فارسی
  جستجو پيشرفته جستجو متن نهج البلاغه فهرست نهج البلاغه
فهرست نهج البلاغه < نهج البلاغه < صفحه اصلي    
 
بازگشت متن نهج البلاغه همراه با ترجمه استاد حسين انصاريان www.erfan.ir
ابتدا    صفحه قبلي صفحه بعدي    انتها
وَ ما خَرَجَ مِنْ اَجْلِهِ. وَ لَيْسَ كُلُّ اَصْحابِ رَسُولِ اللّهِ صَلَّى اللّهُ
صادر شده آن را توجيه مى كرد. همه ياران پيامبر صلّى اللّه
عَلَيْهِ وَ آلِهِ وَ سَلَّمَ مَنْ كانَ يَسْاَلُهُ وَ يَسْتَفْهِمُهُ، حَتّى اَنْ كانُوا لَيُحِبُّونَ
عليه وآله اين طور نبودند كه از حضرت بپرسند و معنايش را بخواهند، تا جايى كه عده اى دوست داشتند
اَنْ يَجىءَ الاَْعْرابِىُّ اَوِالطّارِىءُ فَيَسْاَلَهُ عَلَيْهِ السَّلامُ حَتّى يَسْمَعُوا.
عربى بيابانى يا تازهواردى از راه برسد و از حضرت سؤال كند و آنان پاسخ آن را بشنوند.
وَ كانَ لايَمُرُّ بى مِنْ ذلِكَ شَىْءٌ اِلاّ سَاَلْتُهُ عَنْهُ وَ حَفِظْتُهُ.
اما بر خاطر من چيزى از اين امور نگذشت جز اينكه از حضرت پرسيدم و آن را حفظ كردم.
فَهذِهِ وُجُوهُ ما عَلَيْهِ النّاسُ فِى اخْتِلافِهِمْ وَ عِلَلِهِمْ فى رِواياتِهِمْ.
به هر صورت اين است علل اختلاف مردم در احاديث، و وجوه پراكندگى آنان در روايات.

202

وَ مِنْ خُطْبَة لَهُ عَلَيْهِ السَّلامُ
از خطبه هاى آن حضرت است

در قدرت خداوند و خلقت زمين
وَ كانَ مِنِ اقْتِدارِ جَبَرُوتِهِ، وَ بَدِيع  ِ لَطائِفِ صَنْعَتِهِ، اَنْ جَعَلَ مِنْ
از آثار اقتدار عظمتش، و شگفتى لطائف آفرينشش، اينكه زمين خشك را
ماءِ الْبَحْرِ الزّاخِرِ المُتَراكِمِ الْمُتَقاصِفِ يَبَساً جامِداً، ثُمَّ فَطَرَ مِنْهُ
از آب درياى عميق و متراكم كه امواج درهم شكننده است به وجود آورد، سپس از آن آب
اَطْباقاً، فَفَتَقَها سَبْعَ سَموات بَعْدَ ارْتِتاقِها، فَاسْتَمْسَكَتْ
طبقاتى آفريد، آن گاه هفت آسمان را بعد از آنكه به هم پيوسته بود از آن باز كرد، آسمانها به فرمان او خود را
 
بِاَمْرِهِ، وَ قامَتْ عَلى حَدِّهِ. وَ اَرْسى اَرْضاً يَحْمِلُهَا الاَْخْضَرُ
نگاه داشتند و براندازه اى كه براى آنها مقرر فرموده بود برپا شدند، و زمينى را كه آب روان سبزرنگ
الْمُثْعَنْجِرُ، وَالْقَمْقامُ الْمُسَخَّرُ، قَدْ ذَلَّ لاَِمْرِهِ،
آن را حمل مى كند و درياى مسخّر شده آن را برمى دارد استوار و پابرجا نمود، دريايى كه در برابر امرش خاكسار
وَ اَذْعَنَ لِهَيْبَتِهِ، وَ وَقَفَ الْجارى مِنْهُ لِخَشْيَتِهِ. وَ جَبَلَ جَلاميدَها
و در مقابل هيبتش تسليم، و جريانش از خشيت او متوقف است. تخته سنگهاى عظيم،
وَ نُشُوزَ مُتُونِها وَ اَطْوادِها، فَاَرْساها فى مَراسيها، وَ اَلْزَمَها
و تپه هاى بلند و كوههاى زمين را آفريد، و آنها را در جاى خود ثابت نمود، و در قرارگاهشان
قَرارَتَها، فَمَضَتْ رُؤُوسُها فِى الْهَواءِ، وَ رَسَتْ اُصُولُها فِى الْماءِ.
مستقر كرد. قلّه كوهها در فضا بالا رفت، و ريشه آنها در آب قرار گرفت.
فَاَنْهَدَ جِبالَها عَنْ سُهُولِها، وَ اَساخَ قَواعِدَها فى مُتُونِ اَقْطارِها
كوهها را از زمينهاى هموار برافراشت، و پايه هاى آن را در پشت اطراف زمين و مراكزى
وَ مَواضِع  ِ اَنْصابِها، فَاَشْهَقَ قِلالَها، وَ اَطالَ اَنْشازَها، وَ جَعَلَها
كه برقرارند فرو برد، قله ها را بالا برد، و بلنديهاى آن را طولانى نمود، و كوهها را
لِلاَْرْضِ عِماداً، وَ اَرَّزَها فيها اَوْتاداً، فَسَكَنَتْ عَلى حَرَكَتِها مِنْ اَنْ
ستون زمين ساخت، و چون ميخ هايى بر آن كوبيد، پس زمين متحرك ساكن شد از اينكه ساكنانش
تَميدَ بِاَهْلِها، اَوْ تَسيخَ بِحِمْلِها، اَوْ تَزُولَ عَنْ مَواضِعِها. فَسُبْحانَ
را به اضطراب اندازد، يا بار گرانش را در خود فرو برد، يا از جاى خود منحرف شود. منزه است
مَنْ اَمْسَكَها بَعْدَ مَوَجانِ مِياهِها، وَ اَجْمَدَها بَعْدَ رُطُوبَةِ اَكْنافِها،
خداوندى كه زمين را پس از موج زدن آبهايش نگاه داشت، و آن را پس از رطوبت اطرافش خشك نمود،
فَجَعَلَها لِخَلْقِهِ مِهاداً، وَ بَسَطَها لَهُمْ فِراشاً، فَوْقَ بَحْر لُجِّىٍّ راكِد
و آن را براى خلق خود بستر آرام، و فرش گسترده قرار داد، آن هم روى درياى عميق ساكنى كه

464
 
465
باب
شماره شماره صفحه نمايش معني بزرگنمايي   جستجو | راهنما