فارسی
  جستجو پيشرفته جستجو متن نهج البلاغه فهرست نهج البلاغه
فهرست نهج البلاغه < نهج البلاغه < صفحه اصلي    
 
بازگشت متن نهج البلاغه همراه با ترجمه استاد حسين انصاريان www.erfan.ir
ابتدا    صفحه قبلي صفحه بعدي    انتها
السَّكينَةُ، وَ فُتِحَتْ لَهُمْ اَبْوابُ السَّماءِ، وَ اُعِدَّتْ لَهُمْ مَقاعِدُ
آنان نازل، و درهاى آسمان به روى آنان باز شده، و مقامات با ارزش براى آنان
الْكَراماتِ، فى مَقام اطَّلَعَ اللّهُ عَلَيْهِمْ فيهِ فَرَضِىَ سَعْيَهُمْ، وَ حَمِدَ
آماده گشته، در محلّى كه خداوند بر آنان نظر افكنده و از سعيشان راضى شده، و مقامشان را
مَقامَهُمْ، يَتَنَسَّمُونَ بِدُعائِهِ رَوْحَ التَّجاوُزِ، رَهائِنُ فاقَة اِلى فَضْلِهِ،
پسنديده است، اينان با دعا و مناجات نسيم عفو حق را استشمام مى كنند، و گروگان نياز به فضل حق،
وَ اُسارى ذِلَّة لِعَظَمَتِهِ. جَرَحَ طُولُ الاَْسى قُلُوبَهُمْ، وَ طُولُ الْبُكاءِ
و اسيران خاكسار در برابر عظمت خداوندند. طول زمانِ اندوه دلهاشان را خسته، و گريه هاى بسيار ديدگانشان
عُيُونَهُمْ. لِكُلِّ بابِ رَغْبَة اِلَى اللّهِ مِنْهُمْ يَدٌ قارِعَةٌ، يَسْاَلُونَ مَنْ
را مجروح كرده. براى هر درى كه از آن اميدى به خداوند هست دست كوبنده اى دارند، از خداوندى
لاتَضيقُ لَدَيْهِ الْمَنادِحُ، وَ لايَخيبُ عَلَيْهِ الرّاغِبُونَ.
درخواست مى كنند كه فراخيها نزد او تنگ نمى شود، و درخواست كنندگان از او نا اميد نمى گردند.
فَحاسِبْ نَفْسَكَ لِنَفْسِكَ، فَاِنَّ غَيْرَها مِنَ الاَْنْفُسِ لَها حَسيبٌ غَيْرُكَ.
بيا به نفع خود به محاسبه نفس خويش برخيز، زيرا حساب ديگران را حسابگرى غير تو مى رسد.

214

وَ مِنْ كَلام لَهُ عَلَيْهِ السَّلامُ
از سخنان آن حضرت است
قالَهُ عِنْدَ تِلاوَتِهِ «يا اَيُّهَا الاِْنْسانُ ما غَرَّكَ بِرَبِّكَ الْكَريمِ»
به هنگام تلاوت: «يا اَيُّهَا الاِْنْسانُ ما غَرَّكَ بِرَبِّكَ الْكَريمِ»
اَدْحَضُ مَسْئُول حُجَّةً، وَ اَقْطَعُ مُغْتَرٍّ مَعْذِرَةً،
دليل مغرورشده به كرم حق درحين بازخواستْ باطلترين دلايل، و عذر آن فريب خورده بى پايه ترين عذرهاست،
 
لَقَـدْ اَبْـرَحَ جَهالَـةً بِنَفْسِـهِ.
او در اين زمينه بر جهالت خود اصرار ورزيده.
يا اَيُّهَا الاِْنْسانُ ما جَرَّاَكَ عَلى ذَنْبِكَ، وَ ما غَرَّكَ بِرَبِّكَ،
اى انسان، چه چيز تو را بر انجام گناه جرأت داد؟ و چه چيز تو را به پروردگارت مغرور كرد؟
وَ ما آنَسَكَ بِهَلَكَةِ نَفْسِكَ؟! اَما مِنْ دائِكَ بُلُولٌ؟ اَمْ لَيْسَ مِنْ نَوْمِكَ
و چه چيز تو را به هلاكت خود واداشت؟ آيا دردت را درمان، و خوابت را بيدارى
يَقَظَةٌ؟ اَما تَرْحَمُ مِنْ نَفْسِكَ ما تَرْحَمُ مِنْ غَيْرِكَ؟ فَلَرُبَّما تَرَى
نيست؟ چرا به همان صورتى كه به ديگرى رحم مى كنى به خود رحم نمى نمايى؟ چه بسا كسى را
الضّاحِىَ مِنْ حَرِّ الشَّمْسِ فَتُظِلُّهُ، اَوْ تَرَى الْمُبْتَلى بِاَلَم يُمِضُّ
در حرارت آفتاب مى بينى پس بر او سايه مى اندازى، يا شخصى را دچار دردى مى نگرى كه بدنش را
جَسَدَهُ فَتَبْكى رَحْمَةً لَهُ، فَما صَبَّرَكَ عَلى دائِكَ، وَ جَلَّدَكَ
مى سوزاند و تو از روى رحمت بر او گريه مى كنى، پس چه چيز تو را بر اين دردت صبر داده، و بر بلاهايت
بِمُصابِكَ، وَ عَزّاكَ عَنِ الْبُكاءِ عَلى نَفْسِكَ، وَ هِىَ اَعَزُّ الاَْنْفُسِ
توانمند نموده، و چه شادى و سرورى تو را از گريه بر جان خود كه نزد تو عزيزترين جانهاست بازداشته
عَلَيْكَ؟! وَ كَيْفَ لايُوقِظُكَ خَوْفُ بَياتِ نِقْمَة وَ قَدْ
و دل تسلاّيت داده؟! چگونه بيم شبيخون خشم حق تو را از خواب غفلت بيدار نمى كند در صورتى كه
تَوَرَّطْتَ بِمَعاصيهِ مَدارِجَ سَطَواتِهِ؟! فَتَداوَ مِنْ داءِ الْفَتْرَةِ فى قَلْبِكَ
به علّت گناهانت در راه هاى قهر و سلطه او افتاده اى؟! درد سستى دل را به قوّت اراده
بِعَزيمَة، وَ مِنْ كَرَى الْغَفْلَةِ فى ناظِرِكَ بِيَقَظَة. وَ كُنْ لِلّهِ مُطيعاً،
معالجه كن، و به هوشيارى خواب غفلت را درمان نما. خدا را بنده باش،
وَ بِذِكْرِهِ آنِساً، وَ تَمَثَّلْ فى حالِ تَوَلّيكَ عَنْهُ اِقْبالَهُ عَلَيْكَ، يَدْعُوكَ
و به ياد او انس بگير، و در حال روى گرداندن از خدا روى آوردن او را به سوى خود مجسم كن كه تو را به

490
 
491
باب
شماره شماره صفحه نمايش معني بزرگنمايي   جستجو | راهنما