فارسی
  جستجو پيشرفته جستجو متن نهج البلاغه فهرست نهج البلاغه
فهرست نهج البلاغه < نهج البلاغه < صفحه اصلي    
 
بازگشت متن نهج البلاغه همراه با ترجمه استاد حسين انصاريان www.erfan.ir
ابتدا    صفحه قبلي صفحه بعدي    انتها
عِقاب، وَ لا يُجِنُّهُ الْبُطُونُ عَنِ الظُّهُورِ، وَ لايَقْطَعُهُ الظُّهُورُ عَنِ
ديگرى غافل نمى كند، نهان بودنش او را از آشكاريش نمى پوشاند، و آشكار بودنش وى را از پنهانيش
الْبُطُونِ. قَرُبَ فَنَأى، وَ عَلا فَدَنا، وَ ظَهَرَ فَبَطَنَ،
قطع نمى نمايد. در عين نزديكى دور است، و در عين بلندى نزديك، و در عين آشكار بودن نهان،
وَ بَطَنَ فَعَلَنَ. وَ دانَ وَ لَمْ يُدَنْ. لَمْ يَذْرَأِ الْخَلْقَ بِاحْتِيال،
و در عين نهان بودن آشكار. جزا دهد و جزا داده نشود. از روى انديشه و فكر كردن موجودات را نيافريد،
وَ لاَ اسْتَعـانَ بِهِـمْ لِكَـلال.
و به خاطر رنج و خستگى از آنان يارى نجست.
اُوصيكُمْ عِبادَ اللّهِ بِتَقْوَى اللّهِ، فَاِنَّها الزِّمامُ وَ الْقِوامُ.
اى بندگان خدا، شما را به تقواى الهى سفارش مى كنم، زيرا تقوا زمام است و قوام حيات،
فَتَمَسَّكُوا بِوَثائِقِها، وَاعْتَصِمُوا بِحَقائِقِها، تَؤُلْ بِكُمْ اِلى اَكْنانِ
به ريشه هاى محكم آن تمسك جوييد، و به حقايق آن چنگ زنيد، تا شما را به مكانهاى
الدَّعَةِ، وَ اَوْطانِ السَّعَةِ، وَ مَعاقِلِ الْحِرْزِ، وَ مَنازِلِ الْعِزِّ، فى يَوْم
راحت، و محل هاى وسيع، و حصارهاى محفوظ، و منازل عزّت برساند، آن هم در روزى كه
تَشْخَصُ فيهِ الاَْبْصارُ، وَ تُظْلِمُ لَهُ الاَْقْطارُ، وَ تُعَطَّلُ فيهِ
چشمها در آن خيره مى شود، و همه جا در برابرش به تاريكى فرو مى رود، و گله هاى شترهاى آبستن
صُرُومُ الْعِشارِ، وَ يُنْفَخُ فِى الصُّورِ، فَتَزْهَقُ كُلُّ مُهْجَة،
(كه اموال پربهايند) بى صاحب مى ماند، و در صور دميده مى شود، آن وقت هر روحى از بدن درآيد،
وَ تَبْكَمُ كُلُّ لَهْجَة، وَ تَذِلُّ الشُّمُّ الشَّوامِخُ، وَالصُّمُّ الرَّواسِخُ،
و هر زبانى لال شود، و كوههاى بلند و صخره هاى پابرجا درهم ريزند،
فَيَصيرُ صَلْدُها سَراباً رَقْرَقاً، وَ مَعْهَدُها قاعاً سَمْلَقاً،
و جاى آنها را سراب موّاج و درخشان گيرد، آثار و بناها چون زمينى نرم و هموار شود،
 
فَلا شَفيعٌ يَشْفَعُ، وَلا حَميمٌ يَدْفَعُ، وَ لامَعْذِرَةٌ تَنْفَعُ.
آن روز نه شفيعى است كه شفاعت نمايد، و نه خويشى كه دفع رنج كند، و نه عذر و بهانه اى كه سود بخشد.

187

وَ مِنْ خُطْبَة لَهُ عَلَيْهِ السَّلامُ
از خطبه هاى آن حضرت است

درباره بعثت پيامبر و گريز از دنيا
بَعَثَهُ حينَ لا عَلَمٌ قائِمٌ، وَ لا مَنارٌ ساطِعٌ، وَ لا مَنْهَجٌ واضِحٌ.
پيامبر را فرستاد زمانى كه نشانه اى از دين برپا نبود، و علامت روشنى وجود نداشت، و راهى آشكار نبود.
اُوصيكُمْ عِبادَ اللّهِ بِتَقْوَى اللّهِ، وَاُحَذِّرُكُمُ الدُّنْيا، فَاِنَّها دارُ
بندگان خدا، شما را به تقواى الهى سفارش مى كنم، و از دنيا مى ترسانم، كه سراى
شُخُوص، وَ مَحَلَّةُ تَنْغيص. ساكِنُها ظاعِنٌ، وَ قاطِنُها بائِنٌ. تَميدُ
كوچ و محلّ سختى و رنج است. ساكنش مسافر، و مقيمش جداشونده از آن است. اهلش را
بِاَهْلِها مَيَدانَ السَّفينَةِ تَقْصِفُهَا الْعَواصِفُ فى لُجَجِ الْبِحارِ، فَمِنْهُمُ
به حركت مى آورد چنانكه طوفان سخت كشتى را در ميان امواج درياها به حركت مى اندازد، گروهى
الْغَرِقُ الْوَبِقُ، وَ مِنْهُمُ النّاجى عَلى بُطُونِ الاَْمْواجِ تَحْفِزُهُ الرِّياحُ
غرق شده هلاك مى شوند، وگروهى دردل امواج در مرز نجاتند، دامن بادها آنان را به اين سو و آن سو
بِاَذْيالِها، وَ تَحْمِلُهُ عَلى اَهْوالِها. فَما غَرِقَ مِنْها فَلَيْسَ بِمُسْتَدْرَك،
مى برند، و بر مركب ترس و هول مى رانند. آن كه غرق شد بازيافتنش ناممكن،
وَ ما نَجا مِنْها فَاِلى مَهْلَك.
و آن كه نجـات يافت مسافر مـرگ است .

436
 
437
باب
شماره شماره صفحه نمايش معني بزرگنمايي   جستجو | راهنما