فارسی
  جستجو پيشرفته جستجو متن نهج البلاغه فهرست نهج البلاغه
فهرست نهج البلاغه < نهج البلاغه < صفحه اصلي    
 
بازگشت متن نهج البلاغه همراه با ترجمه استاد حسين انصاريان www.erfan.ir
ابتدا    صفحه قبلي صفحه بعدي    انتها
حَتّى اِذَا اخْلَوْلَقَ الاَْجَلُ، وَ اسْتَراحَ قَوْمٌ اِلَى الْفِتَنِ،
تا آنكه مدّتشان كهنه شد و زمانشان به سر آمد، و گروهى براى به دست آوردن راحتى به فتنه ها وصل شدند،
وَ اَشالُوا عَنْ لِقاحِ حَرْبِهِمْ، وَ لَمْ يَمُنُّوا عَلَى اللّهِ بِالصَّبْرِ،
و مهيّاى جنگ افرزوى گشتند، و مسلمانان حقيقى پايدارى خود را در حوادث بر خداوند منّت ننهادند،
وَ لَمْ يَسْتَعْظِمُوا بَذْلَ اَنْفُسِهِمْ فِى الْحَقِّ. حَتّى اِذا وافَقَ وارِدُ الْقَضاءِ
و جانبازى در راه حق را بزرگ نشمردند، تا چون قضاى الهى به پايان دادن
انْقِطاعَ مُدَّةِ الْبَلاءِ حَمَلُوا بَصائِرَهُمْ عَلى اَسْيافِهِمْ، وَ دانُوا لِرَبِّهِمْ
زمان امتحان و گرفتارى موافق شد، از روى بصيرت دست به اسلحه بردند، و به دستور راهبرشان تن به
بِاَمْرِ واعِظِهِمْ. حَتّى اِذا قَبَضَ اللّهُ رَسُولَهُ صَلَّى اللّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ رَجَعَ
فرمان خدا دادند. تا چون خداوند پيامبرش صلّى اللّه عليه وآله را از دنيا برد گروهى
قَوْمٌ عَلَى الاَْعْقابِ. وَ غالَتْهُمُ السُّبُلُ، وَاتَّكَلُوا عَلَى الْوَلائِجِ،
به جاهليت بازگشتند، راههاى باطل آنان را هلاك كرد، بر آراء نادرست تكيه كردند،
وَ وَصَلُوا غَيْرَ الرَّحِمِ، وَ هَجَرُوا السَّبَبَ الَّذى اُمِرُوا بِمَوَدَّتِهِ،
و به بيگانگان پيوستند، و از وسيله اى كه مأمور به مودّت آن بودند جدا شدند،
وَ نَقَلُوا الْبِناءَ عَنْ رَصِّ اَساسِهِ، فَبَنَوْهُ فى غَيْرِ مَوْضِعِهِ. مَعادِنُ
ساختمان (دين و حكومت) را از بنيادش انتقال دادند، و آن را در غير جاى خودش بنا كردند. آنان
كُلِّ خَطيئَة، وَ اَبْوابُ كُلِّ ضارِب فى غَمْرَة. قَدْ مارُوا فِى الْحَيْرَةِ،
معادن هر خطايى هستند، و درهاى گام نهادگان در وادى گمراهيند. غوطهور در درياى حيرت،
وَ ذَهَلُوا فِى السَّكْرَةِ، عَلى سُنَّة مِنْ آلِ فِرْعَوْنَ: مِنْ مُنْقَطِع اِلَى الدُّنْيا
و افتاده در مستى و جهالت اند، به روش فرعونيان: كه گروهى از آخرت دل بريده و به دنيا
راكِن، اَوْ مُفارِق لِلدِّينِ مُبايِن.
دلبسته اند، و عدّه اى پيوند خود را با دين بريده و از آن جدا گشته اند.
 

151

وَ مِنْ خُطْبَة لَهُ عَلَيْهِ السَّلامُ
از خطبه هاى آن حضرت است

در تحذير از فتنه ها
وَ اَحْمَدُ اللّهَ، وَ اَسْتَعينُهُ عَلى مَداحِرِ الشَّيْطانِ وَ مَزاجِرِهِ،
خدا را سپاس مى گويم، و از او در موجبات طرد و بازداشتن شيطان،
وَالاِْعْتِصامِ مِنْ حَبائِلِهِ وَ مَخاتِلِهِ. وَ اَشْهَدُ اَنْ لا اِلهَ اِلاَّ اللّهُ،
و محفوظ ماندن از دچار شدن در دامها و فريبهايش يارى مى خواهم. و گواهى مى دهم كه خدايى جز اللّه نيست،
وَ اَشْهَدُ اَنَّ مُحَمَّداً عَبْدُهُ وَ رَسُولُهُ وَ نَجيبُهُ وَ صَفْوَتُهُ،
و گواهى مى دهم كه محمّد(صلّى اللّه عليه وآله) بنده و فرستاده و انتخاب شده و برگزيده اوست،
لا يُوازى فَضْلُهُ، وَلا يُجْبَرُ فَقْدُهُ. اَضاءَتْ بِهِ الْبِلادُ بَعْدَ الضَّلالَةِ
در فضيلت همتايى ندارد، و فقدانش را چيزى جبران نمى كند. شهرها از پس گمراهى
الْمُظْلِمَةِ، وَالْجَهالَةِ الْغالِبَةِ، وَالْجَفْوَةِ الْجافِيَةِ، وَالنّاسُ
تاريك، و جهالت غالب بر مردم، و درشتخويى ستم آميز به وجود او روشن شد، آن هم در زمانى كه مردم
يَسْتَحِلُّونَ الْحَريمَ، وَ يَسْتَذِلُّونَ الْحَكيمَ. يَحْيَوْنَ عَلى فَتْرَة،
حرام خدا را حلال دانسته، و انسان حكيم را خوار مى شمردند، در روزگار خالى از پيامبران مى زيستند،
وَ يَمُوتُونَ عَلى كَفْرَة.
و بر حالت كفر از دنيا مى رفتند.
ثُمَّ اِنَّكُمْ مَعْشَرَ الْعَرَبِ اَغْراضُ بَلايا قَدِ اقْتَرَبَتْ. فَاتَّقُوا سَكَراتِ
شما اى مردم عرب، نشانه بلاهايى هستيد كه بسيار نزديك است. پس از مستى هاى نعمت

328
 
329
باب
شماره شماره صفحه نمايش معني بزرگنمايي   جستجو | راهنما