فارسی
  جستجو پيشرفته جستجو متن نهج البلاغه فهرست نهج البلاغه
فهرست نهج البلاغه < نهج البلاغه < صفحه اصلي    
 
بازگشت متن نهج البلاغه همراه با ترجمه استاد حسين انصاريان www.erfan.ir
ابتدا    صفحه قبلي صفحه بعدي    انتها
كَبْوَتُهُ، وَ يَكُنْ مَآبُهُ اِلَى الْحُزْنِ الطَّويلِ وَالْعَذابِ الْوَبيلِ. وَ اَتَوَكَّلُ
شديد، و بازگشتش به غصه اى طولانى، و عذابى سخت است. به خداوند تكيه مى كنم
عَلَى اللّهِ تَوَكُّلَ الاِْنابَةِ اِلَيْهِ، وَ اَسْتَرْشِدُهُ السَّبيلَ الْمُؤَدِّيَةَ اِلى جَنَّتِهِ،
تكيه اى كه نتيجه اش بازگشت به اوست، و از او راهى مى جويم كه رساننده به بهشت
الْقاصِدَةَ اِلى مَحَلِّ رَغْبَتِهِ.
و بـه محـل رغبـت و رضـاى اوسـت.
اُوصيكُمْ عِبادَاللّهِ بِتَقْوَى اللّهِ وَ طاعَتِهِ، فَاِنَّها النَّجاةُ غَداً،
بندگان خدا، شما را به تقوا و طاعت خدا سفارش مى نمايم، كه باعث نجات فردا،
وَالْمَنْجاةُ اَبَداً. رَهَّبَ فَاَبْلَغَ، وَ رَغَّبَ فَاَسْبَغَ،
وسبب آزادى ابدى است.خداوندباابلاغ كامل شمارا از عذاب بيم داد، و باتشويق همه جانبه به رضوانش تشويق نمود،
وَ وَصَفَ لَكُمُ الدُّنْيا وَ انْقِطاعَها، وَ زَوالَها وَ انْتِقالَها. فَاَعْرِضُوا عَمّا
و دنيا و قطع شدن و از دست رفتن و انتقالش را براى شما وصف كرد. از اين دنيا و آنچه كه از آن براى
يُعْجِبُكُمْ فيها لِقِلَّةِ ما يَصْحَبُكُمْ مِنْها. اَقْرَبُ دار مِنْ سَخَطِ اللّهِ،
شماشگفت انگيز است روى بگردانيد زيرا چيز اندكى از آن باشما خواهد بود. دنيا نزديكترين منزل به خشم خدا،
وَ اَبْعَدُها مِنْ رِضْوانِ اللّهِ. فَغُضُّوا عَنْكُمْ ـ عِبادَاللّهِ ـ غُمُومَها
و دورترين محل از خشنودى حق است. پس اى بندگان خدا، از غمها و مشاغل
وَ اَشْغالَها لِما قَدْ اَيْقَنْتُمْ بِهِ مِنْ فِراقِها، وَ تَصَرُّفِ حالاتِها.
دنيا محض اينكه به جدايى آن از خود و تغيير حالاتش يقين داريد چشم پوشى كنيد.
فَاحْذَرُوها حَذَرَ الشَّفيقِ النّاصِح  ِ، وَالْمُجِدِّ الْكادِح  ِ،
از دنيا همچون شخص دلسوز خيرخواه و سختكوش رنجبر براى خود در ترس و بيم باشيد،
وَاعْتَبِرُوا بِما قَدْ رَاَيْتُمْ مِنْ مَصارِع  ِ الْقُرُونِ قَبْلَكُمْ، قَدْ تَزايَلَتْ
و به آنچه از حوادثى كه ديديد بر سر گذشتگان آمد عبرت گيريد، كه پيوندهاى اعضايشان
 
اَوْصالُهُمْ، وَ زالَتْ اَبْصارُهُمْ وَ اَسْماعُهُمْ، وَ ذَهَبَ شَرَفُهُمْ وَ عِزُّهُمْ،
از هم گسست، چشم ها و گوشهايشان نابود شد، شرف و عزّتشان از دست رفت،
وَانْقَطَعَ سُرُورُهُمْ وَ نَعيمُهُمْ. فَبُدِّلُوا بِقُرْبِ الاَْوْلادِ فَقْدَها،
شادى و نعمتشان قطع شد. همانان كه به جاى قرب فرزندان به فقدان آنان،
وَ بِصُحْبَةِ الاَْزْواجِ مُفارَقَتَها. لايَتَفاخَرُونَ، وَ لايَتَناسَلُونَ،
و به جاى مصاحبت با زنان به فراق آنان مبتلا شدند. اكنون نه به مفاخرت برمى خيزند، نه توليد نسل مى كنند،
وَ لايَتَزاوَرُونَ، وَ لايَتَحاوَرُونَ. فَاحْذَرُوا عِبادَاللّهِ حَذَرَ الْغالِبِ
نه به زيارت يكديگر مى روند، و نه به گفتگوى هم مى نشينند. پس اى بندگان خدا، تقوا پيشه كنيد تقواى آن كه
لِنَفْسِهِ، الْمانِعِ لِشَهْوَتِهِ، النّاظِرِ بِعَقْلِهِ، فَاِنَّ الاَْمْرَ واضِحٌ،
بر نفسش غالب آمده و شهواتش را مانع گشته، و با ديده عقل به امور نظر مى كند، زيرا برنامه واضح،
وَالْعَلَمَ قائِمٌ، وَ الطَّريقَ جَدَدٌ، وَالسَّبيلَ قَصْدٌ.
و نشانه نجات بر پا، و جادّه هموار، و راه راست و معتدل است.

161

وَ مِنْ كَلام لَهُ عَلَيْهِ السَّلامُ
از سخنان آن حضرت است
] لِبَعْضِ اَصْحابِهِ وَ قَدْ سَاَلَهُ: كَيْفَ دَفَعَكُمْ قَوْمُكُمْ عَنْ هذَا الْمَقامِ وَ اَنْتُمْ
به يكى از يارانش هنگامى كه پرسيد: چگونه قومتان شما را از خلافت بازداشتند در صورتى كه
اَحَقُّ بِه؟ فَقالَ عَليه السّلامُ:[
از همه سزاوارتر بوديد؟! فرمود:
يا اَخا بَنى اَسَد اِنَّكَ لَقَلِقُ الْوَضينِ، تُرْسِلُ فى غَيْرِ سَدَد،
اى برادر بنى اسدى، تو را اضطراب و بيقرارى است، سخن در غير صواب مى گويى!

362
 
363
باب
شماره شماره صفحه نمايش معني بزرگنمايي   جستجو | راهنما