فارسی
  جستجو پيشرفته جستجو متن نهج البلاغه فهرست نهج البلاغه
فهرست نهج البلاغه < نهج البلاغه < صفحه اصلي    
 
بازگشت متن نهج البلاغه همراه با ترجمه استاد حسين انصاريان www.erfan.ir
ابتدا    صفحه قبلي صفحه بعدي    انتها
ما صَنَعَ فى اَمْرِ عُثْمانَ واحِدَةً مِنْ ثَلاث:
در امر عثمان بايد يكى از سه كار را انجام مى داد كه نداد:
لَئِنْ كانَ ابْنُ عَفّانَ ظالِماً ـ كَما كانَ يَزْعُمُ ـ لَقَدْ كانَ يَنْبَغى لَهُ
اگر پسر عَفّان چنانكه او مى پنداشت ستمگر بود مى بايد
اَنْ يُوازِرَ قاتِليهِ وَ اَنْ يُنابِذَ ناصِريهِ. وَ لَئِنْ كانَ مَظْلُوماً لَقَدْ كانَ
قاتلان او را يارى مى داد، و يارانش را مى راند. و اگر مظلوم بود مى بايست
يَنْبَغى لَهُ اَنْ يَكُونَ مِنَ الْمُنَهْنِهينَ عَنْهُ، وَالْمُعَذِّرينَ فيهِ. وَ لَئِنْ كانَ
از كشته شدنش مانع مى شد، و نسبت به كارهايش عذر موجه اقامه مى كرد. و چنانچه
فى شَكٍّ مِنَ الْخَصْلَتَيْنِ لَقَدْ كانَ يَنْبَغى لَهُ اَنْ يَعْتَزِلَهُ وَ يَرْكُدَ جانِباً
در ظالم بودن يا مظلوم بودنش ترديد داشت مى بايست از او كناره گرفته به گوشه اى مى خزيد
وَ يَدَعَ النّاسَ مَعَهُ. فَما فَعَلَ واحِدَةً مِنَ الثَّلاثِ، وَ جاءَ بِاَمْر
و مردم را به او وامى گذارْد. ولى او هيچ يك از اين سه كار را نكرد، و دست به كارى زد
لَمْ يُعْـرَفْ بابُـهُ، وَ لَـمْ تَسْلَـمْ مَعاذيـرُهُ  .
كه راهش شناخته نيست، و عذرهايى كه نسبت به آن اقامه مى كند ناسالم است.

174

وَ مِنْ خُطْبَة لَهُ عَلَيْهِ السَّلامُ
از خطبه هاى آن حضرت است

در پند و اندرز، و بيان نزديكى خود به پيامبر
اَيُّهَا الْغافِلُونَ غَيْرُ الْمَغْفُولِ عَنْهُمْ، وَالتّارِكُونَ الْمَأْخُوذُ مِنْهُمْ،
اى بى خبرانى كه از شما بى خبر نيستند، و اى تاركان عهد حق كه از شما به طاعت عهد گرفته شده،
 
ما لى اَراكُمْ عَنِ اللّهِ ذاهِبينَ، وَ اِلى غَيْرِهِ راغِبينَ؟! كَاَنَّكُمْ نَعَمٌ اَراحَ
چه شده كه شما را رويگردان از خدا، و روى آورده به غير او مى بينم؟! به چهارپايانى مى مانيد كه
بِها سائِمٌ اِلى مَرْعًى وَبِىٍّ، وَ مَشْرَب دَوِىٍّ. اِنَّما هِىَ كَالْمَعْلُوفَةِ
چوپان آنها را به چراگاه وباخيز، وآبشخور دردانگيز برده. علف چرانى هستيدكه براى بردن به قصابخانه
لِلْمُدى، لاتَعْرِفُ ماذا يُرادُ بِها اِذا اُحْسِنَ اِلَيْها،
علفش مى دهند، زمانى كه با او خوبى مى كنند نمى داند از اين خوبى كردن به او چه هدفى دارند،
تَحْسِبُ يَوْمَها دَهْرَها، وَ شِبَعَها اَمْرَها. وَ اللّهِ لَوْ شِئْتُ اَنْ اُخْبِرَ كُلَّ
روزش را روزگار، و سيرشدنش را زندگى مى پندارد. به خدا قسم اگر بخواهم هر كدام از شما را
رَجُل مِنْكُمْ بِمَخْرَجِهِ وَ مَوْلِجِهِ وَ جَميع  ِ شَأْنِهِ لَفَعَلْتُ، وَلكِنْ
خبر دهم كه از كجا آمده و به كجا مى رود و تمام امورش چه خواهد شد خبر مى دهم، ولى
اَخافُ اَنْ تَكْفُرُوا فِىَّ بِرَسُولِ اللّهِ صَلَّى اللّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ.
مى ترسم درباره ام دچار غلوّ شويد و مرا بر رسول خدا صلّى اللّه عليه وآله تفضيل داده در نتيجه كافر گرديد.
اَلا وَ اِنّى مُفْضيهِ اِلَى الْخاصَّةِ مِمَّنْ يُؤْمَنُ ذلِكَ مِنْهُ.
اما بدانيد من به خاصّان از ياران خود كه از خطر كفر و غلوّ در امانند اين مطالب را خواهم رساند.
وَ الَّذى بَعَثَهُ بِالْحَقِّ، وَاصْطَفاهُ عَلَى الْخَلْقِ، ما اَنْطِقُ اِلاّ صادِقاً،
به خدايى كه پيامبر را به حق برانگيخت و او را بر خلايق برترى داد، جز به راستى سخن نمى گويم،
وَ لَقَدْ عَهِدَ اِلَىَّ بِذلِكَ كُلِّهِ، وَ بِمَهْلِكِ مَنْ يَهْلِكُ، وَ مَنْجى مَنْ يَنْجُو،
رسول خدا مرا به همه اين امور خبر داد، از هلاك هلاك شونده، و نجات نجات يافته،
وَ مَآلِ هذَا الاَْمْرِ. وَ ما اَبْقى شَيْئاً يَمُرُّ عَلى رَأْسى اِلاّ اَفْرَغَهُ فى
و عاقبت امر حكومت. هيچ حادثه اى بر من نمى گذرد جز اينكه پيامبر خبرش را در
اُذُنَىَّ، وَ اَفْضى بِهِ اِلَىَّ.
گوشم خواند، و مرا به آن آگاه ساخت.

394
 
395
باب
شماره شماره صفحه نمايش معني بزرگنمايي   جستجو | راهنما