فارسی
  جستجو پيشرفته جستجو متن نهج البلاغه فهرست نهج البلاغه
فهرست نهج البلاغه < نهج البلاغه < صفحه اصلي    
 
بازگشت متن نهج البلاغه همراه با ترجمه استاد حسين انصاريان www.erfan.ir
ابتدا    صفحه قبلي صفحه بعدي    انتها
وَ بَرَقَ لَهُ لامِعٌ كَثيرُ الْبَرْقِ، فَاَبانَ لَهُ الطَّريقَ، وَ سَلَكَ بِهِ السَّبيلَ،
و نورى در نهايت فروزندگى برايش درخشيد، كه راه را براى او روشن كرد، و به آن نور راه را پيمود،
وَ تَدافَعَتْهُ الاَْبْوابُ اِلى بابِ السَّلامَةِ وَ دارِ الاِْقامَةِ، وَ ثَبَتَتْ رِجْلاهُ
ابواب سلوك او را به در سلامت و خانه اقامت راندند، و قدمهايش همراه
بِطُمَأْنينَةِ بَدَنِهِ فى قَرارِ الاَْمْنِ وَ الرّاحَةِ، بِمَا اسْتَعْمَلَ قَلْبَهُ،
آرامش تن در جايگاه امن و راحت استوار شد، چرا كه قلبش را به كار گرفت
وَ اَرْضــى رَبَّــهُ  .
و پروردگارش را خشنود ساخت.

211

وَ مِنْ كَلام لَهُ عَلَيْهِ السَّلامُ
از سخنان آن حضرت است
يَحُثُّ فيهِ اَصْحابَهُ عَلَى الْجِهادِ
كه در آن يارانش را ترغيب به جهاد مى كند
وَ اللّهُ مُسْتَأْديكُمْ شُكْرَهُ، وَ مُوَرِّثُكُمْ اَمْرَهُ، وَ مُمْهِلُكُمْ
خداوند اداى شكرش را از شما خواسته، و امرش را براى شما باقى گذارده، و در ميدان گسترده
فى مِضْمار مَمْدُود، لِتَتَنازَعُوا سَبَقَهُ. فَشُدُّوا عُقَدَ
مسابقه به شما مهلت داده تا براى رسيدن به هدف از يكديگر پيشى گيريد. پس در اين جبهه نبرد كمر
الْمَـآزِرِ، وَاطْوُوا فُضُولَ الْخَواصِرِ. لاتَجْتَمِعُ عَزيمَةٌ وَ وَليمَةٌ.
جامه ها را محكم كنيد، و دامن جامه را درهم پيچيد. آهنگ جدّى با شكمبارگى جمع نمى شود.
ما اَنْقَضَ النَّوْمَ لِعَزائِمِ الْيَوْمِ! وَ اَمْحَى الظُّلَمَ لِتَذاكيرِ الْهِمَمِ!
چه بسيار تصميم هاى روز را كه خواب نابود مى كند! و چه بسيار ذكر انديشه ها را كه تاريكى ها از بين مى برد!
 

212

وَ مِنْ كَلام لَهُ عَلَيْهِ السَّلامُ
از سخنان آن حضرت است
قالَهُ بَعْدَ تِلاوَتِهِ «اَلْهيكُمُ التَّكاثُرُ حَتّى زُرْتُمُ الْمَقابِرَ»
كه بعد از تلاوت آيه «اَلْهيكُمُ التَّكاثُرُ حَتّى زُرْتُمُ الْمَقابِرَ» فرمود
يا لَهُ مَراماً ما اَبْعَدَهُ، وَ زَوْراً ما اَغْفَلَهُ، وَ خَطَراً ما اَفْظَعَهُ.
عجبا! چه هدف بسيار دورى، و چه زائران ناآگاهى، و چه كار بزرگ سهمگينى!
لَقَدِ اسْتَخْلَوْا مِنْهُمْ اَىَّ مُدَّكِر، وَ تَناوَشُوهُمْ
جاى رفتگان را كه نقطه پند و عبرت است ـ و چه پند و عبرتى! ـ خالى ديدند، و به مردگان پوسيده در
مِنْ مَكان بَعيد. اَفَبِمَصارِع  ِ آبائِهِمْ يَفْخَرُونَ؟
خاك كه با آنان فاصله دورى دارند به تفاخر برخاستند! آيا به قبور پدرانشان افتخار مى كنند،
اَمْ بِعَديدِ الْهَلْكى يَتَكاثَرُونَ؟ يَرْتَجِعُونَ مِنْهُمْ اَجْساداً خَوَتْ،
يا به اضافه كردن عدد مردگانشان به خويش خود را بسيار مى شمارند؟ گوييا برگشت اجساد افتاده،
وَ حَرَكات سَكَنَتْ. وَ لاََنْ يَكُونُوا عِبَراً اَحَقُّ مِنْ اَنْ يَكُونُوا
و حركات اجسام متوقف شده را مى خواهند. مردگان براى اينان مايه پند باشند سزاوارتر است تا وسيله
مُفْتَخَراً، وَ لاََنْ يَهْبِطُوا بِهِمْ جَنابَ ذِلَّة اَحْجى مِنْ اَنْ يَقُومُوا بِهِمْ
افتخار به حساب آيند، و با مشاهده اين اجساد پوسيده به حريم تواضع درآيند عاقلانه تر است تا آنان را
مَقامَ عِزَّة. لَقَدْ نَظَرُوا اِلَيْهِمْ بِاَبْصارِ الْعَشْوَةِ، وَ ضَرَبُوا مِنْهُمْ فى
عامل سربلندى خود دانند! به مردگان با ديده اى رَمَدآلود نگريستند، و از اين بابت در
غَمْرَةِ جَهالَة. وَ لَوِ اسْتَنْطَقُوا عَنْهُمْ عَرَصاتِ تِلْكَ الدِّيارِ الْخاوِيَةِ،
درياى نادانى افتادند. اگر احوال مردگان را از عرصه هاى آن ديار خراب و خانه هاى

480
 
481
باب
شماره شماره صفحه نمايش معني بزرگنمايي   جستجو | راهنما