فارسی
  جستجو پيشرفته جستجو متن نهج البلاغه فهرست نهج البلاغه
فهرست نهج البلاغه < نهج البلاغه < صفحه اصلي    
 
بازگشت متن نهج البلاغه همراه با ترجمه استاد حسين انصاريان www.erfan.ir
ابتدا    صفحه قبلي صفحه بعدي    انتها
الْهَبُولُ، اَعَنْ دينِ اللّهِ اَتَيْتَنى لِتَخْدَعَنى؟! اَمُخْتَبِطٌ اَنْتَ اَمْ ذُو جِنَّة
عزايت بنشيند، آمده اى از راه دين خدا فريبم دهى؟! يا دستگاه فكر و انديشه ات به هم خورده، يا ديوانه اى
اَمْ تَهْجُرُ؟! وَ اللّهِ لَوْ اُعْطيتُ الاَْقاليمَ السَّبْعَةَ بِما تَحْتَ اَفْلاكِها عَلى
و يا بيهوده گويى؟! به خدا قسم اگر هفت اقليم را با آنچه زير آسمانهاى آنهاست به من بدهند تا
اَنْ اَعْصِىَ اللّهَ فى نَمْلَة اَسْلُبُها جُلْبَ شَعيرَة ما فَعَلْتُ! وَ اِنَّ
خداوند را با ربودن پوست جوى از دهان مورچه اى معصيت كنم به چنين كارى دست نمى زنم! و بى شك
دُنْياكُمْ عِنْدى لاََهْوَنُ مِنْ وَرَقَة فى فَمِ جَرادَة تَقْضَمُها! ما لِعَلِىٍّ
دنياى شما نزد من از برگى كه در دهان ملخى است و آن را مى جود خوارتر است! على را با
وَ لِنَعيم يَفْنى، وَ لَذَّة لاتَبْقى؟! نَعُوذُ بِاللّهِ مِنْ سُباتِ الْعَقْلِ،
نعمتى كه از دست مى رود و لذّتى كه باقى نمى ماند چكار؟! از خواب عقل، و زشتى لغزش
وَ قُبْحِ الزَّلَلِ، وَ بِهِ نَسْتَعينُ.
به خدا پناه مى بريم، و از او يارى مى طلبيم.

216

وَ مِنْ دُعاء لَهُ عَلَيْهِ السَّلامُ
از دعاهاى آن حضرت است

در فراوانى روزى
اللَّهُمَّ صُنْ وَجْهى بِالْيَسارِ، وَ لاتَبْذُلْ جاهى بِالاِْقْتارِ، فَاَسْتَرْزِقَ
بار خدايا، آبرويم را به بى نيازى حفظ فرما، و حرمتم را به تنگدستى نشكن، تا از آنان كه روزى
طالِبى رِزْقِكَ، وَ اَسْتَعْطِفَ شِرارَ خَلْقِكَ، وَ اُبْتَلى بِحَمْدِ مَنْ
تو را خواهند روزى خواهم، و از شرار مردم خواستار عطوفت باشم، و به ثناى كسى كه به من ببخشايد
 
اَعْطانى، وَ اُفْتَتَنَ بِذَمِّ مَنْ مَنَعَنى، وَ اَنْتَ مِنْ وَراءِ ذلِكَ كُلِّهِ وَلِىُّ
دچار آيم، و به بدگويى آن كه از بخشيدن به من دريغ ورزد مبتلا گردم، و تو ماوراى اين همه،
الاِْعْطاءِ وَ الْمَنْع ِ «اِنَّكَ عَلى كُلِّ شَىْء قَديرٌ».
اختيـاردار بخشش و منـعى، چـه اينـكه بـر هـر چيـز تـوانـايـى.

217

وَ مِنْ خُطْبَة لَهُ عَلَيْهِ السَّلامُ
از خطبه هاى آن حضرت است

در گريز از دنيا
دَارٌ بِالْبَلاءِ مَحْفُوفَةٌ، وَ بِالْغَدْرِ مَعْرُوفَةٌ. لاتَدُومُ اَحْوالُها،
دنيا خانه اى است پيچيده به بلا، و معروف به خيانت. احوالش پايدار نمى ماند،
وَ لايَسْلَمُ نُزّالُها. اَحْوالٌ مُخْتَلِفَةٌ، وَ تاراتٌ مَتَصَرِّفَةٌ. الْعَيْشُ فيها
و اهلش جان سالم به در نبرند. حالاتى است گوناگون، و نوبت هايى است متغيّر. زندگى در آن
مَذْمُومٌ، وَ الاَْمانُ مِنْها مَعْدُومٌ. وَ اِنَّما اَهْلُها فيها اَغْراضٌ مُسْتَهْدَفَةٌ،
ناپسند است، و امنيت در آن ناياب. مردمش آماج تير بلايند،
تَرْميهِـمْ بِسِهامِهـا ، وَ تُفْنيهِـمْ بِحِمامِهـا.
كه تيرهايش به سوى آنان نشانه مى رود، و با مرگ نابودشان مى كند.
وَ اعْلَمُوا عِبادَ اللّهِ، اَنَّكُمْ وَ ما اَنْتُمْ فيهِ مِنْ هذِهِ الدُّنْيا عَلى سَبيلِ
بندگان خدا، بدانيد شما و آنچه در آن هستيد از اين دنيا در مسير
مَنْ قَدْ مَضى قَبْلَكُمْ مِمَّنْ كانَ اَطْوَلَ مِنْكُمْ اَعْماراً، وَ اَعْمَرَ دِياراً،
آنانى مى باشيد كه پيش از شما از جهان گذشتند، عمرشان از شما طولانى تر، ديارشان آبادتر،

496
 
497
باب
شماره شماره صفحه نمايش معني بزرگنمايي   جستجو | راهنما