فارسی
  جستجو پيشرفته جستجو متن نهج البلاغه فهرست نهج البلاغه
فهرست نهج البلاغه < نهج البلاغه < صفحه اصلي    
 
بازگشت متن نهج البلاغه همراه با ترجمه استاد حسين انصاريان www.erfan.ir
ابتدا    صفحه قبلي صفحه بعدي    انتها

192

وَ مِنْ كَلام لَهُ عَلَيْهِ السَّلامُ
از سخنان آن حضرت است

در پايدارى در راه حق
اَيُّهَا النّاسُ، لاتَسْتَوْحِشُوا فى طَريقِ الْهُدى لِقِلَّةِ اَهْلِهِ،
اى مردم، در راه هدايت از كمى اهل آن وحشت نكنيد،
فَاِنَّ النّاسَ قَدِاجْتَمَعُوا عَلى مائِدَة شِبَعُها قَصيرٌ، وَ جُوعُها طَويلٌ.
كه مردم بر سر سفره اى گرد آمده اند كه زمان سيرى آن اندك، و مدّت گرسنگى آن طولانى است.
اَيُّهَا النّاسُ، اِنَّما يَجْمَعُ النّاسَ الرِّضا وَالسُّخْطُ. وَ اِنَّما
اى مردم، جز اين نيست كه خشنودى و خشم است كه مردم را بر محورى جمع مى كند. غير اين نبود
عَقَرَ ناقَةَ ثَمُودَ رَجُلٌ واحِدٌ فَعَمَّهُمُ اللّهُ بِالْعَذابِ لَمّا عَمُّوهُ بِالرِّضا،
كه ناقه ثمود را يك نفر پى كرد، امّا عذاب خداوند همه را گرفت چون همگان به آن برنامه رضايت دادند،
فَقالَ سُبْحانَهُ: «فَعَقَرُوها فَاَصْبَحُوا نادِمينَ». فَما كانَ اِلاّ اَنْ خارَتْ
خداوند سبحان فرمود: «همه آن را پى كردند، پس همه پشيمان شدند». آن گاه سرزمين
اَرْضُهُمْ بِالْخَسْفَةِ خُوارَ السِّكَّةِ الْمُحْماةِ فِى الاَْرْضِ الْخَوّارَةِ.
آنان بر اثر فرورفتن صدا كرد مانند صداى فرورفتن آهن داغ در زمين نرم و هموار.
اَيُّهَا النّاسُ، مَنْ سَلَكَ الطَّريقَ الْواضِحَ وَرَدَ الْماءَ، وَ مَنْ خالَفَ
اى مردم، هر كه راه راست و روشن را بپيمايد به آب رسد، و هر كه بيراهه رود
وَقَـعَ فِـى التّيـهِ .
در بيابان به سرگردانى افتد.
 

193

وَ مِنْ كَلام لَهُ عَلَيْهِ السَّلامُ
از سخنان آن حضرت است
رُوِىَ عَنْهُ اَنَّهُ قالَهُ عِندَ دَفنِ سَيّدةِ النِّساءِ فاطمةَ عَلَيهَا السّلام كَالْمُناجى بِهِ
اين سخن را به هنگام دفن سرور زنان جهان حضرت فاطمه عليهاسلام گفت
رَسُولَ اللّهِ صَلّى اللّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ عِنْدَ قَبْـرِهِ.
گويى با پيامبر صلّى اللّه عليه وآله بر سر قبرش درد دل مى كرد
السَّلامُ عَلَيْكَ يا رَسُولَ اللّهِ عَنّى وَ عَنِ ابْنَتِكَ النّازِلَةِ فى
اى رسول خدا، از من و دخترت بر تو سلام باد كه در جوار
جِوارِكَ، وَالسَّريعَةِ اللَّحاقِ بِكَ. قَلَّ يا رَسُولَ اللّهِ عَنْ صَفِيَّتِكَ
تو آمد، و به سرعت به تو ملحق شد. اى رسول حق، از دورى دختر برگزيده ات شكيبايى ام
صَبْرى، وَ رَقَّ عَنْها تَجَلُّدى، اِلاّ اَنَّ لى فِى التَّاَسّى بِعَظيمِ فُرْقَتِكَ،
كم شد، و طاقتم از دست رفت، جز آنكه مرا در فراق عظيم تو،
وَ فادِح  ِ مُصيبَتِكَ مَوْضِعَ تَعَزٍّ. فَلَقَدْ وَسَّدْتُكَ فى مَلْحُودَةِ
و سنگينى مصيبتت جاى تسليت (در مصيبت فاطمه) است. زيرا من بودم كه با دست خود تو را در آغوش خاك
قَبْرِكَ، وَ فاضَتْ بَيْنَ نَحْرى وَ صَدْرى نَفْسُكَ. فَاِنّا لِلّهِ وَ اِنّا اِلَيْهِ
جاى دادم، و سرت بر سينه من بود كه روح پاكت از قفس تن پريد. ما از خداييم و به خدا
راجِعُونَ. فَلَقَدِ اسْتُرْجِعَتِ الْوَديعَةُ، وَ اُخِذَتِ الرَّهينَةُ. اَمّا حُزْنى
بازمى گرديم. راستى كه امانت بازگردانده شد، و گروگان دريافت گرديد. اما غصه من
فَسَرْمَدٌ، وَ اَمّا لَيْلى فَمُسَهَّدٌ، اِلى اَنْ يَخْتارَ اللّهُ لى دارَكَ الَّتى اَنْتَ
ابدى است، و شبم قرين بيدارى است تازمانى كه خداوند براى من جايگاهى راكه تو درآن اقامت دارى

450
 
451
باب
شماره شماره صفحه نمايش معني بزرگنمايي   جستجو | راهنما