فارسی
  جستجو پيشرفته جستجو متن نهج البلاغه فهرست نهج البلاغه
فهرست نهج البلاغه < نهج البلاغه < صفحه اصلي    
 
بازگشت متن نهج البلاغه همراه با ترجمه استاد حسين انصاريان www.erfan.ir
ابتدا    صفحه قبلي صفحه بعدي    انتها
وَ اِرادَتِكَ؟ هَيْهاتَ! اِنَّ مَنْ يَعْجِزُ عَنْ صِفاتِ ذِى الْهَيْئَةِ وَ الاَْدَواتِ
آشنا نمود؟ هيهات! آن كه از توصيف موجودى كه دارنده شكل و اعضاء و اندام است ناتوان است
فَهُوَ عَنْ صِفاتِ خالِقِهِ اَعْجَزُ، وَ مِنْ تَناوُلِهِ بِحُدُودِ الْمَخْلُوقينَ اَبْعَدُ.
از توصيف خالقش ناتوان تر، و از درك آفريننده از طريق حدود و اندازه هاى مخلوقات دورتر است.

163

وَ مِنْ كَلام لَهُ عَلَيْهِ السَّلامُ
از سخنان آن حضرت است
] لَمَّا اجْتَمَعَ النّاسُ اِلَيْهِ وَ شَكَوْا ما نَقِمُوهُ عَلى عُثْمانَ وَ سَاَلُوهُ
به هنگامى كه نزد آن حضرت آمدند و از اعمال ناپسند عثمان شكايت كردند، و درخواست داشتند از طرف
مُخاطَبَتَهُ عَنْهُمْ وَ اسْتِعْتابَهُ لَهُمْ، فَدَخَلَ عَلَيْهِ السَّلامُ عَلى عُثْمانَ فَقالَ:[
آنان با عثمان وارد گفتگو شود و بخواهد كه رضايت مردم را جلب كند. پس امام نزد عثمان رفت و فرمود:
اِنَّ النّاسَ وَرائى وَ قَدِ اسْتَسْفَرُونى بَيْنَكَ وَ بَيْنَهُمْ، وَ وَاللّهِ
مردم به دنبال من هستند، و مرا بين خود و تو واسطه قرار داده اند، به خدا قسم
ما اَدْرى ما اَقُولُ لَكَ؟ مَا اَعْرِفُ شَيْئاً تَجْهَلُهُ، وَ لا اَدُلُّكَ عَلى اَمْر
نمى دانم با تو چه بگويم؟ چيزى را نمى دانم كه تو از آن بى خبر باشى، و به چيزى كه ندانى تو را
لا تَعْرِفُهُ، اِنَّكَ لَتَعْلَمُ ما نَعْلَمُ، ما سَبَقْناكَ اِلى شَىْء فَنُخْبِرَكَ عَنْهُ،
دلالت نمى كنم، تو مى دانى آنچه را ما مى دانيم، به چيزى سبقت نگرفته ايم كه تو را به آن آگاهى دهيم،
وَ لا خَلَوْنا بِشَىْء فَنُبَلِّغَكَهُ، وَ قَدْ رَاَيْتَ كَما رَاَيْنا، وَ سَمِعْتَ كَما
در پنهان به كارى نپرداخته ايم كه آن را به تو برسانيم، آنچه ما ديده ايم تو هم ديده اى، و آنچه ما شنيده ايم
سَمِعْنا، وَ صَحِبْتَ رَسُولَ اللّهِ صَلَّى اللّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ كَما صَحِبْنا.
تو هم شنيده اى، و با رسول خدا صلّى اللّه عليه وآله مصاحبت داشتى چنانكه ما مصاحبت داشتيم.
 
وَ مَا ابْنُ اَبى قُحافَةَ وَ لاَ ابْنُ الْخَطّابِ بِاَوْلى بِعَمَلِ الْحَقِّ مِنْكَ،
پسر ابوقحافه و پسر خطّاب از تو به عمل به حق سزاوارتر نبودند،
وَ اَنْتَ اَقْرَبُ اِلى رَسُولِ اللّهِ صَلَّى اللّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ وَ سَلَّمَ وَشيجَةَ
تو به رسول خدا صلّى اللّه عليه وآله از نظر خويشاوندى از آن دو
رَحِم مِنْهُما، وَ قَدْ نِلْتَ مِنْ صِهْرِهِ ما لَمْ يَنالا.
نزديك ترى، و از دامادى او به جايى رسيدى كه آن دو نفر نرسيدند.(1)
فَاللّهَ اللّهَ فى نَفْسِكَ، فَاِنَّكَ وَ اللّهِ ما تُبَصَّرُ مِنْ عَمًى، وَ لا تُعَلَّمُ
پس خدا را خدا را در حفظ جانت، كه سوگند به خدا كور نيستى تا بينايت كنند، و جاهل نيستى تا
مِنْ جَهْل، وَ اِنَّ الطُّرُقَ لَواضِحَةٌ، وَ اِنَّ اَعْلامَ الدّينِ لَقائِمَةٌ. فَاعْلَمْ
دانايت نمايند، راهها آشكار است، و نشانه هاى دين برپاست. آگاه باش
اَنَّ اَفْضَلَ عِبادِ اللّهِ عِنْدَ اللّهِ اِمامٌ عادِلٌ هُدِىَ وَ هَدى، فَاَقامَ سُنَّةً
كه برترين بندگان خدا نزد خدا پيشواى عادلى است كه هدايت شده و هدايت كند، سنّت معلومى را
مَعْلُومَةً، وَ اَماتَ بِدْعَةً مَجْهُولَةً. وَ اِنَّ السُّنَنَ لَنَيِّرَةٌ لَها اَعْلامٌ،
به پا دارد، و بدعت مجهولى را بميراند. سنّت ها نورانى هستند و داراى نشانه هاى مشخّص،
وَ اِنَّ الْبِدَعَ لَظاهِرَةٌ لَها اَعْلامٌ. وَ اِنَّ شَرَّ النّاسِ عِنْدَاللّهِ اِمامٌ جائِرٌ
و بدعتها آشكارند و داراى علائم معلوم. و بدترين مردم نزد خداوند حاكم ستمكارى است كه
ضَلَّ وَ ضُلَّ بِهِ، فَاَماتَ سُنَّةً مَأْخُوذَةً، وَ اَحْيى بِدْعَةً مَتْرُوكَةً.
گمراه است و گمراه كننده، سنّتِ در دست عمل را از بين ببرد، و بدعتهاى متروكه را زنده كند.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1 بر اساس مدارك محكم و متقن، عثمان داماد خواهر حضرت خديجه بوده، زيرا رقيّه و امّ كلثوم دختران خواهر حضرت خديجه بوده اند كه در خانه پيامبر(ص) بزرگ شدند و ربيبه آن حضرت شدند. (براى تفصيل رجوع كنيد به الصحيح من سيرة النبى صلّى اللّه عليه وآله تأليف علامه جعفر مرتضى عاملى، ج 2، ص 126)

368
 
369
باب
شماره شماره صفحه نمايش معني بزرگنمايي   جستجو | راهنما