فارسی
  جستجو پيشرفته جستجو متن نهج البلاغه فهرست نهج البلاغه
فهرست نهج البلاغه < نهج البلاغه < صفحه اصلي    
 
بازگشت متن نهج البلاغه همراه با ترجمه استاد حسين انصاريان www.erfan.ir
ابتدا    صفحه قبلي صفحه بعدي    انتها
صَلَّى اللّهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ: «اِنَّ اللّهَ يُحِبُّ الْعَبْدَ وَ يُبْغِضُ عَمَلَهُ، وَ يُحِبُّ
فرمود: «بى شك خداوند گاهى دوست دارد بنده را و دشمن دارد عملش را، و گاهى دوست دارد
الْعَمَـلَ وَ يُبْغِضُ بَدَنَـهُ.»
عمل را و دشمن دارد انجام دهنده اش را».
وَ اعْلَمْ اَنَّ لِكُلِّ عَمَل نَباتاً، وَ كُلُّ نَبات لا غِنى بِهِ عَنِ الْماءِ،
آگاه باش هر عملى را گياهى است، و هيچ گياهى را بى نيازى از آب نيست،
وَالْمِياهُ مُخْتَلِفَةٌ: فَما طابَ سَقْيُهُ طابَ غَرْسُهُ وَ حَلَتْ ثَمَرَتُهُ،
و آبها گوناگون است: آنچه آبياريش پاكيزه باشد نهالش پاكيزه و ميوه اش شيرين است،
وَ ما خَبُثَ سَقْيُهُ خَبُثَ غَرْسُهُ وَ اَمَرَّتْ ثَمَرَتُهُ.
و آنچه آبياريش آلوده باشد نهالش آلوده و ميوه اش تلخ است.

154

وَ مِنْ خُطْبَة لَهُ عَلَيْهِ السَّلامُ
از خطبه هاى آن حضرت است
يَذْكُرُ فيها بَديعَ خِلْقَةِ الْخُفّاشِ
كه در آن شگفتيهاى آفرينش شب پره را بيان مى كند
الْحَمْدُ لِلّهِ الَّذِى انْحَسَرَتِ الاَْوْصافُ عَنْ كُنْهِ مَعْرِفَتِهِ، وَ رَدَعَتْ
حمد خدايى را كه اوصاف از رسيدن به حقيقت معرفتش مانده اند، و عظمتش
عَظَمَتُهُ الْعُقُولَ فَلَمْ تَجِدْ مَساغاً اِلى بُلُوغ  ِ غايَةِ مَلَكُوتِهِ. هُوَ اللّهُ
عقول را بازداشته پس راهى براى رسيدن به نهايت ملكوتش نيافتند. اوست اللّه
الْمَلِكُ الْحَقُّ الْمُبينُ، اَحَقُّ وَ اَبْيَنُ مِمّا تَرَى الْعُيُونُ. لَمْ تَبْلُغْهُ
آن پادشاه حق آشكار، ثابت تر و آشكارتر است از هرچه ديده ها مى بيند. قدرت عقول
 
الْعُقُولُ بِتَحْديد فَيَكُونَ مُشَبَّهاً، وَ لَمْ تَقَعْ عَلَيْهِ الاَْوْهامُ بِتَقْدير
به حدّ و اندازه اى براى حضرتش نرسيده تا مانندى برايش بيابد، و اوهام به تقديرى براى او راه نيافتند
فَيَكُونَ مُمَثَّلاً. خَلَقَ الْخَلْقَ عَلى غَيْرِ تَمْثيل، وَ لا مَشُورَةِ مُشير،
تا مانندش در وهم درآمده باشد. موجودات را بدون نقشه قبلى، و مشورت با مشاور،
وَ لا مَعُونَةِ مُعين. فَتَمَّ خَلْقُهُ بِاَمْرِهِ، وَ اَذْعَنَ لِطاعَتِهِ، فَاَجابَ
و كمك مددكار آفريد. آفرينش او به دستورش كامل شد، و به طاعتش گردن نهاد، فرمانش را
وَ لَمْ يُدافِعْ، وَ انْقادَ وَ لَمْ يُنازِعْ.
اجابت كرد و ردّ ننمود، و تسليم او شد و به مخالفتش برنخاست.
وَ مِنْ لَطائِفِ صَنْعَتِهِ وَ عَجائِبِ حِكْمَتِهِ ما اَرانا مِنْ غَوامِضِ
از لطائف صنعت و شگفتيهاى حكمتش كه به ما نشان داده همانا اسرار پيچيده حكمت آميزى
الْحِكْمَةِ فى هذِهِ الْخَفافيشِ الَّتى يَقْبِضُهَا الضِّياءُ الْباسِطُ لِكُلِّ
است كه در اين شب پره ها تدبير نموده، شب پره هايى كه روشنى روز كه گشاينده ديده هر چيزى است
شَىْء، وَ يَبْسُطُهَا الظَّلامُ الْقابِضُ لِكُلِّ حَىٍّ، وَ كَيْفَ
چشم آنها را مى بندد، و تاريكى شب كه ديده هر زنده اى را مى بندد چشم آنها را باز مى كند، و چگونه
عَشِيَتْ اَعْيُنُها عَنْ اَنْ تَسْتَمِدَّ مِنَ الشَّمْسِ الْمُضيئَةِ نُوراً تَهْتَدى بِهِ
چشمشان پوشيده شده كه توان مدد گرفتن از نور آفتاب درخشان را ندارند تا به راههاى خود
فى مَذاهِبِها، وَ تَتَّصِلَ بِعَلانِيَةِ بُرْهانِ الشَّمْسِ اِلى مَعارِفِها،
خود راهنمايى شوند، و در پرتو خورشيد به آنچه بايد بشناسند برسند،
وَ رَدَعَها بِتَلاَْلُؤِ ضِيائِها عَنِ الْمُضِىِّ فى سُبُحاتِ اِشْراقِها،
و چسان خداوند آنها را با تلألؤ نور خورشيد از راه سپردن در امواج روشنايى آن مانع شده،
وَ اَكَنَّها فى مَكامِنها عَنِ الذَّهابِ فى بَلَجِ ائْتِلاقِها! فَهِىَ مُسْدِلَةُ
و در لانه هاى خود از رفتن در قلب روشنايى پنهان نموده! در روز روشن

340
 
341
باب
شماره شماره صفحه نمايش معني بزرگنمايي   جستجو | راهنما