شماره شماره صفحه نمايش معني بزرگنمايي   جستجو | راهنما