فارسی
  جستجو پيشرفته جستجو متن نهج البلاغه فهرست نهج البلاغه
فهرست نهج البلاغه < نهج البلاغه < صفحه اصلي    
 
بازگشت متن نهج البلاغه همراه با ترجمه استاد حسين انصاريان www.erfan.ir
ابتدا    صفحه قبلي صفحه بعدي    انتها
اِلاّ وَ قَدْ اَعْطانِى الطّاعَةَ، وَ سَمَحَ لى بِالْبَيْعَةِ طائِعاً غَيْرَ مُكْرَه،
مگر اينكه دست طاعت به من داده بود، و با آزادى و اختيار بيعتم را پذيرفته بود،
فَقَدِمُوا عَلى عامِلى بِها وَ خُزّانِ بَيْتِ مالِ الْمُسْلِمينَ وَ غَيْرِهِمْ مِنْ
آنان به فرماندار من و خزانه داران بيت المال مسلمين و مردم بصره هجوم
اَهْلِها، فَقَتَلُوا طائِفَةً صَبْراً، وَ طائِفَةً غَدْراً. فَوَاللّهِ لَوْ لَمْ يُصيبُوا مِنَ
بردند، گروهى را به شكنجه، و عده اى را به مكر و حيله كشتند. به خدا قسم اگر جز به يك نفر از
الْمُسْلِمينَ اِلاّ رَجُلاً واحِداً مُعْتَمِدينَ لِقَتْلِهِ بِلاجُرْم جَرَّهُ، لَحَلَّ لى
مسلمانان دست نمى يافتند و عمداً و بدون گناه او را مى كشتند، كشتن همه
قَتْلُ ذلِكَ الْجَيْشِ كُلِّهِ، اِذْ حَضَرُوهُ فَلَمْ يُنْكِرُوا، وَ لَمْ يَدْفَعُوا عَنْهُ
آنان بر من حلال بود، زيرا همه در آن قتل حاضر بودند ولى مانع نشدند و از او به زبان و دست
بِلِسان وَ لا بِيَد، دَعْ ما اَنَّهُمْ قَدْ قَتَلُوا مِنَ الْمُسْلِمينَ مِثْلَ الْعِدَّةِ الَّتى
دفاع نكردند، چه رسد به اينكه اينان برابر با عددى كه داخل بصره شدند از
دَخَلُوا بِها عَلَيْهِمْ.
مسلمانان به قتل رساندند.

172

وَ مِنْ خُطْبَة لَهُ عَلَيْهِ السَّلامُ
از خطبه هاى آن حضرت است

در اينكه چه كسى شايسته خلافت است، و سفارش به تقوا و گريز از دنيا
اَمينُ وَحْيِهِ، وَ خاتَمُ رُسُلِهِ، وَ بَشيرُ رَحْمَتِهِ، وَ نَذيرُ نِقْمَتِهِ.
رسول خدا امين وحى، و آخرين فرستادگان، و بشارت دهنده به رحمت، و بيم دهنده از عذاب او بود.
 
اَيُّهَا النّاسُ، اِنَّ اَحَقَّ النّاسِ بِهذَا الاَْمْرِ اَقْواهُمْ عَلَيْهِ، وَاَعْلَمُهُمْ
اى مردم، آن كه تواناترين مردم به حكومت، و داناترين آنان به امر خدا در كار حكومت است از همه
بِاَمْرِ اللّهِ فيهِ. فَاِنْ شَغَبَ شاغِبٌ اسْتُعْتِبَ،
به حكومت شايسته تر است. اگر در مسأله حكومت فتنه جويى به فتنه برخيزد بازگشت به حق از او خواسته مى شود
فَاِنْ اَبى قُوتِلَ. وَ لَعَمْرى لَئِنْ كانَتِ الاِْمامَةُ لاتَنْعَقِدُ حَتّى يَحْضُرَها
و اگر امتناع ورزيد كشته مى شود. به جانم سوگند، اگر جز با حضور همه مردم امامت
عامَّةُ النّاسِ فَما اِلى ذلِكَ سَبيلٌ، وَلكِنْ اَهْلُها يَحْكُمُونَ عَلى مَنْ
منعقد نگردد چنين كارى شدنى نيست، ولى آنان كه حضور دارند ثبوت حكومت را بر غائبان
غابَ عَنْها، ثُمَّ لَيْسَ لِلشّاهِدِ اَنْ يَرْجِـعَ، وَ لا لِلْغائِبِ اَنْ يَخْتارَ.
حكم مى كنند، پس فرد حاضر حق رويگردانى، و غائب حق انتخاب غير را ندارد.
اَلا وَ اِنّى اُقاتِلُ رَجُلَيْنِ: رَجُلاً ادَّعى ما لَيْسَ لَهُ، وَ آخَرَ مَنَعَ
بدانيد كه من با دو نفر مى جنگم: مردى كه چيزى را ادعا كند كه حق او نيست، و كسى كه رويگردان
الَّـــذى عَـلَـيْـهِ  .
شود از چيزى كه بر عهده اوست.
اُوصيكُمْ عِبادَ اللّهِ بِتَقْوَى اللّهِ، فَاِنَّها خَيْرُ ما تَواصَى
بندگان خدا، شما را به تقوا سفارش مى كنم، كه تقوا بهترين چيزى است كه عباد حق يكديگر را
الْعِبادُ بِهِ، وَ خَيْرُ عَواقِبِ الاُْمُورِ عِنْدَ اللّهِ. وَ قَدْ فُتِحَ بابُ الْحَرْبِ
به آن سفارش مى كردند، و از بهترين عاقبتها نزد خداست. بين شما و
بَيْنَكُمْ وَ بَيْنَ اَهْلِ الْقِبْلَةِ، وَ لايَحْمِلُ هذَا الْعَلَمَ اِلاّ اَهْلُ الْبَصَرِ
اهل قبله باب جنگ گشوده شده، و اين پرچم را به دوش نمى كشد مگر آن كه اهل بصيرت
وَ الصَّبْرِ وَ الْعِلْمِ بِمَواضِعِ الْحَقِّ. فَامْضُوا لِما تُؤْمَرُونَ بِهِ، وَ قِفُوا
و استقامت و داناى به موارد حق باشد. پس آنچه را به آن مأمور مى شويد انجام دهيد، و از آنچه

390
 
391
باب
شماره شماره صفحه نمايش معني بزرگنمايي   جستجو | راهنما