فارسی
  جستجو پيشرفته جستجو متن نهج البلاغه فهرست نهج البلاغه
فهرست نهج البلاغه < نهج البلاغه < صفحه اصلي    
 
بازگشت متن نهج البلاغه همراه با ترجمه استاد حسين انصاريان www.erfan.ir
ابتدا    صفحه قبلي صفحه بعدي    انتها
وَ اَبْعَدَ آثاراً، اَصْبَحَتْ اَصْواتُهُمْ هامِدَةً، وَ رِياحُهُمْ راكِدَةً،
و آثارشان از شما بهتر و ماهرانه تر بود، اما صدايشان فرو مرد، باد غرورشان نشست،
وَ اَجْسادُهُمْ بالِيَةً، وَ دِيارُهُمْ خالِيَةً، وَ آثارُهُمْ عافِيَةً. فَاسْتَبْدَلُوا
بدنهايشان پوسيد، شهرشان خالى شد، و آثارشان نابود گشت. كاخهاى
بِالْقُصُورِ الْمُشَيَّدَةِ، وَ النَّمارِقِ الْمُمَهَّدَةِ، الصُّخُورَ وَ الاَْحْجارَ
سخت بنيان ، و فرشها و بسترهاى گسترده آنها به سنگهاى به هم
الْمُسَنَّدَةَ، وَ الْقُبُورَ اللاّطِئَةَ الْمُلْحَدَةَ الَّتى قَدْ بُنِىَ بِالْخَرابِ
پيوسته، و گورهاى زيرزمين و لحد چيده شده تبديل شد، آن گورهايى كه در جاى ويرانى
فِناؤُها، وَ شُيِّدَ بِالتُّرابِ بِناوُها. فَمَحَلُّها مُقْتَرِبٌ، وَ ساكِنُها
بنا شده، و با خاك زمين آن را محكم كرده اند. آن قبور به هم نزديك است، اما ساكنانش در تنهايى
مُغْتَرِبٌ. بَيْنَ اَهْلِ مَحَلَّة مُوحِشينَ، وَ اَهْلِ فَراغ  
و غربت اند! در ميان اهل محلّه اى مقيمند كه در وحشت و ترسند، و بين قومى كه به ظاهر فارغ البال ولى در باطل
مُتَشاغِلينَ، لا يَسْتَأْنِسُونَ بِالاَْوْطانِ، وَ لايَتَواصَلُونَ تَواصُلَ
دچار مشغله اى فراوانند، به وطن ها انس نمى گيرند، و همچون پيوستن همسايگان به هم
الْجيرانِ، عَلى ما بَيْنَهُمْ مِنْ قُرْبِ الْجِوارِ وَ دُنُوِّ الدّارِ. وَ كَيْفَ يَكُونُ
نمى پيوندند با اينكه با هم مجاورند و خانه هايشان به هم نزديك است. چگونه ديد و بازديد كنند
بَيْنَهُمْ تَزاوُرٌ وَ قَدْ طَحَنَهُمْ بِكَلْكَلِهِ الْبِلى، وَ اَكَلَتْهُمُ الْجَنادِلُ
در صورتى كه پوسيدگى با انداختن سنگينى خود بر آنها آنان را متلاشى كرده، و سنگ و خاك اعضايشان
وَ الثَّرى. وَ كَاَنْ قَدْ صِرْتُمْ اِلى ما صارُوا اِلَيْهِ، وَ ارْتَهَنَكُمْ ذلِكَ
را خورده؟! تصور كنيد شما الآن جاى آنها هستيد، و قبرها شما را به
الْمَضْجَعُ، وَ ضَمَّكُمْ ذلِكَ الْمُسْتَوْدَعُ. فَكَيْفَ بِكُمْ لَوْ تَناهَتْ بِكُمُ
گروگان گرفته، و در آغوش آن وديعه گاه رفته ايد. حالِ شما چگونه خواهد بود آن گاه كه برنامه ها
 
الاُْمُورُ، وَ بُعْثِرَتِ الْقُبُورُ؟ «هُنالِكَ تَبْلُو كُلُّ نَفْس  ما اَسْلَفَتْ،
به پايان برسد، و مرده ها را از گورها درآورند؟ آن هنگام هر كسى از آنچه پيش فرستاده آگاه مى شود،
وَ رُدُّوا اِلَى اللّهِ مَوْلاهُمُ الْحَقِّ وَضَلَّ عَنْهُمْ ما كانُوا يَفْتَرُونَ».
و به سوى خداوند كه سرپرست بر حقّ آنان است بازگردانده مى شوند، و آنچه افترا مى بستند به كارشان نيايد.

218

وَ مِنْ دُعاء لَهُ عَلَيْهِ السَّلامُ
از دعاهاى آن حضرت است

در وصف عاشقان خدا
اللَّهُمَّ اِنَّكَ آنَسُ الاْنِسينَ لاَِوْلِيائِكَ، وَ اَحْضَرُهُمْ بِالْكِفايَةِ
بار خدايا، تو براى عاشقانت بهترين مونسى، و براى كفايتِ مهمّ آنان كه بر تو
لِلْمُتَوَكِّلينَ عَلَيْكَ، تُشاهِدُهُمْ فى سَرائِرِهِمْ، وَ تَطَّلِعُ عَلَيْهِمْ فى
اعتماد نمايند از همه حاضرترى، آنان را در باطنشان مشاهده مى كنى، و به نهانهايشان
ضَمائِرِهِمْ، وَ تَعْلَمُ مَبْلَغَ بَصائِرِهِمْ. فَاَسْرارُهُمْ لَكَ مَكْشُوفَةٌ،
آگاهى، و اندازه بيناييشان را مى دانى. بنا بر اين رازهايشان نزد تو معلوم است،
وَ قُلُوبُهُمْ اِلَيْكَ مَلْهُوفَةٌ. اِنْ اَوْحَشَتْهُمُ الْغُرْبَةُ آنَسَهُمْ ذِكْرُكَ،
و دلهايشان به جانب تو در غم و اندوه. اگر تنهايى آنان را به وحشت اندازد ياد تو مونسشان شود،
وَ اِنْ صُبَّتْ عَلَيْهِمُ الْمَصائِبُ لَجَأُوا اِلَى الاِْسْتِجارَةِ بِكَ، عِلْماً بِاَنَّ
و اگر مصائب به آنان هجوم آرد به تو پناه جويند، زيرا مى دانند زمام
اَزِمَّةَ الاُْمُورِ بِيَدِكَ، وَ مَصادِرَها عَنْ قَضائِكَ.
همه امور به دست تو، و سرچشمه تمام كارها در كف با كفايت فرمان توست.

498
 
499
باب
شماره شماره صفحه نمايش معني بزرگنمايي   جستجو | راهنما