فارسی
  جستجو پيشرفته جستجو متن نهج البلاغه فهرست نهج البلاغه
فهرست نهج البلاغه < نهج البلاغه < صفحه اصلي    
 
بازگشت متن نهج البلاغه همراه با ترجمه استاد حسين انصاريان www.erfan.ir
ابتدا    صفحه قبلي صفحه بعدي    انتها
وَ لَكَ بَعْدُ ذِمامَةُ الصِّهْرِ وَ حَقُّ الْمَسْاَلَةِ، وَ قَدِ اسْتَعْلَمْتَ فَاعْلَمْ:
با اين حال تو را حرمت خويشى و حق پرسش است، طلب علم كردى پس بدان:
اَمَّا الاِْسْتِبْدادُ عَلَيْنا بِهذَا الْمَقامِ، وَ نَحْنُ الاَْعْلَوْنَ نَسَباً، وَ الاَْشَدُّونَ
اما استبداد ديگران در امر خلافت عليه ما ـ با اينكه ما از نظر نسب والاتر، و از نظر پيوند
بِرَسُولِ اللّهِ صَلَّى اللّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ نَوْطاً، فَاِنَّها كانَتْ اَثَرَةً شَحَّتْ
با رسول اللّه صلّى اللّه عليه وآله محكم تريم ـ محض اين بود كه انحصارطلبى كردند و از رسيدن
عَلَيْها نُفُوسُ قَوْم، وَ سَخَتْ عَنْها نُفُوسُ آخَرينَ، وَالْحَكَمُ اللّهُ،
آن به ما بخل ورزيدند، و ما اهل بيت پيامبر هم با سخاوت از آن گذشتيم، حاكم خداست،
وَالْمَعْوَدُ اِلَيْهِ يَوْمُ الْقِيامَةِ.
و روز قيامت روز بازگشت به اوست.
«وَ دَعْ عَنْكَ نَهْباً صيحَ فى حَجَراتِهِ.»
«و داستان اين غارتگرى را كه در جاى خود انجام گرفت رها كن.»
وَ هَلُمَّ الْخَطْبَ فِى ابْنِ اَبى سُفْيانَ، فَلَقْد اَضْحَكَنِى الدَّهْرُ بَعْدَ
و از اين مسأله مهم در رابطه با فرزند ابوسفيان ياد كن، كه راستى روزگارْ مرا پس از
اِبْكائِهِ. وَ لا غَرْوَ وَ اللّهِ، فَيا لَهُ خَطْباً يَسْتَفْرِغُ الْعَجَبَ، وَ يُكْثِرُ
گرياندن خنداند. به خدا قسم عجبى نيست، كه ديگر از شدّت عجب جاى تعجّب باقى نگذارد، و كژى فراوان
الاَْوَدَ. حاوَلَ الْقَوْمُ اِطْفاءَ نُورِ اللّهِ مِنْ مِصْباحِهِ، وَ سَدَّ فَوَّارِهِ مِنْ
به بار آورَد. آنان كوشيدند تا نور خدا را از چراغش خاموش كنند، و فوران چشمه حق را
يَنْبُوعِهِ، وَ جَدَحُوا بَيْنى وَ بَيْنَهُمْ شِرْباً وَبيئاً. فَاِنْ تَرْتَفِعْ عَنّا وَ عَنْهُمْ
مانع شوند، و ميان من و خودشان آب صاف را گِل آلود و وباآميز كردند. اگر اين مشكلات از ما و آنان
مِحَنُ الْبَلْوى اَحْمِلْهُمْ مِنَ الْحَقِّ عَلى مَحْضِهِ، وَ اِنْ تَكُنِ الاُْخْرى
برداشته شد آنها را به سوى حقّ خالص سوق خواهم داد، و اگر چيز ديگرى شد
 
«فَلا تَذْهَبْ نَفْسُكَ عَلَيْهِمْ حَسَرات اِنَّ اللّهَ عَليمٌ بِما يَصْنَعُونَ».
«خود را از غم و اندوه بر آنان تلف مكن، كه خداوند به آنچه انجام مى دهند داناست».

162

وَ مِنْ خُطْبَة لَهُ عَلَيْهِ السَّلامُ
از خطبه هاى آن حضرت است

در توحيد الهى
الْحَمْدُ لِلّهِ خالِقِ الْعِبادِ، وَساطِح  ِ الْمِهادِ، وَ مُسيلِ الْوِهادِ،
حمد خداى را كه آفريننده بندگان، و گستراننده زمين، و جارى كننده آب در زمين هاى گود،
وَ مُخْصِبِ النِّجادِ. لَيْسَ لاَِوَّلِيَّتِهِ ابْتِداءٌ، وَ لا لاَِزَلِيَّتِهِ انْقِضاءٌ.
و روياننده گياه در زمينهاى بلند است. اوّليتش را ابتدايى، و ازليّتش را پايانى نيست.
هُوَ الاْوَّلُ لَمْ يَزَلْ، وَ الْباقى بِلا اَجَل. خَرَّتْ لَهُ الْجِباهُ، وَ وَحَّدَتْهُ
و اوّل بى آغاز، و باقى بى آخر است. جبين ها به تعظيمش بر زمين، و لبها به توحيدش
الشِّفاهُ. حَدَّ الاَْشْياءَ عِنْدَ خَلْقِهِ لَها اِبانَةً لَهُ مِنْ شَبَهِها.
گوياست. اشياء را به وقت آفريدن حدّى معين نمود تا جدا بودن حقيقتش از شباهت با آنها را روشن سازد.
لا تُقَدِّرُهُ الاَْوْهامُ بِالْحُدُودِ وَالْحَرَكاتِ، وَ لا بِالْجَوارِح ِ وَالاَْدَواتِ.
انديشه ها را توان آن نيست كه او را به داشتن حدود و حركات، و اعضاء و ابزار كار به سنجش آرند.
لا يُقالُ لَهُ مَتى، وَ لا يُضْرَبُ لَهُ اَمَدٌ بِحَتّى. الظّاهِرُ لا يُقالُ مِمّا؟
گفته نمى شود از كى بوده، و تا چه زمان خواهد بود؟ ظاهرى است كه نتوان گفت از چه آشكار شده؟
وَالْباطِنُ لا يُقالُ فيما؟ لا شَبَحٌ فَيَتَقَضّى، وَ لا مَحْجُوبٌ
و باطنى است كه گفته نمى شود در چه چيز پنهان است؟ جسم نيست كه زوال پذيرد، مستور نيست تا چيزى او را

364
 
365
باب
شماره شماره صفحه نمايش معني بزرگنمايي   جستجو | راهنما