فارسی
  جستجو پيشرفته جستجو متن نهج البلاغه فهرست نهج البلاغه
فهرست نهج البلاغه < نهج البلاغه < صفحه اصلي    
 
بازگشت متن نهج البلاغه همراه با ترجمه استاد حسين انصاريان www.erfan.ir
ابتدا    صفحه قبلي صفحه بعدي    انتها
لايَجْرى، وَ قائِم لايَسْرى، تُكَرْكِرُهُ الرِّياحُ الْعَواصِفُ،
بى جريان است، و ايستاده و بى حركت مى باشد، كه بادهاى سخت آن را زير و رو و اين سو و آن سو مى كند،
وَ تَمْخُضُهُ الْغَمامُ الذَّوارِفُ، «اِنَّ فى ذلِكَ لَعِبْرَةً لِمَنْ يَخْشى».
و ابرهاى پر باران آن را به جنبش مى آورد، «همانا در اين آثار براى اهل خشيت عبرت و پند است».

203

وَ مِنْ خُطْبَة لَهُ عَلَيْهِ السَّلامُ
از خطبه هاى آن حضرت است

در تحريك ياران خود به جهاد با شاميان
اللّهُمَّ اَيُّما عَبْد مِنْ عِبادِكَ سَمِعَ مَقالَتَنَا الْعادِلَةَ غَيْرَ الْجائِرَةِ،
الهى هر يك از بندگانت كه گفتار ما را شنيد، گفتارى كه بر پايه عدل است نه ستم،
وَالْمُصْلِحَةَ غَيْرَ الْمُفْسِدَةِ فِى الدّينِ وَ الدُّنْيا، فَاَبى بَعْدَ سَمْعِهِ لَها
و بر اساس اصلاح است نه فساد در دين و دنيا، اما پس از شنيدنش سر برتافت، و اين سر بر تافتن
اِلاَّ النُّكُوصَ عَنْ نُصْرَتِكَ، وَ الاِْبْطاءَ عَنْ اِعْزازِ دينِكَ، فَاِنّا
جز روى گرداندن از يارى تو، و سستى در پشتيبانى از دين تو نيست، پس ما
نَسْتَشْهِدُكَ عَلَيْهِ يا اَكْبَرَ الشّاهِدينَ شَهادَةً، وَ نَسْتَشْهِدُ عَلَيْهِ جَميعَ
اى بزرگترين شاهدان در شهادت، تو را و جميع آنان را كه در آسمانها و زمينت ساكن كرده اى
ما اَسْكَنْتَهُ اَرْضَكَ وَ سَمواتِكَ، ثُمَّ اَنْتَ بَعْدُ الْمُغْنى عَنْ نَصْرِهِ،
بر عليه او به شهادت مى طلبيم، و تو پس از او از يارى او بى نياز كننده،
وَالاْخِـذُ لَهُ بِذَنْبِـهِ.
و او را به گناهانش كيفر دهنده اى.
 

204

وَ مِنْ خُطْبَة لَهُ عَلَيْهِ السَّلامُ
از خطبه هاى آن حضرت است

در تمجيد خداوند
الْحَمْدُ لِلّهِ الْعَلِىِّ عَنْ شَبَهِ الْمَخْلُوقينَ، الْغالِبِ لِمَقالِ
حمد خداى را كه از شباهت به آفريده ها برتر، و از توصيف واصفان
الْواصِفينَ، الظّاهِرِ بِعَجائِبِ تَدْبيرِهِ لِلنّاظِرينَ، وَ الْباطِنِ بِجَلالِ
فراتر است، به شگفتى هاى تدبيرش براى بينندگان آشكار، و به بزرگى عزّتش از
عِزَّتِهِ عَنْ فِكْرِ الْمُتَوَهِّمينَ. الْعالِمِ بِلاَ اكْتِساب وَ لاَ ازْدياد وَ لا عِلْم
انديشه انديشمندان پنهان است. بدون اينكه علمش كسبى باشد، يا بر آن اضافه شود، يا از كسى
مُسْتَفاد، الْمُقَدِّرِ لِجَميع  ِ الاُْمُورِ بِلا رَوِيَّة وَ لا ضَمير، الَّذى
فرا بگيرد عالم است، و منهاى انديشه و خاطرْ تقديركننده تمام امور است. خدايى كه
لا تَغْشاهُ الظُّلَمُ، وَ لايَسْتَضىءُ بِالاَْنْوارِ، وَ لايَرْهَقُهُ لَيْلٌ،
تاريكى ها او را نمى پوشاند، و از روشناييها نور نمى گيرد، شب او را درنمى يابد،
وَ لا يَجْرى عَلَيْهِ نَهارٌ، لَيْسَ اِدْراكُهُ بِالاَْبْصارِ، وَ لاعِلْمُهُ بِالاِْخْبارِ.
و روز بر حضرتش جريان ندارد، ادراكش به چشم، و علمش به خبرگيرى نيست.

466
 
467
باب
شماره شماره صفحه نمايش معني بزرگنمايي   جستجو | راهنما