فارسی
  جستجو پيشرفته جستجو متن نهج البلاغه فهرست نهج البلاغه
فهرست نهج البلاغه < نهج البلاغه < صفحه اصلي    
 
بازگشت متن نهج البلاغه همراه با ترجمه استاد حسين انصاريان www.erfan.ir
ابتدا    صفحه قبلي صفحه بعدي    انتها
وَ لْيَحْذَرْ قارِعَةً قَبْلَ حُلُولِها، وَلْيَنْظُرِ امْرُؤٌ فى قَصيرِ اَيّامِهِ،
و از كوبندگى و سختى مرگ و قيامت پيش از رسيدنش در بيم و هراس باشد، و بايد انسان در كوتاهى مدت
وَ قَليلِ مُقامِهِ، فى مَنْزِل حَتّى يَسْتَبْدِلَ بِهِ مَنْزِلاً، فَلْيَصْنَعْ لِمُتَحَوَّلِهِ
عمر و درنگ اندكش در دنيا انديشه كند تا آن را به منزل ديگر تغيير دهد، و براى قيامت و جايى كه مى داند
وَ مَعارِفِ مُنْتَقَلِهِ. فَطُوبى لِذى قَلْب سَليم اَطاعَ مَنْ يَهْديهِ،
به آنجا منتقل خواهد شد فعاليت كند. خوشا به حال دارنده قلب سليم كه از هدايت كننده پيروى نمود،
وَ تَجَنَّبَ مَنْ يُرْديهِ، وَ اَصابَ سَبيلَ السَّلامَةِ بِبَصَرِ مَنْ بَصَّرَهُ،
و از گمراه كننده كناره گرفت، و به بينايى كسى كه او را بينايى داد، و پيروى هدايتگرى،
وَ طاعَةِ هاد اَمَرَهُ، وَ بادَرَ الْهُدى قَبْلَ اَنْ تُغْلَقَ اَبْوابُهُ،
كه او را فرمان داد به راه سلامت رسيد، و به راه هدايت شتافت پيش از آنكه درهاى آن بسته،
وَ تُقْطَعَ اَسْبابُهُ، وَاسْتَفْتَحَ التَّوْبَةَ، وَ اَماطَ الْحَوْبَةَ، فَقَدْ اُقيمَ عَلَى
و وسيله هاى آن قطع گردد، و باب توبه را گشود، و گناه را از خود راند، چنين كسى به راه خدا
الطَّريقِ، وَ هُدِىَ نَهْجَ السَّبيلِ.
ايستاده، و به راه راست هدايت شده است.

206

وَ مِنْ دُعاء كانَ يَدْعُو بِهِ عَلَيْهِ السَّلامُ كَثيراً
از دعاهاى آن حضرت است كه زياد مى خواند
الْحَمْدُلِلّهِ الَّذى لَمْ يُصْبِحْ بى مَيِّتاً وَ لا سَقيماً، وَ لا مَضْرُوباً عَلى
سپاس خداى را كه مرده و بيمار به عرصه روزم درنياورده، و بدى و بيمارى بر
عُرُوقى بِسُوء، وَ لا مَأْخُوذاً بِاَسْوَأِ عَمَلى، وَ لا مَقْطُوعاً دابِرى،
رگهايم زده نشده، و به بدترين كردارم گرفتار نگشته ام، نه نسلم بريده شده،
 
وَ لا مُرْتَدّاً عَنْ دينى، وَ لا مُنْكِراً لِرَبّى، وَ لا مُسْتَوْحِشاً مِنْ ايمانى،
نه از دين برگشته ام، نه منكر پروردگارم هستم، نه از ايمانم دل نگرانم،
وَ لا مُلْتَبِساً عَقْلى، وَ لا مُعَذَّباً بِعَذابِ الاُْمَمِ مِنْ قَبْلى. اَصْبَحْتُ
نه عقلم دچار سرگردانى است، و نه به عذاب امم گذشته گرفتار گشته ام. صبح كردم در حالى كه
عَبْداً مَمْلُوكاً ظالِماً لِنَفْسى، لَكَ الْحُجَّةُ عَلَىَّ وَ لا حُجَّةَ لى،
بنده اى در اختيار مولايم و بر نفس خويش ستمكارم، تو را بر من حجّت است و مرا بر تو حجّت نيست،
وَ لا اَسْتَطيعُ اَنْ آخُذَ اِلاّ ما اَعْطَيْتَنى، وَلا اَتَّقِىَ اِلاّ ما وَقَيْتَنى.
جز آنچه عطا كنى قدرت گرفتن ندارم، و توان حفظ خود را ندارم مگر تو مرا حفظ كنى.
اللّهُمَّ اِنّى اَعُوذُ بِكَ اَنْ اَفْتَقِرَ فى غِناكَ، اَوْ اَضِلَّ فى هُداكَ،
الهى، به تو پناه مى برم از اينكه در بى نيازى تو فقير شوم، يا در هدايتت گمراه گردم،
اَوْ اُضامَ فى سُلْطانِكَ، اَوْ اُضْطَهَـدَ وَ الاَْمْـرُ لَـكَ.
يا در سلطنتت مورد ستم واقع شوم، يا به خوارى نشينم و حال اينكه امر به دست توست.
اللّهُمَّ اجْعَلْ نَفْسى اَوَّلَ كَريمَة تَنْتَزِعُها مِنْ كَرائِمى، وَ اَوَّلَ
بار خدايا، جانم را اوّل عضو باارزشى از اعضاى باارزشم قرار ده كه از من مى ستانى، و نخستين
وَديعَة تَرْتَجِعُها مِنْ وَدائِع  ِ نِعَمِكَ عِنْدى.
وديعـه از ودايـع نعمتت بر من كه بـاز مى گـردانى.
اللّهُمَّ اِنّا نَعُوذُ بِكَ اَنْ نَذْهَبَ عَنْ قَوْلِكَ، اَوْ نُفْتَتَنَ عَنْ دينِكَ،
خداوندا، به توپناه مى بريم ازاينكه از گفته تو بيرون رويم، يا از دينت روگردانده به گمراهى افتيم،
اَوْ تَتايَعَ بِنا اَهْواؤُنا دُونَ الْهُدَى الَّذى جاءَ مِنْ عِنْدِكَ.
يا پيش از هدايتـى كه از جانب تو آمـده هواها و هوسـها به ما دسـت يابد.

470
 
471
باب
شماره شماره صفحه نمايش معني بزرگنمايي   جستجو | راهنما