فارسی
  جستجو پيشرفته جستجو متن نهج البلاغه فهرست نهج البلاغه
فهرست نهج البلاغه < نهج البلاغه < صفحه اصلي    
 
بازگشت متن نهج البلاغه همراه با ترجمه استاد حسين انصاريان www.erfan.ir
ابتدا    صفحه قبلي صفحه بعدي    انتها
وَ الْمُعْتامُ لِشَرْح ِ حَقائِقِهِ، وَ الْمُخْتَصُّ بِعَقائِلِ كَراماتِهِ،
كه براى بيان احكام انتخاب شده، و به كرامتهاى گرانبهاى الهى اختصاص يافته،
وَالْمُصْطَفى لِكَرائِمِ رِسالاتِهِ، وَ الْمُوَضَّحَةُ بِهِ اَشْراطُ الْهُدى،
و جهت ابلاغ رسالت هاى باارزشش برگزيده شده، و به سبب او نشانه هاى هدايت روشن،
وَ الْمَجْلُوُّ بِهِ غِرْبيبُ الْعَمى.
و سياهى كوردلى و ضلالت زدوده گشته است.
اَيُّهَا النّاسُ، اِنَّ الدُّنْيا تَغُرُّ الْمُؤَمِّلَ لَها وَ الْمُخْلِدَ اِلَيْها، وَلا تَنْفَسُ
اى مردم، دنيا كسى را كه به او آرزو و دلبستگى دارد مى فريبد، و بر جان كسى كه
بِمَنْ نافَسَ فيها، وَ تَغْلِبُ مَنْ غَلَبَ عَلَيْها. وَ ايْمُ اللّهِ ما كانَ قَوْمٌ قَطُّ
به او رغبت كند بخل نمىورزد، و بر هر كه آن را به دست آورد چيره شود. سوگند به خدا ملّتى
فى غَضِّ نِعْمَة مِنْ عَيْش فَزالَ عَنْهُمْ اِلاّ بِذُنُوب اجْتَرَحُوها،
خرمى نعمت و عيش زندگى را از دست ندادند مگر به خاطر گناهانى كه مرتكب شدند،
لاَِنَّ اللّهَ لَيْسَ بِظَلاّم لِلْعَبيدِ. وَ لَوْ اَنَّ النّاسَ حينَ تَنْزِلُ بِهِمُ النِّقَمُ،
زيرا خداوند هرگز ستمكار به بندگان نيست. و اگر مردم به وقتى كه بلاها بر آنان فرود آيد،
وَ تَزُولُ عَنْهُمُ النِّعَمُ فَزِعُوا اِلى رَبِّهِمْ بِصِدْق مِنْ نِيّاتِهِمْ، وَ وَلَه مِنْ
و نعمتها از دستشان برود، با نيّت هاى صادقانه و دلهاى مشتاق به پروردگار
قُلُوبِهِمْ، لَرَدَّ عَلَيْهِمْ كُلَّ شارِد، وَ اَصْلَحَ لَهُمْ كُلَّ فاسِد.
پناه ببرند آنچه را از دستشان رفته به آنان بازمى گرداند، و هر فسادى را برايشان اصلاح مى كند.
وَ اِنّى لاََخْشى عَلَيْكُمْ اَنْ تَكُونُوا فى فَتْرَة، وَ قَدْ كانَتْ اُمُورٌ مَضَتْ
من بر شما از اينكه در غرور و جهل قرار بگيريد مى ترسم، كارهايى گذشت
مِلْتُمْ فيها مَيْلَةً كُنْتُمْ فيها عِنْدى غَيْرَ مَحْمُودينَ، وَ لَئِنْ رُدَّ عَلَيْكُمْ
كه شما نسبت به آن رغبت كرديد و بدين سبب نزد من پسنديده نبوديد، و اگر روش نيكى كه داشتيد
 
اَمْرُكُمْ اِنَّكُمْ لَسُعَداءُ. وَ ما عَلَىَّ اِلاَّ الْجُهْدُ، وَ لَوْ اَشاءُ
به شما برگردد از نيك بختان خواهيد شد، من تكليفى ندارم جز اينكه بكوشم، اگر مى خواستم (معايب گذشتگان
اَنْ اَقُولَ لَقُلْتُ. عَفَا اللّهُ عَمّا سَلَفَ.
را) بگويم مى گفتم. خداوند بگذرد از آنچه گذشت.

178

وَ مِنْ كَلام لَهُ عَلَيْهِ السَّلامُ
از سخنان آن حضرت است
] وَ قَدْ سَاَلَهُ ذِعْلِبٌ الْيَمانِىُّ، فَقالَ: «هَلْ راَيْتَ رَبَّكَ يا اَميرَ الْمُؤْمِنينَ؟» فَقالَ
وقتى ذِعْلِب يَمانى از حضرت پرسيد: يا اميرالمؤمنين، آيا پروردگارت را ديده اى؟
عَلَيْهِ السَّلامُ: «اَفَاَعْبُدُ ما لا اَرى؟» فَقالَ: وَ كَيْفَ تَراهُ؟ فَقالَ عَلَيْهِ السّلامُ:[
فرمود: آيا چيزى را كه نمى بينم مى پرستم؟! ذعلب گفت: چگونه او را ديده اى؟ حضرت فرمود:
لاتُدْرِكُهُ الْعُيُونُ بِمُشاهَدَةِ الْعِيانِ، وَلكِنْ تُدْرِكُهُ الْقُلُوبُ
ديده ها او را آشكار نبينند، اما دلها به حقيقت هاى ايمان
بِحَقائِقِ الاْيمانِ. قَريبٌ مِنَ الاَْشْياءِ غَيْرَ مُلامِس، بَعيدٌ مِنْها غَيْرَ
او را درك كنند. به اشياء نزديك است بدون مماس بودن با آنها، و دور است از اشياء بدون جدايى
مُبايِن، مُتَكَلِّمٌ لا بِرَوِيَّة، مُريدٌ لا بِهِمَّة، صانِعٌ لا بِجارِحَة، لَطيفٌ
از آنان، گوياست نه با انديشه، اراده كننده است نه با تصميم، سازنده است نه با عضو، لطيف است
لا يُوصَفُ بِالْخَفاءِ، كَبيرٌ لايُوصَفُ بِالْجَفاءِ، بَصيرٌ لايُوصَفُ
ولى به پنهانى وصف نشود، بزرگ است و به خشونت و ستمكارى تعريف نگردد، بيناست ولى به داشتن
بِالْحاسَّةِ، رَحيمٌ لايُوصَفُ بِالرِّقَّةِ. تَعْنُو الْوُجُوهُ لِعَظَمَتِهِ،
چشم معرفى نگردد، مهربان است ولى به نازكدلى توصيف نمى شود. چهره ها براى عظمتش خاضعند،

406
 
407
باب
شماره شماره صفحه نمايش معني بزرگنمايي   جستجو | راهنما