فارسی
  جستجو پيشرفته جستجو متن نهج البلاغه فهرست نهج البلاغه
فهرست نهج البلاغه < نهج البلاغه < صفحه اصلي    
 
بازگشت متن نهج البلاغه همراه با ترجمه استاد حسين انصاريان www.erfan.ir
ابتدا    صفحه قبلي صفحه بعدي    انتها
وَ اِنّى سَمِعْتُ رَسُولَ اللّهِ صَلَّى اللّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ يَقُولُ: «يُؤْتى يَوْمَ
من از رسول خدا صلّى اللّه عليه وآله شنيدم مى فرمود: «پيشواى ستمكار را به
الْقِيامَةِ بِالاِْمامِ الْجائِرِ وَ لَيْسَ مَعَهُ نَصيرٌ وَ لا عاذِرٌ، فَيُلْقى فى نارِ
عرصه گاه قيامت مى آورند در حالى كه او را نه ياورى است و نه عذرخواهى، پس او را به آتش دوزخ
جَهَنَّمَ، فَيَدُورُ فيها كَما تَدُورُ الرَّحى، ثُمَّ يَرْتَبِطُ فى قَعْرِها.» وَ اِنّى
مى اندازند و چون سنگ آسيا در آتش مى چرخد، سپس در قعر جهنّم به زنجير مى كشند». و تو را
اَنْشُدُكَ اللّهَ اَنْ لا تَكُونَ اِمامَ هذِهِ الاُْمَّةِ الْمَقْتُولَ، فَاِنَّهُ كانَ يُقالُ:
به خدا سوگند مى دهم نكند پيشواى مقتول اين امت باشى، زيرا سابقاً گفته مى شد:
«يُقْتَلُ فى هذِهِ الاُْمَّةِ اِمامٌ يَفْتَحُ عَلَيْهَا الْقَتْلَ وَالْقِتالَ اِلى يَوْمِ
«در اين امت پيشوايى كشته خواهد شد كه با كشته شدن او راه كشت و كشتار تا قيامت
الْقِيامَةِ، وَ يَلْبِسُ اُمُورَها عَلَيْها، وَ يَبُثُّ الْفِتَنَ فيها،
به روى اين امت بازمى گردد، و امور امت را بر امت مشتبه سازد، و فتنه را در ميان آنان مى گستراند،
فَلا يُبْصِرُونَ الْحَقَّ مِنَ الْباطِلِ، يَمُوجُونَ فيها مَوْجاً، وَ يَمْرُجُونَ
در آنوقت حق را از باطل تشخيص نمى دهند، و در آن فتنه موج مى زنند چه موجى، و آشوب مى نمايند
فيها مَرْجاً!» فَلاتَكُونَنَّ لِمَرْوانَ سَيِّقَةً يَسُوقُكَ حَيْثُ شاءَ، بَعْدَ
چه آشوبى!» در اين كهولت سن و پايان عمر، آلت دست مروان نباش كه
جَلالِ السِّنِّ وَ تَقَضِّى الْعُمُرِ.
تو را به هـر جـا بخواهد براند!
] فَقالَ لَهُ عُثْمانُ: «كَلِّمِ النّاسَ فى اَنْ يُؤَجِّلُونى حَتّى اَخْرُجَ اِلَيْهِمْ
عثمان در پاسخ حضرت گفت: «از مردم بخواه به من مهلت دهند تا ستمهاى رفته بر آنان
مِنْ مَظالِمِهِمْ.» فَقالَ عَلَيْهِ السَّلامُ:[ ما كانَ بِالْمَدينَةِ فَلا اَجَلَ فيهِ،
را برطرف كنم.» امام فرمود: آنچه در رابطه با مدينه است مهلت لازم ندارد،
 
وَ ما غـابَ فَاَجَلُـهُ وُصُـولُ اَمْـرِكَ اِلَيْـهِ .
و آنچه در ارتباط با خارج از مدينه است مهلتش تا وقتى است كه فرمان تو براى رفع ظلم برسد.

164

وَ مِنْ خُطْبَة لَهُ عَلَيْهِ السَّلامُ
از خطبه هاى آن حضرت است
يَذْكُرُ فيها عَجيبَ خِلْقَةِ الطّاووسِ
كه در آن از شگفتى هاى آفرينش طاووس سخن مى گويد
ابْتَدَعَهُمْ خَلْقاً عَجيباً مِنْ حَيَوان وَ مَوات، وَ ساكِن
موجوادت را آفريد آفريدنى عجيب، از جانداران و بى جان، و آرام
وَ ذى حَرَكات. فَاَقامَ مِنْ شَواهِدِ الْبَيِّناتِ عَلى لَطيفِ صَنْعَتِهِ
و متحرك. و بر لطافت صنعش و عظمت قدرتش شواهدى آشكار
وَ عَظيمِ قُدْرَتِهِ مَا انْقادَتْ لَهُ الْعُقُولُ مُعْتَرِفَةً بِهِ وَ مُسَلِّمَةً لَهُ.
اقامه كرد كه عقلها در برابر آن سر فرود آوردند در حالى كه به وجود او اعتراف نموده و تسليم فرمان او شدند.
وَ نَعَقَتْ فى اَسْماعِنا دَلائِلُهُ عَلى وَحْدانِيَّتِهِ، وَ ما ذَرَأَ مِنْ مُخْتَلِفِ
و دلايل او بر توحيدش در گوشهاى ما فرياد مى زند، و نيز آنچه از پرندگان گوناگون
صُوَرِ الاَْطْيارِ الَّتى اَسْكَنَها اَخاديدَ الاَْرْضِ وَ خُرُوقَ فِجاجِها،
به وجود آورده، پرندگانى كه آنها را در رخنه هاى زمين و شكافهاى بين دو كوه،
وَ رَواسى اَعْلامِها، مِنْ ذاتِ اَجْنِحَة مُخْتَلِفَة، وَ هَيْئات مُتَبايِنَة،
و قله كوههاى بلند جاى داده، همانها كه داراى بالهاى گوناگون، و شكل هاى مختلف،
مُصَرَّفَة فى زِمامِ التَّسْخيرِ، وَ مُرَفْرِفَة بِاَجْنِحَتِها فى مَخارِقِ الْجَوِّ
و در مهار تسخير حضرت اويند، و با بالهاى خود در شكافهاى

370
 
371
باب
شماره شماره صفحه نمايش معني بزرگنمايي   جستجو | راهنما