فارسی
  جستجو پيشرفته جستجو متن نهج البلاغه فهرست نهج البلاغه
فهرست نهج البلاغه < نهج البلاغه < صفحه اصلي    
 
بازگشت متن نهج البلاغه همراه با ترجمه استاد حسين انصاريان www.erfan.ir
ابتدا    صفحه قبلي صفحه بعدي    انتها
مِنْها فى ذِكْرِ النَّبِىِّ صَلَّى اللّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ
از اين خطبه است درباره پيامبر صلّى اللّه عليه و آله
اَرْسَلَهُ بِالضِّياءِ، وَ قَدَّمَهُ فِى الاِْصْطِفاءِ، فَرَتَقَ بِهِ الْمَفاتِقَ،
او را با نور فرستاد، در برگزيدگى بر همگان پيشى داد، رخنه ها را بهوسيله او به هم بست،
وَ ساوَرَ بِهِ الْمُغالِبَ، وَ ذَلَّلَ بِهِ الصُّعُوبَةَ، وَ سَهَّلَ بِهِ الْحُزُونَةَ،
و به وجود او بر گردنگشان غالب شد، به او مشكل را آسان، و ناهموارى را هموار ساخت،
حَتّى سَرَّحَ الضَّلالَ عَنْ يَمين وَ شِمال.
تا جبهه گمراهى را از راست و چپ دور گردانيد.

205

وَ مِنْ خُطْبَة لَهُ عَلَيْهِ السَّلامُ
از خطبه هاى آن حضرت است

در وصف پيامبر و عالمان، و اندرز مردم
وَ اَشْهَدُ اَنَّهُ عَدْلٌ عَدَلَ، وَ حَكَمٌ فَصَلَ.
شهادت مى دهم كه خداوند عدل محض است كه به عدالت رفتارنموده، وحاكمى كه حقوباطل را از هم جدامى كند.
وَ اَشْهَدُ اَنَّ مُحَمَّداً عَبْدُهُ وَ رَسُولُهُ وَ سَيِّدُ عِبادِهِ، كُلَّما نَسَخَ اللّهُ
و شهادت مى دهم كه محمّد بنده و رسول او و آقاى عِباد اوست، خداوند هرگاه
الْخَلْقَ فِرْقَتَيْنِ جَعَلَهُ فى خَيْرِهِما، لَمْ يُسْهِمْ فيهِ عاهِرٌ، وَ لا ضَرَبَ
بندگان را دو گروه كرد پيامبرش را در بهترين گروه قرار داد، آلوده دامن و بدكاره را در تبارش
فيهِ فاجِرٌ.
سـهمى نبـود .
 
اَلا وَ اِنَّ اللّهَ سُبْحانَهُ قَدْ جَعَلَ لِلْخَيْرِ اَهْلاً، وَ لِلْحَقِّ دَعائِمَ،
بدانيد خداوند سبحان براى خير اهلى، و براى حق اركانى،
وَ لِلطّاعَةِ عِصَماً، وَ اِنَّ لَكُمْ عِنْدَ كُلِّ طاعَة عَوْناً مِنَ اللّهِ، يَقُولُ عَلَى
و براى طاعت محافظانى قرار داده، و براى شما نزد هر طاعت مددكارى از جانب خداست، كه بر زبانها
الاَْلْسِنَةِ، وَ يُثَبِّتُ الاَْفْئِدَةَ، فيهِ كِفاءٌ لِمُكْتَف،
القاء نموده، و دلها را ثابت و برقرار مى كند، در آن مددكارى كفايت است براى كفايت خواه،
وَ شِـفاءٌ لِمُشْتَف .
و شفاست براى جوينده درمان.
وَاعْلَمُوا اَنَّ عِبادَاللّهِ الْمُسْتَحْفَظينَ عِلْمَهُ يَصُونُونَ مَصُونَهُ،
بدانيد آن بندگان خدا كه حفظ علم حق به آنان سپرده شده آنچه را كه بايد حفظ كنند حفظ مى كنند،
وَ يُفَجِّرُونَ عُيُونَهُ، يَتَواصَلُونَ بِالْوِلايَةِ، وَ يَتَلاقَوْنَ بِالْمَحَبَّةِ،
و چشمه هاى آن علم را مى گشايند، با هم پيوند ولايت دارند، و يكديگر را عاشقانه ملاقات مى نمايند،
وَ يَتَساقَوْنَ بِكَأْس رَوِيَّة، وَ يَصْدُرُونَ بِرِيَّة، لاتَشُوبُهُمُ الرّيبَةُ،
از جام سيراب كننده حكمت به هم مى نوشانند، و سيراب شده بازمى گردند، در آنها تهمت و بدگمانى راه نمى يابد،
وَ لا تُسْرِعُ فيهِمُ الْغيبَةُ. عَلى ذلِكَ عَقَدَ خَلْقَهُمْ وَ اَخْلاقَهُمْ،
و غيبت و بدگويى نزد اينان نمى شتابد. خداوند خلقتشان و اخلاقشان را بر اين اوصاف بسته است،
فَعَلَيْهِ يَتَحابُّونَ، وَ بِهِ يَتَواصَلُونَ. فَكانُوا كَتَفاضُلِ
بر اين حال با يكديگر دوستى نموده و به هم پيوند دارند. اينان نسبت به ساير مردم همچون دانه هاى برگزيده
الْبَذْرِ يُنْتَقى، فَيُؤْخَذُ مِنْهُ وَ يُلْقى، قَدْ مَيَّزَهُ التَّخْليصُ،
بذر اند كه آن را تميز كنند، و خالص و پاكش را گرفته در زمين مى پاشند، پاكسازى خداوند آنان را متمايز،
وَ هَذَّبَهُ التَّمْحيصُ. فَلْيَقْبَلِ امْرُؤٌ كَرامَةً بِقَبُولِها،
و آزمايش و امتحان آنان را پاك نموده است. مرد بايد كرامت و شرافت را با پذيرش اين اوصاف بپذيرد،

468
 
469
باب
شماره شماره صفحه نمايش معني بزرگنمايي   جستجو | راهنما